حداقل 30 سال زمان لازم است تا اقتصاد سوریه بتواند به شرایط پیش از 2011 بازگردد و حال با گذشت شش سال از آن زمان، هزینه بازگشت سوریه به شرایط عادی بدون تردید بسیار بیشتر و سختتر خواهد بود.
سوریه در طول هفت سال گذشته، بحران و جنگ سنگینی را با تروریستهای مورد حمایت غرب و برخی کشورهای منطقه، پشت سر گذاشت. اگرچه دمشق توانست به همراهی متحدان خود داعش را شکست داده و ضربات سنگینی را بر دیگر گروههای تروریستی وارد نماید، اما این بدان معنا نیست که جنگ در این کشور بطور کامل فیصله یافته است. سوریه هنوذ با بقایای داعش و گروههای تروریستی در برخی نقاط این کشور در حال جنگ می باشد. کشور سوریه در طول این بحران و جنگ، خسارات بسیار سنگینی را متحمل شده است. بگونه ای که بازسازی این کشور در مرحله پسا تروریزم، یکی از موضوعات مهم و بلکه یکی ازچالشهای عمده می باشد.
خسارت سنگین 7 سال جنگ در سوریه
برآورد شده که حداقل 226 میلیارد دلار خسارت مالی به ساختارهای زیربنایی سوریه وارد شده است.
همچنین سوریه که در سال 2010 دارای 21 میلیون نفر جمعیت بود، امروز تنها 18 میلیون نفر جمعیت دارد و سن امید به زندگی به 57 سال کاهش یافته است. حداقل 400هزار نفر در جریان این جنگ کشته شدند و 5.5 میلیون نفر مجبور به مهاجرت به خارج از کشور و 6.5 میلیون نفر دیگر در داخل سوریه مجبور به جابه جایی و ترک خانههای خود شدهاند.
در حال حاضر با شکست نسبی گروههای تروریستی در سوریه و ثبات نسبی دولت، انتظار میرود بازسازی سوریه نخستین اولویت پیش روی این کشور باشد، اما این هدف به راحتی قابل دستیابی نیست. جنگ باعث شده تا دولت سوریه از نظر مالی تقریبا به شرایط ورشکستگی رسیده و ذخایر ارزی این کشور از 21 میلیارد دلار در سال 2010 تنها به 1 میلیارد دلار در سال 2015 برسد. رقمی که بطور طبیعی در سالهای 2016 و 2017 باید سیر نزولی را طی کرده باشد.
برآوردهای متعددی از هزینههای بازسازی سوریه ارائه شده اما این پیش بینیها هزینههایی بین 100 تا 350 میلیارد دلار را در برمیگیرد. سازمان ملل و بانک جهانی پیش بینی کردهاند که حداقل 100 میلیارد دلار لازم است تا دولت سوریه به شرایط عادی بازگردد و این بدان معناست که پس از هزینه 100 میلیارد دلاری، دولت سوریه تازه خواهد توانست بازسازی خود را آغاز کند. در همان سال نخست جنگ آژانس امداد و نجات سازمان ملل گفته بود حداقل 30 سال زمان لازم است تا اقتصاد سوریه بتواند به شرایط پیش از 2011 بازگردد و حال با گذشت شش سال از آن زمان، هزینه بازگشت سوریه به شرایط عادی بدون تردید بسیار بیشتر و سختتر خواهد بود.
موانع بازسازی سوریه پس از جنگ
در این شرایط بسیار بحرانی و با وجود هشدارهای متعددی که در خصوص آینده مردم سوریه و ضرورت آغاز هرچه سریعتر بازسازی این کشور احساس میشود، اما موانع متعددی در خصوص بازسازی سوریه وجود دارد:
فقر ذاتی منابع طبیعی: اما بطور طبیعی یکی دیگر از موانع ذاتی بازسازی سوریه این موضوع است که سوریه بطور کلی کشوری ثروتمند از حیث منابع طبیعی به شمار نمیرود. برخلاف عراق که با پول حاصل از فروش نفت میتواند امیدوار به انجام بازسازی خود باشد، سوریه اما به کدام منابع طبیعی خود میتواند اتکا کند؟ صنایع استخراج نفت سوریه بسیار قدیمی و منابع نفتی این کشور بسیار محدود است. پیش از آغاز جنگ و بحران در سوریه، این کشور تنها قادر به استخراج و صادرات 375 هزار بشکه نفت در روز بود که آن میزان تنها 2/0 درصد از تولید جهانی نفت به شمار میرفت. این میزان نیز در شرایط امروز پس از جنگ بسیار کمتر و به نصف میزان قبل از جنگ کاهش یافته است. استخراج گاز در سوریه حتی بسیار کمتر از نفت و در شرایط عادی 1/0 درصد تولید گاز جهانی بوده است که این میزان نیز بسیار ناچیز ارزیابی میشود. از سوی دیگر بخش قابل توجهی از منابع هیدروکربن سوریه در مناطق شمال شرق سوریه است که در حال حاضر پس از شکست داعش در کنترل نیروهای کردی میباشد.
کمبود نقدینگی: مجموع شرایط فوق به یک نتیجه کلی منجر میشود و آن کمبود نقدینگی در سوریه است. از میان 14 بانک خصوصی و دولتی سوریه که در سال 2010 دارای نقدینگی به میزان 13.8 میلیارد دلار بودند، این نقدینگی در سال 2016 به کمتر از 3 میلیارد دلار رسیده است و از طرف دیگر انتشار پول بیشتر توسط دولت نیز در شرایطی که ارز خارجی و دلار به کشور وارد نمیشود، تنها به معنای سقوط بیشتر ارزش پول ملی و دور باطل افزایش تورم و گرانی عمومی و به تبع آن فقر بیشتر مردم است. براین اساس مرحله نخست بازسازی سوریه، توانایی دولت دمشق برای آغاز تجارت بینالمللی خود و ورود ارز خارجی به کشور خواهد بود که در شرایط فعلی کمی سخت به نظر میرسد.
تحریمهای گذشته جهانی علیه سوریه: اما قهراقتصادی فعلی اروپا و غرب با سوریه تنها محدود به دوران فعلی پس از تثبیت دولت سوریه نیست. اتحادیه اروپا، آمریکا و سازمان ملل از سال 2011 و همزمان با آغاز جنگ تروریستی در سوریه، دولت دمشق و برخی از بلندپایهترین مقامات سوری را با طرح اتهاماتی مورد تحریم قرار دادند. این تحریمها به دیگر شرکتهای سوری، تجار نزدیک به دولت و سایر فعالان اقتصادی و شرکتهای خصوصی نیز تسری یافت و در حال حاضر تحریمهای سازمان ملل و اتحادیه اروپا یکی از عمدهترین موانع دولت سوریه برای فراخوانی شرکتهای خارجی جهت بازسازی این کشور به شمار میرود و در این وضعیت طبیعی است که شرکتهای بینالمللی حاضر به از سرگیری فعالیتهای خود در سوریه نباشند. لذا در حال حاضر تحریمهای بینالمللی یکی از موانع بازسازی سوریه است.
کارشکنی اروپا و غرب: علی رغم فاجعه انسانی حال حاضر در سوریه، متاثر از هفت سال جنگ، اما واکنشهای جهانی به بازسازی سوریه قابل توجه است. بانک جهانی به گزارشگر پایگاه میدل ایست آی گفته است که قادر به پرداخت کمک مالی و وام به دولت سوریه برای بازسازی نیست و نشانههای موجود نیز حاکی از آن است که دولتهای غربی هرگونه اقدامی را برای بازسازی سوریه مشروط به تغییرات سیاسی و گذار از دولت مرکزی فعلی دمشق عنوان میکنند. همین شرط گذاشتن دولتهای اروپایی برای بازسازی سوریه، خود بزرگترین ضربه را به سوریه حتی بدون جنگ خواهد زد.
در شرایطی که جنگ در سوریه تقریبا مراحل پایانی را میگذراند و دولت بطور نسبی موفق به تثبیت نفوذ و حاکمیت خود در بسیاری از مناطق سوریه شده، حال سوریه باید با مانع بزرگ مخالفان غربی خود برای بازسازی مقابله کند. شرط غربیها برای بازسازی سوریه در صورت تغییر دولت و یا ایجاد دولت انتقالی خود جرقه بحرانی جدید را در سوریه پس از جنگ روشن خواهد کرد. این بحران البته برخلاف گذشته نظامی و میدانی نخواهد بود بلکه این بار دولت دمشق باید خود را آماده جنگ اقتصادی و حتی شاید تحریمهای جدید احتمالی مخالفان غربی و اروپایی خود کند. در وضعیتی که جنگ نظامی نتوانسته اهداف مورد نظر غرب را برای حذف دولت بشاراسد در دمشق برآورده سازد، چندان دور از انتظار نیست که غربیها اکنون فاز جنگ اقتصادی را با دولت بشاراسد پس از شکست گروههای تروریستی در پیش گیرند. در این وضعیت آیا میتوان انتظار داشت شرکتهای بین المللی غربی به سرمایهگذاری در سوریه بپردازند یا بازرگانان به سوریه بازگردند؟ بطور مشخصی پاسخ منفی است.
با این حال و با وجود این موانع، اما چندان هم نمیتوان با بدبینی به بازسازی سوریه نگاه کرد. با وجود کارشکنی غرب و اروپا برای بازسازی سوریه توسط دولت بشاراسد، اما از سوی دیگر تردیدی در این موضوع نیست که دمشق دارای متحدان منطقهای مانند روسیه، ایران و عراق است که مانند دوران جنگ داخلی، پس از جنگ نیز در کنار دمشق خواهند بود. علاوه بر این، کشور چین نیز آماده سرمایه گذاری در سوریه خواهد بود. با این حال باید منتظر بود و دید که دولت مرکزی بشاراسد در کنار متحدان منطقهای خود چگونه خواهد توانست از موانع هفت خان بازسازی پس از جنگ عبور کند.
منبع:http://alwaght.com/
4 ماه مه اجساد 9 پلیس کشته شده در یک شهر واقع در جنوب غربی استان درعا پیدا شد. قاسم الصبیحی، کسی که این افراد را کشته، یک شورشی سابق است که بعدتر به نیروهای امنیتی دولت پیوسته. او برای کشته شدن پسر و دامادش دولت سوریه را مقصر می دانست و نیروهای پلیس را نیز به همین دلیل کشت. با این حال، پلیس درگیر نشد. پس از این حادثه افراد دارای نفوذ در درعا بیانیه ای در محکوم کردن او صادر کردند که در سنت های قبیله ای به معنای آن است که او دیگر از حمایت قبیله خود برخوردار نیست. با این حال، دولت بشار اسد اعلام کرد که مناطق آزاد شده را تحت کنترل امنیتی خود در خواهد آورد و در روزهای بعد، نیروهای پشتیبانی در منطقه مستقر شدند که نشان از آن داشت که دمشق به دنبال استفاده از این حادثه به عنوان بهانه ای برای افزایش حضور خود در آنجاست.
تشدید تنش ها در سطحی که اکنون پیش بینی می شود، از تابستان 2018 که دولت اسد کنترل جنوب غربی سوریه را در دست گرفت، بی سابقه بوده و این در حالی است که تنش ها و خشونت های مسلحانه از زمان بازگشت نیروهای امنیتی سوری به یک شاخصه در منطقه درعا تبدیل شده. جدیدترین نمونه از عملیات نظامی نیروهای سوری در مارس 2020 و زمانی بود که با موفقیت کنترل خود را بر بخش هایی از شهر الصنمین اعمال کرد. با این حال، تحولات کنونی از چندین نظر بی سابقه بوده است. اول، سطح استقرار نظامی نیروهای امنیتی سوری قابل توجه و نشان دهنده احتمال عملیات نظامی گسترده در منطقه است. دوم، شهر طفس در نتیجه توافقی که با میانجی گری روسیه حاصل شد، شاهد حضور مستقیم نیروهای دولتی نبود. سوم، شورشی های پیشین در طفس و مناطق حومه آن کاملا مسلح هستند و اگر یک رویارویی نظامی صورت بگیرد، سطح خشونت بسیار بالا خواهد بود.
روسیه از زمان بازگشت نیروهای امنیتی سوریه به توافق متعهد بوده است. البته بر سر این مساله مناقشاتی وجود دارد. برخی از بازیگران مخالف مسکو را به دلیل خودداری از واکنش به اقدامات دمشق مورد انتقاد قرار داده اند. به هر حال، روس ها تا اندازه قابل توجهی به توافق متعهد بوده و در سال های گذشته مانع از حضور مستقیم نیروهای سوری در منطقه شده اند. این اقدام روسیه را می توان به نوعی، تلاش برای کاهش نگرانی های اسرائیل و اردن درباره احتمال حضور نیروهای ایرانی و گروه های شبه نظامی تحت حمایت ایران در جنوب غربی سوریه دانست. مداخلات متعدد روسیه در ممانعت یا محدودسازی حضور مستقیم نیروهای اسد در منطقه را می تواند نشان دهنده تعهد آن به توافق قلمداد کرد.
مذاکرات جاری با مشارکت روس ها می تواند نشان دهنده این مساله باشد که روسیه خواستار تشدید تنش نیست. شاید این مرتبه نیز مذاکرات بتواند همانند گذشته مانع از درگیری شود و با امتیازهای کوچک یا نمادین، به کاهش تنش ها بینجامد.
با توجه به سطح بی سابقه حضور نیروهای نظامی دولتی در منطقه، سناریوی دیگر می تواند این باشد که اگرچه روسیه حقیقتا به دنبال جلوگیری از درگیری نظامی است، اما در عین حال هدف وادار کردن شورشی ها به قائل شدن امتیازات بیشتر را دنبال می کند. احتمال دیگر هم این است که روسیه به دنبال تبدیل این بحران به فرصتی برای استخدام شورشی های سابق در یگان های طرفدار روسیه در ارتش سوریه باشد.
اعزام یگان هایی از ارتش سوریه که با ایران ارتباط نزدیکی دارند، به منطقه تحت حمایت روسیه می توان یک پیام پنهان داشته باشد. اما این مساله نشان دهنده محاسبات مخاطره آمیز دمشق نه فقط در سطح منطقه ای، بلکه در ارتباط با نظمی است که روسیه در درعا ایجاد کرده. همانطور که پیشتر گفتم، این نظم به طور ویژه برای ممانعت از افزایش نفوذ ایران و نیروهای طرفدار ایرانی در جنوب غربی سوریه طراحی شده است.
جنوب غربی سوریه یک منطقه مرزی معمولی نیست. یک جبهه مناقشه آمیز منطقه ایست که هر گونه بی ثباتی و تشدید تنش های نظامی در آن می تواند اثرات فرامرزی داشته باشد. از این رو، تشدید تنش ها توسط یک جناح طرفدار ایرانی در داخل دولت سوریه برای اسرائیل و اردن ناخوشایند است چرا که هیچ کدام از آنها حضور ایرانی در نزدیکی بلندی های جولان را نمی خواهند و تحمل نمی کنند. نظمی که روسیه برقرار کرده، به رغم ضعف های بسیار آن، در ایجاد ثبات در جنوب غربی سوریه موثر بوده و در همسایگان آن اطمینان ایجاد کرده است. البته لازم به ذکر است که حضور نیروهای متحد ایران در ارتش سوریه در طفس و حومه آن لزوما به معنای پایان نظم منطقه ای نیست. اگر دمشق و تهران برای این طرح برنامه ریزی کرده باشند، هدف آنها را باید به صورت گامی تاکتیکی برای پررنگ کردن حضورشان در بازی منطقه ای درک کرد و نه یک قمار مخاطره آمیز برای بر هم زدن توازن موجود در این منطقه حساس.
اندیشکده جریان، جریانی است نواندیش از جوانانی که باور به تحول در حوزه سیاست ورزی جهانی دارند.
جمعی از جوانان تحصیلکرده در رشته های علوم سیاسی و علوم اجتماعی و ارتباطات و اقتصاد و باورمند به اصول اخلاقی شریعت رهایی بخش حضرت دوست گرد هم آمده اند تا با انگیزه های غیر انتفاعی و غیر جناحی جهت بهبود اوضاع حیات جمعی بشر به تشریک مساعی پرداخته و با رویکردی دانش بنیان، مسئله محور، زمینه نگر و آزاداندیشانه امکان ایجاد یک هویت جمعی فضیلت خواهانه و معطوف به بازاندیشی در سیاست های جهانی را فراهم آورند.