یکجانبه‌گرایی آمریکا و سیاست شناسایی چین

در twitter به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
سوزان استرنج نظریه‌پرداز اقتصاد سیاسی بین‌المللی در دهه 90 میلادی با رد استدلال مکتب افول‌گرایی، تاکید کرده بود، آمریکا با اتکا به قدرت نرم و همچنین در اختیار داشتن فناوری‌های برتر، همچنان هژمونی و حکمرانی خود بر جهان را حفظ خواهد کرد. اما گویا جز رقابت‌های جدی آمریکا با رقیبانش در زمینه تجاری و ارتقاء سیستم‌های نظامی و فضایی با بهره‌گیری از فناوری هوش مصنوعی، تلاش واشنگتن برای مقابله با شرکت هواوی چین، شکلی دیگری از مواجهه این کشور با هر گونه اقدام برای به چالش کشیده شدن جایگاهش در نظام بین‌الملل باشد.

 چالش ایجاد شده در مورد فشار آمریکا به هواوی را می‌توان با ارجاع به جنگ تجاری و تعرفه‌ای اخیر چین و آمریکا توضیح داد. به عبارتی دیگر می‌توان این واکنش را به عنوان یکی از سیاست‌های واشنگتن برای تضعیف اقتصاد این ابرقدرت آسیایی با اتکا به جلوگیری از صادرات سودآور محصولات حوزه فناوری‌اش به اروپا و آمریکا تحلیل کرد. اما به نظر نگارنده شاید در تصویری بزرگتر ‌بتوان تحلیل دقیق‌تری ازآن به دست داد. تصویری در سطح ساختاری که با ارجاع به یک سوال همواره مرکزی در روابط‌بین‌الملل دیده خواهد شد. سوال از اینکه قدرت‌های مسلم در روابط‌بین‌الملل چگونه نسبت به خیزش صلح‌آمیز قدرت‌های بزرگ در حال ظهور واکنش نشان خواهند داد؟ به شکلی مصداقی، قدرت‌های بزرگ مانند آمریکا چگونه نسبت به افزایش قدرت کشورهایی مانند چین در روابط بین‌الملل واکنش نشان می‌دهند؟ این سوال محوری از این جهت با موضوع هواوی مرتبط است که در اختیار داشتن قدرت فناوری برتر می‌تواند جایگاه چین را به عنوان یکی از قدرت‌های برتر جهانی تثبیت و معادلات ساختاری و سیستمی را در نظام بین‌الملل دگرگون کند. مساله فوق اهمیت صورتبندی نظری و مفهوم‌پردازی آن در عرصه روابط بین‌الملل را دو چندان می‌کند. از این‌‍رو در این یادداشت با بهره‌گیری از مفهوم «شناسایی» این موضوع مورد تحلیل قرار خواهد گرفت.
میشل موری در کتابش با عنوان «مبارزه برای شناسایی در روابط بین‌الملل Murray,2018))بر این نکته تاکید دارد که مبارزه و تلاش برای شناسایی شدن به عنوان یک قدرت بزرگ در روابط بین‌الملل، پاسخ جدیدی به این سوال قدیمی در روابط بین‌الملل است که تحول و دگرگونی قدرت در نظام بین‌الملل چگونه اتفاق می‌افتد؟. پاسخ وی این است که تحول و دگرگونی قدرت به طور عمده شکلی اجتماعی دارد که به موجب آن قدرت‌های در حال رشد برای به رسمیت شناخته شدن به عنوان یک قدرت‌ جهانی جدید تلاش می‌کنند. 
در این نگاه، در مرکز شکل‌گیری و تثبیت هویت برای قدرت بزرگ بودن، دستیابی به توانایی‌های نمادین خاص در حوزه جنگ‌افزار و فناوری‌های نظامی، مانند ناو هواپیمابر یا سلاح‌های هسته‌ای است. نمادهایی که به عنوان بخشی از هویت قدرت بزرگ بودن مشخص شده و بدین‌وسیله قدرت‌های در حال ظهور یا در حال هژمون وضعیت اجتماعی بین‌المللی نامشخص خود را به عنوان یک رقیب و قدرت جدید، مشخص می‌کنند. هنگامی که یک قدرت هژمون بالقوه به رسمیت شناخته می‌شود می‌تواند ماهیت اقدامات خود را مشروع و قانونی کند. اما اگر قدرت هژمون بالقوه، اقدامش به درستی شناسایی و اجتماعی نشده باشد، کنشگری آن قدرت در عرصه جهانی به عنوان اقداماتی تجدیدنظرطلبانه در روابط بین‌الملل شناخته می‌شود. در این وضعیت، هویت کشور مورد نظر برای شناسایی شدن به عنوان یک قدرت بزرگ و مشروع با مشکل روبرو خواهد شد.
 برای وضعیت توصیف شده فوق مثال‌های تاریخی زیادی وجود دارد. در این رابطه بعضی از مثال تاریخی رشد آمریکا و آلمان استفاده می‌کنند. یعنی شرایطی که گسترش انحصارطلبانه آمریکایی، قانونی و در نتیجه شرایط را برای هژمون شدن این کشور تسهیل و صلح‌آمیز کرد، ولی اقدامات آلمان پیش از جنگ جهانی اول به عنوان یک اقدام تجدیدنظرطلبانه در نظر گرفته شد و باعث ائتلاف‌سازی‌های گوناگون برای مهار این کشور شد. در مورد چین نیز می‌توان گفت تاکنون ابعاد اقتصادی، نظامی و سیاسی قدرت این کشور مورد پذیرش جامعه بین‌المللی قرار گرفته است، اما برای پذیرش قدرت فناوری چین همچنان مقاومت وجود دارد. مقاومتی که از سوی آمریکای ترامپ برای جلوگیری از کامل شدن پازل همطرازی قدرت و یا اعتباربخشی به قدرت چین در جامعه بین‌المللی شکل گرفته است.
فناوری چینی و واکنش آمریکایی
برجسته کردن شکل اجتماعی تحول قدرت و همچنین اهمیت اعتبار و شناسایی یک قدرت جهانی، چارچوبی قدرتمند فراهم می‌کند تا از طریق آن درک جدیدی از افزایش قدرت چین و نحوه واکنش ایالات متحده به آن ایجاد شود. مساله‌ای که به طور خاص با موضوع جنگ تعرفه‌های تجاری و به طور خاص‌تر با موضوع شرکت هواوی قابل تبیین است. امروز تلاش‌های چین در عرصه تکنولوژی به خصوص فناوری‌های ارتباطی به عنوان یک تهدید شناسایی شده است. تهدیدی که ادامه باور به استثناگرایی آمریکایی را با تردید روبرو کرده و از این‌رو کاخ سفید را به تکاپو واداشته تا به هر طریق ممکن یکی از نمادهای اصلی شناسایی چین به عنوان یک قدرت بزرگ در روابط بین‌الملل را به رسمیت نشناخته یا اینکه به تاخیر بیندازند.
 آمریکایی‌ها تلاش دارند با یک دستور کار چندجانبه با عنوان تهدید تکنولوژی5G ، شرکت هواوی چین را به عنوان یک شرکت تهدید کننده امنیت شبکه و اینترنت درسطح جهان معرفی کنند. در این ارتباط آنها ضمن تلاش برای اتخاذ یک سیاست واحد و امنیتی برای کنار گذاشتن تکنولوژی هواوی توسط شرکت‌های آمریکایی، سعی دارند، اروپایی‌ها و سایر کشورهای جهان را در صورت همراهی نکردن با این کشور، به تحریم تهدید کند. تهدیدی که از سوی اروپایی‌ها جدی گرفته نشده است هواوی در حال حاضر جایگاه مثبتی در زیرساخت‌های شبکه‌های مخابراتی اروپا دارد. بنا به همین عدم تمایل اروپایی‌ها به همراهی همه‌جانبه آمریکا در برابر کنشگری چین، می‌توان ادعا کرد مشکل فعلی آمریکا فراسوی رقابت با چین در مورد شناسایی ابعاد مختلف قدرت یکدیگر، ناشی از ارزیابی غیرواقعی واقعیت سنگین به چالش کشیدن جایگاه هژمونیک و بی بدیل واشنگتن در دو دهه گذشته حوزه سیاسی، امنیتی، نظامی و فناورانه است.
با رهبری آمریکا توسط ترامپ که شعار »اول آمریکا« و به عبارتی بهتر «تنها آمریکا» را ملاک قرار داده، زمینه هدف قرار دادن و معرفی چین به عنوان یک خطر واقعی یا قدرت تجدیدنظرطلب که اقداماتش توزیع قدرت در نظام بین‌الملل را دگرگون می‌کند، روز به روز جدی‌تر می‌شود. این تهدیدسازی در حالی‌ست که واکنش نخبگان چینی به اقدامات آمریکا برای امنیتی کردن چین در ابعاد جهانی صرفا انکار هرگونه نیت تجدیدنظرطلبانه کشورشان در جامعه بین‌المللی است. 
نتیجه دعاوی آمریکا علیه هواوی نیز هرچه که باشد به نظر نمی‌رسد در این موضوع تغییری ایجاد کند که آمریکا در عرصه فناوری همچنان سیاست عدم شناسایی چین به عنوان یک ابرقدرت جدید را در پیش خواهد گرفت. این سیاست نه تنها هواوی بلکه سایر تلاش‌های چین با ماهیت فناورانه را شامل خواهد شد. در این راستا به نظر می‌رسد واکنش چین نیز در ادامه اتخاد سیاستی تدافعی خواهد بود. چین سیاست تدافعی خود را تا زمان به نتیجه رسیدن پروژه‌های بلندمدتی مانند فراگیری هوش مصنوعی در ابعاد نظامی – تسلیحاتی یا ابتکار یک کمربند- یک راه ادامه خواهد داد. سیاستی که اگرچه شاید اعلامی باشد، اما به تعبیری در کوتاه مدت، دگرگونی ناآرام توزیع قدرت در نظام بین‌الملل را موجب نمی‌شود.

 

منبع:https://tisri.org

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آیا مطمئن هستید که می خواهید قفل این پست را باز کنید؟
باز کردن قفل باقی مانده : 0
آیا مطمئن هستید که می خواهید اشتراک را لغو کنید؟