آیا پوتین در معادلات سوریه موفق بوده است؟

در twitter به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
روسیه از سپتامبر ۲۰۱۵م در مقابل دشمنان بی شمار از شورشیان سنی عرب، القاعده، دولت اسلامی (داعش)، ترکیه و ایالات متحده آمریکا برای نجات بشار اسد اقدام به مداخله نظامی در سوریه کرد. قتل معمر قذافی توسط شبه نظامیان تحت حمایت غرب، پوتین را متقاعد کرد که زمان آن رسیده که کشور سوریه متحد عربی خود را نجات دهد. روسیه از گذشته در بندر طرطوس برای خدمات رسانی به کشتی های روسی سرمایه گذاری گسترده ای انجام داده است. علاوه بر اهمیت ژئوپلیتیکی پایگاه هوایی لاذقیه، سوریه در کنار مکانی مناسب برای انتقال آینده نفت و گاز روسیه، بهترین مسیر برای تثبیت نفوذ مسکو در خاورمیانه محسوب می شود.

جالب است که ورود مسکو به جنگ سوریه در ژانویه ۲۰۱۵م شروع شد – زمانی که ولادیمیر پوتین برای نخستین بار از بندر شرقی ماریپول در اوکراین عقب نشینی کرد. پس از حمله خشونت آمیز روسیه در ژانویه، از این کشور انتظار می رفت که دوباره به اوکراین حمله کند اما در عوض غرب را شگفت زده و جنگ اوکراین را متوقف و برای نجات بشار اسد وارد سوریه شد.

 

تقریباً چهار سال بعد، در ۲۵ نوامبر ۲۰۱۸، روسیه سه کشتی اوکراینی را در مسیری به ماریپول به اتهام نقض حریم آبی روسیه مصادره کرد و خدمه های آن را بازداشت نمود. اما هیچ چیز بیشتر اتفاق نیفتاد و تنها برای ورود مجدد به مسئله ادلب سوریه، پوتین بار دیگر جنگ در اوکراین را متوقف کرد. یک سال بعد، حتی قبل از اجلاس صلح نرماندی در دسامبر ۲۰۱۹، به میزبانی امانوئل مکرون رئیس جمهور فرانسه و میانجی گری آنگلا مرکل صدراعظم آلمان، پوتین با پذیرش آتش بس و تبادل زندانی با ولادیمیر زلنسکی رئیس جمهور جدید اوکراین جبهه اروپا را ثبات بخشید.

 

مداخله روسیه

گذشته از عدم مخالفت واشنگتن، پوتین تا حد زیادی در سوریه موفق شد زیرا که برنامه ریزان نظامی وی عملیات گسترده ای علیه شورشیانی که نه تنها فاقد قدرت هوایی بلکه همچنین فاقد توانایی ضد هوایی بودند ترتیب داد. پس از اعزام جنگنده به لاذقیه در اکتبر ۲۰۱۵، روسیه سامانه دفاع هوایی اس ۳۰۰ و اس ۴۰۰ را در این منطقه مستقر کرد و مانع از پرواز جنگنده های دشمن خارجی از سوریه شد. در سال ۲۰۱۵، پس از ورود روسیه به سوریه، رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه با عصبانیت به پوتین گفت: « شما حتی مرزهای مشترک با سوریه ندارید.» اردوغان نتوانست به این درک برسد که روسیه به این مسئله احتیاجی ندارد. مسکو در کنار نیروهای ویژه در عملیات مشترک با ارتش اسد، از گروه واگنر بهره برده است. گروه واگنر به ریاست یوجین پریگوژین که روزی «سرآشپز پوتین» بود اکنون از شبه نظامیان عمدتا جوان عرب و روس تشکیل شده که برای دریافت پاداش ناچیزی برای روسیه در اوکراین، سوریه، لیبی و چندین کشور دیگر می جنگند.

 

پوتین و اردوغان

پوتین با بهره گیری از زور در بحران سوریه و اوکراین توانست در مذاکرات های صلح دو کشور نقش تعیین کننده ای داشته باشد. وی تمام تلاش خود را برای حفظ و توسعه روابط مثبت با مخالفان بین المللی از جمله ترکیه انجام می دهد تا بتواند اهداف خود را در جایی که منافع هر دو طرف همگرا شود پیش ببرد. اردوغان به دنبال سقوط اسد، هم از نظر نظامی و هم از نظر مالی به شورشیان سوریه کمک می کرد، اما رابطه وی با پوتین در حال تغییر بود. جالب است که این تغییر و تحول بعد از وقوع درگیری جدی بین آنکارا و مسکو شروع شد. در ۲۴ نوامبر ۲۰۱۵ ، هنگامی که دو خلبان ترکیه ای یک فروند جنگنده روسی را بر فراز مرز ترکیه سرنگون کردند، پوتین تحریم هایی را علیه ترکیه اعمال نمود.

 

هفت ماه بعد در تاریخ ۲۷ ژوئن ۲۰۱۶م اردوغان از این اقدام عذرخواهی کرد و برای دلجویی مسکو، به جای تسلیحات آمریکا، سامانه دفاع هوایی اس ۴۰۰ از روسیه خریداری نمود و این امر باعث نزدیکی آنکارا و مسکو گردید و از سوی دیگر مورد انتقاد شدید ناتو و آمریکا قرار گرفت. علاوه بر این، ترکیه و روسیه در زمینه خط لوله گاز طبیعی ترک استریم ۲ و نرد استریم ۲ همکاری گسترده ای انجام دادند. در واقع کشورهایی که با وجود تحریم های شدید آمریکا، امیدوار بودند تا از وابستگی به روسیه جلوگیری کنند، هر دو پروژه خط لوله فوق این امیدها را تضعیف بخشید.

 

پس از تصمیم ترامپ در دسامبر ۲۰۱۸ مبنی بر خروج نیروهای آمریکا از سوریه و بازگرداندن جوانان به خانه، روابط پوتین و اردوغان دوباره تغییر کرده است. ترکیه در واکنش به این تصمیم، حمله بزرگی را علیه کردها مهم ترین متحد واشنگتن در جنگ علیه داعش ترتیب داد و در نتیجه ی آن بسیاری از کردها مجبور شدند از منطقه خودمختار دیرینه خود در امتداد مرزهای شمالی سوریه خارج شوند در حالی که طی آن بیش از ۵۰۰ زندانی داعش فرار کردند. همزمان با عقب نشینی ترامپ، بیشتر نیروهای آمریکایی به سوریه بازگشتند و واشنگتن و مسکو بر دمشق فشار آوردند تا مناطق امنی برای کردها ایجاد کنند.

 

در اواخر اکتبر ۲۰۱۹ نیروهای دموکراتیک سوریه به رهبری کردها، از مسکو خواستند تا بر فراز شرق سوریه منطقه پرواز ممنوع اعمال کنند تا از حملات هوایی ترکیه مصون بمانند. در واکنش پوتین به راحتی این مسئله را پذیرفت و به هرگونه فعالیت ایالات متحده در آسمان سوریه خاتمه داد. در همین حال با تداوم بمباران روسیه در ادلب، روابط پوتین و اردوغان مجددا تیره شد. علی رغم آتش بس اردوغان نیروهای خود را به داخل استان ادلب فرستاد و همین امر زمینه تشدید تنش بین آنکارا و مسکو را فراهم ساخت. در جنگ داخلی لیبی دو کشور روسیه و ترکیه در دو جبهه مقابل قرار دارند : پوتین در قالب ۱۶۰۰ شبه نظامی گروه واگنر از خلیفه حفتر و اردوغان از دولت وفاق ملی فائز سراج حمایت و پشتیبانی می کنند.

 

اسرائیل شریک ساکت

هر چند که تحلیلگران پوتین را تزار جدید یاد می کنند اما از یک نظر پوتین با سایر تزارها تفاوت مهمی دارد. پوتین بر خلاف اکثر آن ها، ضد یهود نیست بلکه وی نسبت به یهودیان و اسرائیل روابط بسیار دوستانه ای دارد. پوتین همچنین کاملا از قدرت عظیم تکنولوژیکی و نظامی اسرائیل و روابط نزدیک این کشور با ایالات متحده آمریکا آگاه هست.  بنابراین در حالی که ایران و حزب الله در برابر شورشیان سوری، به عنوان متحد مسکو عمل می کنند، اما پوتین در جنگ مخفیانه اسرائیل علیه محاصره نظامی تهران در سوریه و انتقال تسلیحات نظامی هدایت شونده دقیق به حزب الله حمایت و پشتیبانی می کند. نزدیکی ایران و حزب الله به ارتفاعات جولان «خط قرمز» اسرائیل، پتانسیل درگیری بین دو کشور را افزایش داده و مسکو تنها قدرتی است که می تواند این شرایط انفجاری را کاهش دهد.  مسکو اگر چه ممکن است در ایفای نقش سیاسی از توانایی و ظرفیت کمتری برخوردار باشد اما به عنوان قدرت مسلط و غالب آسمان سوریه را تحت کنترل دارد. روسیه بر خلاف هر بازیگر دیگری با همه بازیگران اصلی از جمله اسرائیل، ایران، حزب الله و سوریه از روابط خوبی برخوردار است. هیچ جایگزینی معقول برای روسیه به عنوان یک قدرت موازنه بخش و واسطه وجود ندارد.

 

به گفته «جاناتان اسپایر» تحلیلگر اسرائیلی «مداخله موفق پوتین نه تنها مسکو را به میانجی گر بزرگ سوریه تبدیل کرده بلکه این امر به این کشور اجازه داده تا نقش برجسته و تعیین کننده ای را در منطقه ایفا کنند. اکنون قدرت و نفوذ مسکو در خاورمیانه به شدت افزایش یافته است و اسد، کردها، ترکیه و اسرائیل اکنون برای پیشبرد منافع خود در سوریه به رضایت مسکو نیازمند هستند. به تعبیر دیگر هم اکنون تمام مسیرهای سوریه از طریق مسکو عبور خواهند کرد.»

منبع:https://rahbordemoaser.ir/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آیا مطمئن هستید که می خواهید قفل این پست را باز کنید؟
باز کردن قفل باقی مانده : 0
آیا مطمئن هستید که می خواهید اشتراک را لغو کنید؟