جو بایدن چگونه باید به لیبی نگاه کند؟

در twitter به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در مورد بحران لیبی، دولت جدید آمریکا چگونه باید بنگرد؟ در طی یک دهه گذشته پس از سرنگونی معمر قذافی؛ لیبی تلاش کرده تا زمینه ثبات را در این کشور فراهم سازد و تا همین اواخر احزاب و طرف های مختلف اقدامات مثبتی را از خود به نمایش گذاشته اند. برای نمونه در پاییز همین امسال در ژنو، بعد از یک سال گفتگو طرفین اصلی اختلاف در این کشور با آتش بس موافقت کردند که در صورت پای بندی می تواند نخستین گام به سمت صلح باشد. اما برای موفقیت کامل راهی دشوار در پیش است زیرا برخی موارد متن توافق نامه آتش بس نمایانگر واگرایی و اختلاف است.


این توافق نامه باید به طور کامل از سوی مراکز قدرت رقیب در طرابلس و توبرک حمایت و پشتیبانی شود. گروه اول ائتلاف رسمی اما ضعیف در غرب کشور است که موسوم به دولت وفاق ملی به رهبری نخست وزیر فائز سراج می باشد و گروه دوم شامل شبه نظامیان تحت فرماندهی خلیفه حفتر در شرق است که به ارتش ملی لیبی معروف است. مورد اول از سوی سازمان ملل متحد، ترکیه و قطر و مورد دوم از سوی امارات متحده عربی، روسیه، فرانسه و مصر حمایت و پشتیبانی می شود.


لیبی اکنون به فرمولی نیاز دارد که مهم ترین طرفین درگیری بتوانند به تقسیم درآمدها بپردازند. این کشور درست مقابل ایتالیا در منطقه مدیترانه واقع شده و از طریق بنادر خود برای کنترل بخش اعظم دریا از فرصت بی نظیری برخوردار است. با وجود هرج و مرج در طی دهه گذشته؛ مردم لیبی با هر نوع گرسنگی دسته جمعی یا سایرمشکلات در مناطق درگیری روبرو نیستند. دو طرفین اصلی درگیری لیبی تصمیم گرفتند که زمینه خروج گروه های شبه نظامی فعال در صحنه میدانی مانند شبه نظامیان سوری، ترکی، گروه واگنر روسیه، واحدهای شبه نظامی سودان و چاد که گروه های نیابتی دولت وفاق ملی و ارتش ملی لیبی بودند را فراهم سازد. این اقدام می تواند امکان کنترل بهتر شبه نظامیان محلی و واگذری تسلیحات آن ها را فراهم کند. اما در حال حاضر به نظر نمی رسد که ترکیه و روسیه خواهان خروج از صحنه لیبی باشند.


بر اساس گزارش ویژه اندیشکده بروکینگز، ما از یک سیستم شفاف حمایت می کنیم که در آن درامد قابل توجه دولت از نفت بتواند به صورت عادلانه بین آن گروه هایی که خدمات محلی را در شهرهای مختلف کشور ارائه می دهند توزیع شود. این مسئله حتی گروه های مرتبط با شبه نظامیان را شامل می شود؛ مشروط بر این که رفتارهای آن ها با استانداردهای اصل انصاف و عدم خشونت مطابقت داشته باشد. از دیدگاه ما و برخی از همکاران؛ «ماموریت رصد ملل متحد» می تواند برای نظارت بر تاسیسات نفتی، زیرساخت ها و خطوط مرزبندی بین مناطق سرزمینی شبه نظامیان کمک کند. با گذشت زمان؛ می توان مراکز منطقه ای برای فعالیت های شبه نظامیان مختلف ایجاد کرد و بلکه می توان به آن ها اجازه داد تا به عنوان مجموعه ای از نیروهای امنیتی محلی ظهور کنند.


خوش بختانه پس از تهدید بخش های طرابلس در طی دو سال گذشته؛ خلیفه حفتر اکنون به سمت نیمه شرقی کشور رانده شده است؛ اما همچنان وی با نفوذ و قدرتمند می باشد. بنابراین با توجه به قدرت امروز خلیفه حفتر؛ ممکن است یک مدل مختلط مورد نیاز باشد. شاید یک رویکرد مبتنی بر حاکمیت، امنیت و تقسیم ثروت نفتی همچنان دارای اهمیت باشد. اما در این شرایط لازم است که ابتدا این ایده در غرب و جنوب کشور ترویج شود؛ در حالی که خلیفه حفتر درجه خاصی از کنترل را در شرق حفظ می کند.


نکته مهم و محوری این است که مفهوم گسترده تقسیم قدرت، تقسیم درآمد، آتش بس دائمی، نیروی خارجی و مذاکرات واقعی تبیین شود بنابراین این نیازمند چکمه های آمریکایی (حضور نظامی آمریکا) یا مقدار زیاد دلار آمریکا و یورو اروپا نیست. بنابراین از آن جایی که تیم بایدن پس از چهار سال ترامپ به دنبال تقویت چندجانبه گرایی و دیپلماسی آمریکا است؛ لیبی برای شروع کار بد نیست.

منبع:https://rahbordemoaser.ir/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آیا مطمئن هستید که می خواهید قفل این پست را باز کنید؟
باز کردن قفل باقی مانده : 0
آیا مطمئن هستید که می خواهید اشتراک را لغو کنید؟