نفت؛ قمار خطرناک ولیعهد عربستان سعودی

در twitter به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
او پر از ایده است. ولیعهد «مدرن گرای» عربستان سعودی آنچنان لجوج و سرسخت است که از زمان تاسیس کشور در سال ١٩٣۴ همتا ندارد. اما، متاسفانه او برای خود و دنیای پیرامونش تصمیم هایی گرفته که همه ناکارآمد و نادرست بوده است. آخرین نمونه آن در عرصه نفت است.

گزینه های جنگی، دیپلوماتیک، پلیسی، راهبردی یا حتی اقتصادی محمد بن سلمان، ولیعهد ٣۴ ساله عربستان سعودی (که در دنیا به مخفف «MBS» شناخته می شود) چیزی جز شکست درپی شکست دربرنداشته است. آیا این را باید به حساب «جوانی» او، با توجه به این که این کشور نفت و ماسه توسط افرادی سالخورده اداره می شود، گذاشت ؟ یا باید آن را به نزدیکی با شخصیت هایی مانند جرد کوشنر، داماد دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا نسبت داد؟

 

آخرین شاهکار او، که مصیبت بار بوده و در دنیا وحشت ایجاد کرده، در عرصه نفت است که باعث فروریزی قیمت شده و به گفته کارشناسان، اقتصاد جهانی از پیش وخیم، به خاطر شیوع ویروس کورونا، را تهدید می کند.

 

در آغاز، نخستین گردهمایی در دسامبر ٢٠١٩ در وین با حضور ١۴ عضو «سازمان کشورهای تولید کننده نفت» (اوپک) برای حفظ قیمت طلای سیاه برگزار شد زیرا کاهش قیمت موجب نگرانی کشورهای تولید کننده شده بود. این دیدار به نتیجه رضایت بخش منجر نشد و وزیر نیروی عربستان سعودی، عبدالعزیز بن سلمان (برادر ناتنی محمد بن سلمان) خواهان برگزاری نشستی فوق العاده برای واداشتن روسیه به پذیرش کاهش دیگری در میزان تولید شد تا بهای نفت افزایش یابد. روسیه در بازار نفت نقشی اساسی ایفا می کند و از سال ٢٠١٧ شریک اوپک وعربستان سعودی است. نشستی که در روز جمعه ۶ مارس می بایست موجب کاهش دیگری در میزان تولید به میزان ١.۵ میلیون بشکه در طول سال ٢٠٢٠ شود که به ٢.١ میلیون بشکه کاهش توافق شده در ژوئن ٢٠١٩ اضافه می شد.

 

خودداری مسکو

 

اما مسکو از پذیرش این کاهش جدید سرباززد. نشست، به گفته شرکت کنندگان در آن به نقل از نشریه تایمز مالی، نیم ساعت طول کشید. ازنظر ریاض، حفظ قیمت نفت، که به خاطر شیوع ویروس کورونا از آغاز سال جاری ٣٠ درصد کاهش یافته بود، ضرورت داشت. کووید-١٩ تقاضای نفت را کاهش داده بود. عربستان سعودی برای حفظ تعادل بودجه خود به حفظ قیمت نفت در ٨٠ دلار (٧١.۶۴ یورو) نیاز داشت. روسیه، در چهارچوب مذاکرات، پذیرفت که توافق اولیه را طولانی ترکند اما از پذیرش کاهش مجدد میزان تولید خودداری کرد زیرا قیمت جاری نفت برنت (مرجع) را رضایت بخش می دانست.

 

نتیجه این خودداری ولادیمیر پوتین از اجابت خواست ولیعهد عربستان سعودی آتش به جان اوپک زد و به خلاف انتظار، اوپک تصمیم به گشودن شیرهای نفت واشباع بازار جهانی گرفت، اما این امر در زمانی انجام شد که کاهش تقاضای نفت، دست به دست یک بحران اقتصادی جهانی داد که بانک های مرکزی کشورها دربرابر آن ناتوان به نظر می رسند.

 

جنگ قیمت به راه انداخته شده توسط عربستان سعودی ، با افزایش ٢۵ درصدی تولید، برای رسیدن به ١٢.٣ میلیون بشکه در روز- که رکوردی بی سابقه است- ضربه ای سخت برای همسایگان عرب تولید کننده نفت ونیز برای روسیه است که پولش ارزش خود را ازدست داده، اگرچه به خاطر داشتن ذخیره ارزی ۵۶٢ میلیارد دلاری (۵٠٣ میلیارد یورو) از پس تحمل آن برمی آید. این ذخیره ارزی بیش از عربستان سعودی است که بنابر آخرین ارقام در دسترس، ذخایر ارزی آن به ۵٠١ میلیارد دلار (۴۴٨.۶۵ میلیارد یورو) کاهش یافته است. این جنگ قیمت برای شرکت های نفت و گاز میان سنگی (schiste) آمریکائی نیز ضربه ای سنگین بود. آیا این شرکت ها، درحالی که هزینه تولیدشان بیش از بهای نفت است، می توانند دوام بیاورند؟ آیا رئیس جمهوری دونالد ترامپ می تواند با خرید نفت به بهایی بالاتر از قیمت جاری آنها را نجات دهد؟ این بحث در واشنگتن داغ است…

 

ساده لوحی یا ناآگاهی ولیعهد عربستان سعودی به سقوط قیمت نفت دامن زد. تا جایی که از ١١٠ دلار (٩٨.۵٠ یورو) سال های ٢٠١۵- ٢٠١۴ به نزدیک به ٢٠ دلار (١٧و٩١ یورو) در روز چهارشنبه ١٨ مارس رسید که کمترین میزان از سال ٢٠٠٣ است و در بازه زمانی محدودتر نسبت به آغاز سال ٢٠٢٠ از حدود ۵٠ دلار (۴۴.٧٧ یورو) به ٢٠ دلار رسیده است. در ١٨ مارس بهای نفت در فاصله دو هفته کمتر از نصف شد که البته این امر تحت تاثیر شیوع جهانی ویروس کورونا بود. درچنین شرایطی، عربستان تصمیم گرفت که بودجه خود را در سال ٢٠٢٠، ۵ درصد کاهش دهد که بی تردید این تنها آغاز کار است. بنابر ارزیابی نشریه تایمز مالی، در یادداشت سردبیری سه شنبه ٢۴ مارس، صنعت نفت (درجهان) با «بدترین بحران ١٠٠ سال اخیر خود» رودررو است و «عده ای از کارشناسان پیش بینی می کنند که قیمت نفت به بشکه ای کمتر از حتی ١٠ دلار هم برسد».

 

کسر بودجه فزاینده

 

در این وضعیت، به نظر می آید که محمد بن سلمان خود را تنبیه می کند. عده زیادی از کارشناسان بی تردید عقلانی بودن سیاست اتخاذ شده توسط ولیعهد جوان درمورد «برنامه تنوع اقتصادی» که آنرا «چشم انداز ٢٠٣٠» نامیده است و از سال ٢٠١۶ اعلام شده را زیر سئوال می برند. هدف این برنامه این است که از عربستان چیزی دستکم به عنوان «کانون دنیای عرب و مسلمان» ونیز چنان که در زمان ارائه رسمی برنامه گفته، و هنوز در تارنمای رسمی اش دیده می شود، «جامعه ای پویا» بسازد.

 

این طرح که هزینه آن ۵٠٠ میلیارد دلار (۴۴٧ میلیارد یورو) برآورد شده، شامل چندین برنامه بسیار بزرگ، از جمله ساخت یک «شهرک فرامدرن و خودکفا» در نئوم در ساحل دریای سرخ است که درخور فیلم های علمی- تخیلی است. اجرای این برنامه ها موجد فکر فروش ۵ درصد از شرکت ملی نفت سعودی «آرامکو» شده تا سرمایه گذاری در بخش های غیر نفتی را افزایش دهد و منابع مالی لازم برای اصلاحات و گشایش به روی دنیا (گردشگری و غیره) را تامین کند. در دسامبر ٢٠١٩، فقط ١.۵ درصد از سهام آرامکو برای فروش در بورس، تنها در بازار سعودی، عرضه شد. این درحالی بود که آرامکو (که ارزش سهام آن نسبت به قیمت پایه سقوط کرده و این سقوط فقط از تاریخ اول مارس ١٢ درصد بوده) به نوبه خود بوسیله مدیر کلش امین ناصر، در ١۴ مارس اعلام کرد که سودش در سال ٢٠٢٠ کاهش یافته و به ٨٨.٢ میلیارد دلار (٧٩ میلیارد یورو) رسیده است. بنابر اعلام «مرکز پژوهش سرمایه اقتصادی»، به نقل از آژانس فرانس پرس در ١٨ مارس، اثر ترکیبی شیوع ویروس کورونا و جنگ قیمت نفت کسربودجه عربستان سعودی در سال ٢٠٢٠ را افزایش داده و از ۶.۴ به ١۶ درصد تولید ناخالص داخلی (PIB) رسانده است.

 

بازداشت اعضای خانواده سلطنتی

 

با این همه، این کارنامه دستکم غم انگیز، دربرابر انجام کارهای «مثبت» ولیعهد برای مدرن سازی جامعه محافظه کاری که بر آن حکومت می کند قرار می گیرد. از جمله این کارهای مثبت: بردباری مذهبی بیشتر، دادن اجازه رانندگی خودرو به زنان، گشایش نسبی به روی دنیا و غیره است. با این حال، با آن که محمد بن سلمان (MBS) به تماشای مسابقات اتومبیل رانی از بالکن قصر مجللش علاقه دارد تا بتواند دیدار کنندگانش را تحت تاثیر قرارداده و برای کشوری که قصد دارد خود را جایگاه پیشرو مدرنیته قراردهد تبلیغ کند، به نظر می آید که او هدف و وسیله را با هم اشتباه گرفته است. چگونه می توان پلیس امنیتی و دموکراسی سازی را با هم آشتی داد ؟ آیا جامعه عربستان همچنان در معرض تفتیش و تجسس نیست ؟ صدها مخالف، غالبا بدون محاکمه در زندان هستند. پلیس مذهبی به خاطر حسن نیت ولیعهد برچیده شده اما او برای حفظ نظم از کشتن شهروندان خود (چنان که درمورد روزنامه نگار جمال خاشقجی دیده شد) و ساکت کردن منتقدان، حتی کسانی که خون سلطنتی دارند ابا ندارد. یا با زندانی کردن بازرگانان و شاهزادگان میلیاردها دلار از دارایی هایشان مصادره می شود… پرسشی که مطرح می شود این است که آیا مدرن سازی مورد ادعا می تواند در نبود دموکراسی تحقق یابد ؟

 

درمرحله ای جدید برای افزایش قدرت ولیعهد و حذف هرگونه مخالفت، گارد ویژه محمد بن سلمان در آغاز ماه مارس دست به بازداشت دستکم دو تن از اعضای خانواده سلطنتی زد: احمد بن عبدالعزیز السعود، برادر پادشاه و نیز محمد بن نایف، وزیر کشور و ولیعهد پیشین که هردو آنها متهم به تدارک کودتا برای برکناری محمد بن سلمان هستند. همزمان با این امر، بنابر نوشته روزنامه تایمز مالی، به نقل از «النزهه»، نهاد مبارزه با فساد کشور، حدود ٣٠٠ تن از کارکنان دولت، از جمله بلندپایگان ارتش هم به ویژه به اتهام فساد بازداشت شده اند.

 

سیاست منطقه ای شکست خورده

 

سرانجام، پرسش این است که آیااراده محمد بن سلمان در ساخت خاورنزدیک مدرن از دیدگاه او تحقق پذیر است ؟ جنگ یمن، که پایان نمی پذیرد، شکستی شوم از نظر انسانی، نظامی و اقتصادی بوده است. کشورهای متحدی مانند امارات متحده عربی از بابت حمایت خود از این جنگ انگشت تاسف به دندان می گزند.

 

تحریم قطر، امیرنشین خیلی کوچک ولی فرامدرن، در مقایسه با وسعت عربستان سعودی، با انتقاد دنیا و کشورهای عرب روبرو شده است. این تنبیه – که باز اقدامی بی سابقه بوده- حتی بزرگ ترین متحد عربستان سعودی یعنی آمریکا را ناراحت کرده است.

 

زورآزمایی علیه بزرگ ترین دشمن یعنی ایران (که آن نیز مبنایی لجاجت آمیز داشت) که تاکنون نتیجه ای نداشته را نیز نباید فراموش کرد. تهران، به رغم تحریم هایی که به اقتصادش لطمه های سنگین زده، در کشورهای منطقه مانند عراق، یمن، سوریه و حتی لبنان که سرنخ آن در دست حزب الله شیعه است، به صورت بازیگری بزرگ درآمده است.

 

نتیجه این که مداخله غیرمستقیم در سوریه (از راه تامین سلاح، شبه نظامی و پول) به شکلی غم انگیز منجر به شکست شده زیرا محمد بن سلمان هدف خود را سقوط بشار اسد قرار داده بود و او (با کمک روسیه و ایران) قدرت را حفظ کرده و حتی تقویت هم شده است.

 

درحال حاضر، عربستان سعودی تحت هدایت ولیعهد نوآور خود از نداشتن راهبردی اندیشیده وتنظیم شده رنج می برد و این برخلاف «دیدگاه» شاهزاده ای است که همه قدرت را در دست دارد.

منبع:https://orientxxi.info

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آیا مطمئن هستید که می خواهید قفل این پست را باز کنید؟
باز کردن قفل باقی مانده : 0
آیا مطمئن هستید که می خواهید اشتراک را لغو کنید؟