آغازی دشوار برای روسای کاخ سفید و کرملین

در twitter به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در صورت به وجود آمدن کشمکش میان واشنگتن و مسکو، خاورمیانه به یکی از صحنه های برجسته تاخت و تاز سنگین میان روسای کاخ سفید و کرملین مبدل خواهد شد. 

جو بایدن از زمان اعلام پیروزی خود در پست ریاست جمهوری آمریکا علاقه خود را به اطمینان دادن به رهبران جهان، به ویژه هم‌پیمانان نشان داد، با این پیام که ایالات متحده بازگشته، تا پس از دوران استثنایی ترامپ جهان را دوباره هدایت کند. 
اما جاه طلبی و جویایی نام دولت جدید برای توانمندسازی رهبری جهانی ایالات متحده و بازگرداندن اعتبار به ایالات متحده از نظر داخلی و خارجی با اتفاقات جدیدی در متغیرهای جهانی در سال‌های اخیر به ویژه با ظهور چین و روسیه مواجه است. 

در صورت به وجود آمدن کشمکش میان واشنگتن و مسکو، خاورمیانه به یکی از صحنه های برجسته تاخت و تاز سنگین میان روسای کاخ سفید و کرملین مبدل خواهد شد. 

هنگامی که بعضاً در پرونده های حساس، از جانب آمریکایی‌ها هیاهو و جنجال سازی های تبلیغاتی می شنویم، به نظر می رسد طرف روسی مصمم است که به دستاوردهای خود پایبند باشد و شاید در پی تحکیم آنها نیز برآید. 

بنابراین درگیری هایی جهانی را در کرانه‌های خلیج فارس و سرزمین‌های شرقی شعله‌ور خواهد کرد و این زورآزمایی آمریکایی –روسی در دوران ریاست چندساله ی بایدن کار آسانی نخواهد بود. 

روابط واشنگتن مسکو در دوره دولت قبلی آمریکا همواره با تنش مداوم میان این دو کشور شناخته می‌شد، ولی در تناقضی آشکار ارتباط شخصی میان ترامپ و پوتین کماکان استوار بود و جالب اینجاست که دوران ترامپ در سال ۲۰۱۶ با اتهام به دخالت روسیه در جنگ سایبری، به نفع ترامپ آغاز شد و در اواخر سال 2020 با اعتراف واشنگتن به نفوذ گسترده سایبری توسط روسیه به پایان رسید و روسیه در جایگاه اول مظان اتهام قرار گرفت. 

به نظر می رسد، با روی کار آمدن دولت جدید دموکرات، مسکو نسبت به جهت گیری و بازگشت به رویکرد نهادی در روابط و اولویت بندی هایش با ایالات متحده، جانب احتیاط را پیش بگیرد. 

اما در وهله اول، بایدن چند روز پس از استقرار در کاخ سفید، با تسهیل رسیدن دو کشور در زمینه دستیابی به توافق در مورد تمدید پیمان نیو استارت مربوط به سلاح های استراتژیک تهاجمی سیگنال مثبت نشان داد. 

در مقابل پاسخ به سوالی که در خصوص دلیل تماس بایدن با پوتین که اولین تماس وی با یک رهبر جهانی بود مطرح می‌شود، برخی دلیل آن را علاقه به برقراری ارتباط با مسکو و فشار عامل زمان (محدودیت فرصت) برای تکمیل بازسازی روابط در فرصت کم می دانند. 

پس از چندی، ستیزه جویی آمریکایی‌ها در نتیجه تحولات در پرونده ناوالنی نمایان شد، که باعث سنگین شدن روابط کلی میان روسیه و غرب شد.  این اوضاع، پس از مداخله بایدن و واکنش مسکو بدتر شد. بایدن، در اولین سخنرانی دیپلماتیک خود هنگام تصدی منصب با صراحت لهجه و محکم، در رابطه با مسکو سخن گفت. وی، از عصر جدیدی در سیاست خارجی آمریکا خبر داد.
 بایدن، به همتای روسی خود، ولادیمیر پوتین، گفته بود: که روزهای عقب نشینی آمریکا در برابر آنچه بایدن، اقدامات خصمانه روسیه می‌خواند، پایان یافته است. 

واکنش کرملین به این مقوله نیز دیرهنگام نبود، در جایی که اظهارات بایدن را سخنان تهاجمی و غیر سازنده توصیف کرد، که نشان می‌دهد پوتین هشدارهای آمریکا را برنمی‌تابد. 

این اوضاع در صحنه داغ خاورمیانه ملتهب به ویژه در پرونده ایران و نفوذ روسیه در سوریه، پرونده لیبی، روابط با ترکیه و آینده نزاع اسرائیل و اعراب، علاوه بر چالش بر سر قدرت و انرژی، از مدیترانه تا دریای سرخ منعکس خواهد شد. 

تیم جدید سیاست خارجی واشنگتن به هر آنچه دستاورد طرح دو نفره ترامپ – کوشنر به حساب می‌آید، به ویژه قانون ضمیمه بلندی‌های جولان و پرونده فلسطین پایبند نیست.

جالب اینکه وزیر امور خارجه، آنتونی بلینکن، در مورد صلح بین اسرائیل و فلسطین به شیوه‌ای متفاوت می نگرد، بر خلاف آنچه اسرائیل گمانه زنی های خود پس از معامله قرن یا طرح صلح ترامپ و توافقنامه های عادی سازی روابط با کشورهای عربی و خلیج فارس و آفریقایی، قضیه را پایان یافته تلقی می کرد.

تعارض اصلی بر سر میراث ترامپ در پرونده ایران و همچنین در خصوص جنگ یمن با موضعگیری سعودی هاست، اما درباره عادی سازی روابط اسرائیل با برخی دولت‌های عربی و پرونده سوریه و عراق و جنگ علیه تروریسم و قضیه لیبی، کنش تداومی از ویژگی های بارز آن است. 

در نقطه مقابل موضع گیری جدید آمریکایی سرتا پا ابهام و تردید، از دید بسیاری از طرف‌های مربوطه به نظر می‌رسد روسیه و پوتین، از گزینه‌ها و توانایی گفت وگو با همه در موضع دوست یا طرف اصلی گفت وگو از ایران گرفته تا اسرائیل، ترکیه، مصر، سعودی و الجزایر برخورداراست. 

شکی نیست که پرونده های جنجالی در سطح جهانی در حال افزایش است، جنگ الکترونیکی و سایبری میان واشنگتن و مسکو، تاثیر تحریم‌های ایالات متحده، اختلاف بر سر اوکراین اختلاف موضع ناتو و واشنگتن بر سر خط لوله انتقال گاز شمال روسیه به آلمان، گذشته از همه اینها هماهنگی چین و روسیه در پرونده کره شمالی و در نهایت موضع‌گیری در قبال کودتای میانمار.

این‌ها در نوع خود جنگ ‌سرد جدیدی است که در آن واشنگتن نمایندگی مقابله با چین را به طور مشترک یا جداگانه برعهده دارد. 
همه اینها نشان از اصول مکتب لیبرالیسم در سیاست خارجی بایدن دارد، که بر این باور است همکاری و نه تعارض، منشأ روابط بین الملل است. 

اهمیت وجود سازمان های بین المللی که برای محافظت از صلح و امنیت و کمک به مقابله با چالش‌های جهانی که یک کشور خود به تنهایی توان رویارویی با آن را ندارد، امری ضروری است. 

عملاً در خاورمیانه، شیوه‌ای که بایدن پیش گرفته هموار و آسان نیست، ممکن است بایدن اولویت‌های خود را اشتباه شناسایی کرده باشد. 

به گفته یک منبع آمریکایی وقتی بایدن در اولین سخنرانی خود در وزارت امور خارجه به اسرائیل و ایران اشاره نکرد به نوعی همه را شوکه کرد. همزمان از متحد دیرینه کشورش یعنی پادشاهی عربستان انتقاد کرد و خواستار پایان دادن به جنگ یمن شد و از تصمیم خود برای عدم فروش سلاح و مهمات به عربستان برای جنگ یمن خبر داد و نیز به پایبندی خود در قبال کمک به عربستان برای دفاع از مرزهایش سخن گفت. 

یک منبع دیگر نیز در خصوص اینکه از چه روی تمرکز بر عربستان سعودی است با وجود اینکه یک فرآیند مهم به روز شدن از لحاظ اجتماعی و اقتصادی را آغاز کرده است، و چرا نسبت به ایران با وجود همه ایرادها و انتقادهایی که به آن گرفته می شود چشم‌پوشی کرده است ابراز تعجب کرد. 

مصیبت عظما برای تیم بایدن، این است که اسرائیل، اولین متحد استراتژیک ایالات متحده در خاورمیانه، ایران را تهدیدی مستقیم علیه خود می داند و از شکل‌گیری توافق جدیدی نگرانی دارد که منافع آن را در نظر نگیرد، و به گفته یک  کارشناس اروپایی، خاورمیانه به دریاچه هسته ای غیرقابل کنترل تبدیل شود. 

با نزدیک شدن به پرونده ایران ، مسکو بدون درگیری یا تعارضی با واشنگتن برای حفظ شراکت خود با تهران مانور مشترک داشته و با تقویت روابط خود با کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، روابط خود را گسترش داده و با هژمونی آمریکا که از دیرباز از دهه 1970 تا کنون غالب است به رقابت می پردازد. 

در خصوص پرونده سوریه، نفوذ روسیه هنوز هم نیاز به توافق با واشنگتن دارد، تا اکسیر ماندگاری به آن بخشد. 

در پرونده‌های سوریه و لیبی و همچنین پرونده مدیترانه شرقی روابط روسیه و ترکیه زیر ذره‌بین دولت بایدن خواهد بود. 

همه اینها، درگیری در پرونده‌های خاورمیانه را افزایش می‌دهد که می‌تواند بدون از سرگیری گفت وگوهای روسیه و آمریکا و چانه زنی بین دو طرف پیچیده تر شود. 

به نظر بایدن، روسیه مصمم است به ایالات متحده و دموکراسی آن آسیب برساند، و روشن است که توانایی روسیه در آسیب‌رسانی به غرب از توانایی او در رقابت با آن بیشتر است. 

(برخلاف توانایی چین) که این در مورد خاورمیانه صدق می کند، جایی که رقابت واقعی بین ایالات متحده و چین وجود دارد، به نظر می‌رسد دوئل آمریکایی – روسی، آشکارا حول منظومه‌ ارزش‌ها و شیوه عملی و تعارض منافع در چندین زمینه مختلف است. 
ولی از قرار معلوم دولت بایدن، از رویکرد دولت اوباما در سال‌های ابتدایی خود به هنگام تنظیم مجدد روابط با روسیه استفاده نمی کند، بلکه بیشتر شبیه رویکرد دولت بوش پسر و کلینتون برای جلوگیری از بازگشت قاطعانه روسیه به صحنه بین المللی تلاش می کند. اما مسکو، اصلاً تمایلی به چانه زنی و عادی سازی روابط دوجانبه بر اساس احترام متقابل و توازن منافع، در جهان بسیار آشفته امروز از خود نشان نمی دهد. 

منبع: العرب / ترجمه: محمد جوزدانی

منبع:http://irdiplomacy.ir

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آیا مطمئن هستید که می خواهید قفل این پست را باز کنید؟
باز کردن قفل باقی مانده : 0
آیا مطمئن هستید که می خواهید اشتراک را لغو کنید؟