اهداف و منافع روسیه در منازعه آذربایجان و ارمنستان

 
در twitter به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
با توجه به رویکرد روسیه در منطقه قفقاز، ایران و ارمنستان برای تامین منافع خود نمی توانند امید زیادی به همراهی و مساعدت مسکو داشته باشند. این کشور خود را بازیگر انحصاری منطقه می داند و حاضر به اعطای امتیاز به سایر کشورهای منطقه نیست. روسیه به علت سیاست هسته ای مستقل جمهوری اسلامی و با توجه به منابع نفت و گاز فراوان ایران، به دنبال تضعیف نفوذ تهران در قفقاز است. این امر به کاهش قدرت مقاومت ارمنستان در برابر تجاوز آذربایجان و ترکیه منجر می شود و تمامیت ارضی این کشور را تهدید می کند.

طی ماه ها و هفته های گذشته نیروی های جمهوری آذربایجان با تجاوز به خاک ارمنستان بخش هایی از خاک این کشور را تصرف کردند. روسیه پس از مدتی تعلل و پس از درخواست ارمنستان خواستار خویشتنداری دو طرف و برقراری آتش بس شد. اما این آتش بس ناپایدار خواهد بود و با توجه به اصرار جمهوری آذربایجان و ترکیه به ایجاد کریدوری که نخجوان را به جمهوری آذربایجان متصل کند، انتظار می رود درگیری های مرزی بین دو کشور باز هم ادامه پیدا کند.

اهداف جمهوری آذربایجان و ترکیه در این منازعه از یک سو، ارمنستان و ایران از سوی دیگر مشخص است. ترکیه و آذربایجان به دنبال ایجاد یک کریدور تُرک انتقال کالا و انرژی با ورود به خاک ارمنستان، محروم کردن ایران و ارمنستان از مزایای ژئوپلتیک و ژئواکونومیک دو کشور و حذف آنها از مسیرهای ترانزیت کالا و انرژی و باز کردن پای ناتو به قفقاز و آسیای میانه هستند. ایران و ارمنستان هم تلاش می کنند از تحقق این اهداف جلوگیری کنند. البته موضع گیری ها و اقدامات ضعیف و محدود دو کشور که تنها بر ضرورت عدم تغییر مرزهای جغرافیایی منطقه و برگزاری مانورهای نظامی محدود شده، نتوانسته است جلوی زیاده خواهی آذربایجان و ترکیه را بگیرد. همین واکنش های ضعیف و منفعلانه باعث گستاخی بیشتر آذربایجان و ترکیه شده است.

سوالی که در این میان به ذهن می رسد این است که روسیه در این منطقه چه اهداف و منافعی را دنبال می کند و برنامه آن برای قفقاز چیست؟ 

ایفای نقش منجی و حفظ تعادل بین آذربایجان و ارمنستان

روسیه تلاش دارد با تداوم بخشیدن به وضعیت نه جنگ نه صلح در قفقاز و ضروری نشان دادن حضور خود برای حفظ صلح، نفوذ و سلطه خود بر آذربایجان و ارمنستان را حفظ کند و از شکل گیری اوکراین یا گرجستان دیگری که تمایل به آمریکا داشته باشد، جلوگیری کند. مسکو نیکول پاشینیان، نخست وزیر ارمنستان را منصوب جرج سوروس می داند و حتی از انتصاب های اخیر وی نیز خشنود نیست. لذا تلاش زیادی برای تقویت توان دفاعی و نظامی ارمنستان نمی کند تا این کشور سرانجام سیاست هایی را که مطلوب روسیه باشد درپیش بگیرد و از آمریکا دور شود. 

موفقیت های آذربایجان در جنگ با ارمنستان باعث می شود افکار عمومی نخست وزیر را سرزنش کنند و احزاب و رسانه های مختلف در ارمنستان و روسیه نخست وزیر را مسئول شکست در جنگ و بی تفاوتی کرملین به خاطر طرفداری پاشینیان از غرب دانسته اند. روسیه همچنین می خواهد این تصور را در ارامنه ایجاد کند که بدون حمایت روسیه دوام نمی یابند تا آنها مانند بلاروس با سیاست های کرملین سازگارتر شوند.

روسیه با عدم پشتیبانی نظامی جدی از ارمنستان این پیام را به جمهوری آذربایجان منتقل کرد که حفظ دستاوردهای جنگی باکو منوط به همکاری با مسکو و رعایت منافع کرملین است. روسیه تلاش می کند به این شکل آذربایجان را هم وابسته به خود نگه دارد. 

روسیه توانسته خود را در موضع یک کشور بی طرف به تصویر بکشد و به عنوان میانجی صلح در مناطق منازعه حضور یابد. در عین حال ترکیه به عنوان کشوری جاه طلب و جنگ طلب که تنها از منافع آذربایجان حمایت می کند نتوانست در مذاکرات صلح دو کشور حضور یابد و لذا روسیه پای این کشور را که می توانست منافع سیاسی و اقتصادی و امنیتی کرملین را تهدید کند تا حدی از قفقاز کوتاه کرد. کرملین برای نشان دادن جدیت خود در برابر ترکیه به مراکز آموزشی تروریست های مورد حمایت ترکیه در سوریه حمله کرد. با این کار، آنکارا فهمید شانس زیادی برای انتقال تروریست های جهادی از سوریه به آذربایجان و قفقاز ندارد. بنابراین روسیه از شکل گیری هر منازعه ای که نقشه فعلی منطقه را به طور جدی تغییر دهد، جلوگیری می کند. اما مانع از دست اندازی های کوچک آذربایجان به ارمنستان نخواهد شد تا سیاست های فوق الذکر را پیگیری کند. روسیه از تمایل آذربایجان به اشغال بخش هایی از استان سیونیک ارمنستان برای ایجاد کریدور زنگه زور آگاه است، زیرا توانمندی ها و بازوهای اطلاعاتی و عملیاتی زیادی در هر دو کشور دارد. نبرد 44 روزه سال قبل، بعد از پایان رزمایش راهبردی Kavkaz روسیه و ارمنستان آغاز شد. در آن زمان هنوز نظامیان روسیه در منطقه مستقر بودند. این امر نشان می داد باکو بعد از جلب رضایت مسکو نبرد با ارمنستان را آغاز کرده است. 

روسیه در سال 2008 گرجستان و در سال 2014 اوکراین را به علت تمایل به ناتو و آمریکا با تهاجم نظامی و اشغال بخشی از خاک این دو کشور مجازات کرد. تهدید نظامی مولداوی در سال 2014 با انجام رزمایش نظامی نیز به همین علت بود. اما واکنش ملایم به تهاجم باکو به ارمنستان، تعلل در زمینه کمک نظامی به ایروان و در عین حال وادار کردن آذربایجان به توقف جنگ بعد از سقوط شوشی نشان داد روسیه می خواهد تعادل در منطقه بین دو طرف منازعه حفظ شود تا نفوذ روسیه بر آذربایجان و ارمنستان ادامه یابد. 

نمایش ناکارآمدی الگوهای غربی برای ایجاد صلح در منطقه

روسیه با تاکید بر توانمندی انحصاری خود برای ایجاد صلح در منطقه قفقاز به دنبال اثبات شکست و ضعف الگوی غربی زمامداری و مدیریت جوامع است که کشورهایی مانند ارمنستان و گرجستان و تا حدی آذربایجان از آن تبعیت می کنند. در واقع پوتین به دنبال اثبات این موضوع است که دموکراسی غربی در قفقاز کارآمد نیست. روسیه با موفقیت کشورهایی مانند آمریکا و فرانسه را در قفقاز به حاشیه رانده و ابتکار عمل را در گروه مینسک بر عهده گرفته است. روایت روسیه این است که دو کشور خودکامه یعنی آذربایجان و ترکیه به یک دموکراسی ضعیف (ارمنستان) حمله کردند و این روسیه استبدادی بود که از شکست کامل دموکراسی جلوگیری کرد. 

بنابراین روسیه ثابت کرد در قفقاز رویکرد غیرلیبرال و اقتدارگرای از بالا به پایین موجب صلح می شود و لذا روش های دموکراتیک کشورهای غربی پاسخگو نیست. عملیات صلح بانی روسیه ماهیت کاملا نظامی دارد و بدون مشارکت نیروهای مدنی یا دیگر سازمان های بین المللی غیرنظامی به خصوص سازمان ملل انجام می شود. لذا در صورت توقف آن امکان تشدید درگیری ها وجود دارد و همین امر موجب حضور دائمی نظامیان روسیه در منطقه می شود. 

نتیجه گیری

بازنده این درگیری ها فعلا ارمنستان است که قادر به تامین امنیت قره باغ نیست، نتوانسته روسیه را وادار به دفاع از خود کند و شکست نظامی را پذیرفت تا جلوی از دست رفتن بیشتر خاک خود را بگیرد. در مقابل، الهام علیف در آذربایجان، با حفظ روابط با روسیه، تقویت روابط با ترکیه و پیروزی در برابر ارمنستان مشروعیت رژیم خود را افزایش داد.

روسیه با ایفای نقش منجی و میانجی، حفظ نفوذ در منطقه و تامین تسلیحات مورد نیاز دو کشور، هم پایگاه های نظامی خود را در قفقاز حفظ می کند و هم منافع اقتصادی خود را از طریق حفاظت از کریدورهای حمل و نقل و انرژی و تعیین مسیر آنها تضمین می کند. 

در عین حال با توجه به سرسختی و احساسات تند میهن پرستانه در ارمنستان و آذربایجان، مشخص نیست روسیه تا چه زمانی بتواند روند میانجی گرانه فعلی را ادامه دهد. تعیین دقیق مرزهای دو کشور و اجرای توافق نامه صلح 9 ماده ای کاری بسیار دشوار است و در صورت شکست مسکو در این زمینه اعتبار این کشور زیر سوال رفته و اجرای ترتیبات امنیتی، سیاسی و اقتصادی مدنظر کرملین دشوار می شود. 

با توجه به رویکرد روسیه در منطقه قفقاز، ایران و ارمنستان برای تامین منافع خود نمی توانند امید زیادی به همراهی و مساعدت مسکو داشته باشند. این کشور خود را بازیگر انحصاری منطقه می داند و حاضر به اعطای امتیاز به سایر کشورهای منطقه نیست. روسیه به علت سیاست هسته ای مستقل جمهوری اسلامی و با توجه به منابع نفت و گاز فراوان ایران، به دنبال تضعیف نفوذ تهران در قفقاز است. این امر به کاهش قدرت مقاومت ارمنستان در برابر تجاوز آذربایجان و ترکیه منجر می شود و تمامیت ارضی این کشور را تهدید می کند. بنابراین ضروری است هر دو کشور همکاری های نظامی، اقتصادی و سیاسی خود را به خصوص در استان جنوبی سیونیک افزایش دهند تا آذربایجان قادر به تجاوز دوباره به خاک ارمنستان برای محاصره این کشور و ایجاد کریدور زنگه زور برای نقض تمامیت ارضی ارمنستان نباشد. 

 

منبع:http://irdiplomacy.ir

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آیا مطمئن هستید که می خواهید قفل این پست را باز کنید؟
باز کردن قفل باقی مانده : 0
آیا مطمئن هستید که می خواهید اشتراک را لغو کنید؟