جنگ‌های درون اسلام تمام نشده است و آمریکا باید خود را با شرایط جدید تطبیق دهد

در twitter به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
جنگ‌های درون اسلام تمام نشده است و آمریکا باید خود را با شرایط جدید تطبیق دهد
آمریکا همواره در کشمکش‌های درونی جهان اسلام یک بیگانه و یک شریک واکنشی و بی‌میل بوده است.

آمریکا‌یی‌ها ذاتاً تمایل دارند که خود و دولتشان را در قلب این داستان‌ها ببینند و خودشان را به‌عنوان قربانی یا مجرم نشان بدهند؛ اما این دوبینی باعث مخدوش شدن چشم‌اندازها شده و مانع توسعه راهبردهای سازنده‌تر می‌شود، راهبردهایی که باید شامل مشارکت‌های جهانی پیچیده باشد.

ژئوپلیتیک جنگ‌های درونی دنیای اسلام تغییر کرده‌اند. همچنین تهدیدها علیه آمریکا نیز دست‌خوش تغییر شده‌اند و بنابراین رویکرد واشنگتن هم باید تغییر کند. در این راستا نشریه فارن افرز در تحلیلی به قلم «فیلیپ زلکوو» به تبیین و بررسی تحولات ژئوپلیتیک جنگ‌های درونی دنیای اسلام و ضرورت تغییر راهبرد ایالات‌متحده پرداخته است که در بخش ذیل به نکات و گزاره‌های اصلی آن اشاره خواهیم کرد

پس از سال‌ها آزمون‌وخطا، آمریکایی‌ها به‌تدریج آموختند که چگونه می‌توانند به‌عنوان افراد خارجی و بیگانه به مسلمانانی کمک کنند که آرزوی به حاشیه راندن و مهار افراط‌گرایان را در جوامع‌شان دارند. در بخش نظامی، این معمولاً شامل شمار نسبتاً اندکی از آمریکایی‌هایی می‌شود که از امکانات منحصربه‌فردی مانند اطلاعات فنی، حمل‌ونقل هوایی، پشتیبانی لجستیک، کمک‌های پزشکی و حملات دقیق استفاده می‌کردند.

در بخش غیرنظامی هم‌چنین تلاش‌هایی توجه و سرمایه‌گذاری چشمگیری را جلب نکرد، اما معمولاً تعداد اندکی از آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها وجود داشتند که شرایط محلی را درک کردند و گاهی توانستند نقش سازنده‌ای داشته باشند.

بااین‌حال، هنوز هم چالش اصلی سازگاری جوامع دارای اکثریت مسلمان با دنیای مدرن حل‌نشده و فقط به تعویق افتاده بود.

آن‌ها نتوانسته بودند موازنه‌ای پایدار بین عادات خودکامگی، عطش عمومی برای عدالت اجتماعی و نیازهای جمعیت جوان، فقیر و آموزش ندیده خودشان ایجاد کنند. آمریکا درگیر این مسائل اساسی نبود. تا سال 2011، خطر افراط‌گرایی جهانی کمتر برجسته بود، اما جنگ‌های درونی کشورهای اسلامی همه به خانه برگشته‌اند که می‌توان به آشوب در تونس، جنگ داخلی در لیبی و سوریه اشاره کرد.

اگر آمریکایی‌ها نگران بازگشت افراط‌گرایان اسلامی خشونت‌طلبی هستند که میهن خودشان را هدف قرار می‌دهند، افغانستان مهم‌ترین جایی نیست که باید مراقبش باشند.

رقابت برای نفوذ در افغانستان، طالبان را در برابر دولت اسلامی خراسان (داعش) قرار می‌دهد که نیرویی بسیار قوی‌تر از بقایای القاعده در این کشور است. اگر واشنگتن می‌خواهد به مبارزه با داعش خراسان ادامه دهد، باید در صف قرار بگیرد. داعش هر یک از همسایگان افغانستان را نیز تهدید می‌کند و آن‌ها این را می‌دانند.

اگر آمریکایی‌های نگران می‌خواهند روی مکان‌هایی تمرکز کنند که نقش آن‌ها ممکن است ضروری‌تر باشد، اولین جایی که باید روی آن تمرکز کنند، آفریقا است. دوم سوریه و شمال عراق و سپس شبه‌جزیره عربستان در جایگاه سوم قرار دارد.

نویسنده در بخش پایانی یادداشت می‌نویسد:

«اگر واشنگتن و دوستانش حتی کسری از تلاش و سرمایه‌گذاری‌ای را که به ابزارهای قدیمی واکنشی اختصاص داده بودند، به تلاش و سرمایه‌گذاری‌های نوآورانه اختصاص دهند، فرصت‌های سازنده‌ای برای تأثیرگذاری بر روند جنگ‌های درون کشورهای اسلامی پیدا خواهند کرد.

مسائل مهم این دوره – امنیت بیولوژیکی، تغییرات آب و هوایی، حاکمیت فضای سایبری – دیجیتالی، نابرابری اقتصادی – در بسیاری از کشورها ازجمله جهان اسلام وجود دارد. اگر آمریکا می‌خواهد به جهان اسلام کمک کند تا از چندین دهه کشمکش‌های مربوط به تمدن بیرون بیاید باید کمتر روی پیگرد واکنشی افراط‌گرایان خشونت‌طلبی متمرکز بشود که برای رسیدن به تقوای دینی جنگ‌های آرمانی و نیاکانی به راه می‌اندازند.

اقدامات دولت آمریکا زمانی مؤثرتر و کارآمدتر خواهد بود که فعالانه به کسانی کمک کند که از روی وظیفه‌شناسی به مسلمانان در حل مشکلاتشان کمک کرده و تلاش‌ می‌کنند تا آن‌ها از چالش‌های بزرگ پیش روی جوامع‌شان عبور کنند.»

 

https://www.foreignaffairs.com/articles/middle-east/2021-11-04/wars-within-islam-are-not-over

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آیا مطمئن هستید که می خواهید قفل این پست را باز کنید؟
باز کردن قفل باقی مانده : 0
آیا مطمئن هستید که می خواهید اشتراک را لغو کنید؟