راه سخت بایدن و جانسون برای اجرای منشور آتلانتیک جدید

در twitter به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
جو بایدن، رئیس جمهور آمریکا و بوریس جانسون، نخست وزیر انگلیس در حاشیه نشست گروه هفت منشور آتلانتیک جدید را امضا و آمادگی دولت‌های خود برای دفاع از یک جهان آزاد و قانونمند را اعلام کردند

استوارت پاتریک در یادداشتی که وب سایت شورای روابط خارجی آمریکا (CFR) آن را منتشر کرد؛ نوشت: منشور آتلانتیک جدید برمبنای منشور «وینستون چرچیل»، نخست‌وزیر پیشین انگلیس و «فرانکلین روزولت»، رئیس‌جمهور وقت آمریکا تدوین شده است. منشور جدید تصریح می‌کند اگر جهان از سال ۱۹۴۱ تغییر کرده، اما ارزش‌ها در دفاع از دموکراسی، امنیت جمعی و تجارت بین‌الملل به همان شکل باقی مانده‌اند، با این حال چالش‌های جدیدتری مانند لزوم رفع تهدیدهای ناشی از حملات سایبری را به رسمیت می‌شناسند و برای مقابله با تغییرات آب و هوا و محافظت از تنوع زیستی و کمک به مهار پاندمی کرونا اقدام می‌کنند.

منشور آتلانتیک یک معاهده رسمی نبود – در واقع حتی امضا هم نشده بود – بلکه بیانیه‌ای کوتاه از اصولی بود که به تشریح مبانی سیاسی و اخلاقی برای حمایت از جهانی عادلانه، صلح‌آمیز و مرفه می‌پرداخت. ایده این منشور از طرف روزولت بود که تحت تاثیر شرایط وخیم جهانی در تابستان آن سال قرار گرفته بود. قاره اروپا به دست هیتلر افتاده بود، نظامی‌گری ژاپنی در اقیانوس آرام تشدید شده بود و اقتصاد جهانی نیز در معرض فروپاشی قرار گرفته بود.

این منشور دو دولت را به حمایت از یک جهان آزاد پس از جنگ متعهد کرده بود که بر اصول امنیت جمعی، عدم تعرض، تجارت آزاد، آزادی دریاها، تعیین سرنوشت سیاسی و ایجاد مرزهای امن متکی است.

 

از نگاه بایدن و جانسون، نظم لیبرال بین‌المللی در معرض فروپاشی

منشور آتلانتیک جدید نیز خواستار چنین اهدافی است. بایدن و جانسون به وضوح خود را مانند روزولت و چرچیل رهبران «دوران جنگ» تصور می‌کنند، اگرچه امروز با یک همه‌گیری جهانی استثنایی در حال مبارزه هستند. به طور کلی، آن‌ها وضعیت نظم لیبرال بین‌المللی پس از جنگ جهانی دوم را در معرض فروپاشی تلقی کرده و معتقدند هنجارها و نهادهای این نظم توسط رقبای ژئوپلیتیک، حاکمان اقتدارگرا، اقتصادهای چندپاره و چالش‌های فراملی جدید، احاطه شده‌اند.

بایدن و جانسون مجدداً بر تعهد دیرینه خود در دفاع از «دموکراسی و جوامع آزاد»، پیگیری «امنیت جمعی» و رعایت «اصول حاکمیت، تمامیت ارضی و حل و فصل صلح آمیز اختلافات» تأکید کردند. آن‌ها همچنین متعهد شدند که برای مقابله با خطرات جهان کنونی مانند تغییرات آب و هوایی، از دست رفتن تنوع زیستی، دارایی‌های غیرقانونی، حملات سایبری و موارد اضطراری بهداشت جهانی با سایر کشورها همکاری کنند. ترکیب منشور قدیمی و جدید در عقیده دو رهبر به «[ایجاد] تعهد برای ساخت یک اقتصاد جهانی فراگیر، عادلانه، دوستدار محیط زیست، پایدار و مبتنی بر قوانین برای قرن بیست و یکم» آشکار است. با این حال، منشور آتلانتیک جدید نیز مانند منشور پیشین در مورد اینکه چگونه باید اصول چشمگیر آن اجرایی شود، شامل جزئیات کمی است.

 

جانسون به دنبال تبدیل انگلیس به عنوان متحد اروپا ولی مستقل از آن و بهرمند از رابطه صمیمی با آمریکا

منشور به روز شده آتلانتیک برای جانسون و بایدن جذابیت سیاسی آشکاری دارد. جانسون همواره چرچیل را به خاطر رویکردهای سه‌گانه‌اش درباره انگلیس، آشکارا تحسین کرده است: متحد با اروپا، اما مستقل از آن، در مرکزیت یک امپراتوری و ثروتمند و بهره‌مند از یک رابطه صمیمی با ایالات متحده. جانسون نیز آرزوهای مشابهی دارد و می‌خواهد نشاط «بریتانیای جهانی» را تا پیش از کنفرانس تغییرات آب و هوایی گلاسگو در اواخر سال جاری، به عنوان پیامد برگزیت نشان دهد.

برای رئیس جمهور ایالات متحده، منشور آتلانتیک جدید فرصتی برای بازیابی رهبری جهانی ایالات متحده است که می‌تواند با حمایت مجدد از ارزش‌های دموکراتیک و پیشبرد «سیاست خارجی برای طبقه متوسط»، دوران ترامپ را پشت سر بگذارد. منشور جدید مانند منشور اول تلویحاً آموزه‌های جزیره‌ای، حمایت‌گرایانه، نهادگرایانه و حاکمیتی «اول آمریکا»ی ترامپ را رد می‌کند. این منشور مجددا ایالات متحده را به حمایت از قانون بین‌المللی و دفاع از آزادی در برابر دشمنان داخلی و خارجی متعهد می‌کند.

با وجود این بازتاب‌های تاریخی، جهان 2021 مشابه 1941 نیست، چرا که آمریکا دیگر به اندازه دهه 1940 بر سراسر جهان مسلط نیست و دوگانگی داخلی آن – و همچنین غرایز ضددموکراتیک بسیاری از جمهوری‌خواهان – باعث می‌شود متحدان ایالات متحده نسبت به اعتبار آن بدبین باشند. ممکن است ایالات متحده دوباره به آغوش غرب برگشته باشد، اما برای چه مدت، هنوز مشخص نیست؟

چشم‌انداز و دستور کار جهانی نیز تغییر کرده است. چین، اصلی ترین دشمن استراتژیک آمریکا، در حال تبدیل شدن به یک رقیب واقعی با قدرت اقتصادی و مهارت فنی قابل توجه است که اتحاد جماهیر شوروی هرگز از آن برخوردار نبود. بایدن با این استدلال که ما در «نقطه عطف تاریخ» هستیم، تلاش می‌کند مجددا هسته دموکراسی‌های غربی را تقویت کند که می‌تواند به طور مشترک پکن و همچنین مسکو را به عقب براند.

اما این رویکرد باشگاهی به نظم جهانی که در هسته‌ای از دموکراسی‌های پیشرفته و ثروتمند بنا نهاده شده، محدودیت‌هایی دارد؛ چرا که ایالات متحده از لحاظ اقتصادی کاملاً به چین گره خورده است و برای حل توده‌ای از تهدیدهای فراملی، از جمله خطرات ناشی از تغییر آب و هوا و گسترش سلاح‌های هسته‌ای به همکاری با رقبای خود به خصوص روسیه نیاز دارد.

چالش‌های پیش روی دولت بایدن و جانشینان آن به آن‌ها خواهد آموخت که ایالات متحده می‌تواند در صورت لزوم و بدون صرفنظر کردن از تصورات خود از یک سیستم بین‌المللی لیبرال و مبتنی بر قوانین، با قدرت‌های بزرگ اقتدارگرا همکاری کند.

 

منبع:https://www.scfr.ir/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آیا مطمئن هستید که می خواهید قفل این پست را باز کنید؟
باز کردن قفل باقی مانده : 0
آیا مطمئن هستید که می خواهید اشتراک را لغو کنید؟