نگاهی به شکست اسلام گرایان در انتخابات مغرب

در twitter به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
☑️ نگاهی به شکست اسلام گرایان در انتخابات مغرب
طرفداران جریان اخوانی در مغرب، زمانی که اسلام گراها به رهبری عبداله بن کیران در سال ۲۰۱۱ علیه پادشاه به پا خواستند، هرگز به ذهنشان خطور نمی کرد که ۱۰ سال بعد، سعدالدین العثمانی رئیس حزب اخوانی عدالت و توسعه و نخست وزیر این کشور، توافق عادی سازی روابط با اسرائیل را امضا کند، تا اولین اخوانی ای باشد که کارنامه اسلام گرایان در شمال آفریقا و به طور خاص در مغرب را اینگونه سیاه نماید.

برخی، شکست حزب عدالت و توسعه در انتخابات سراسری اخیر در مغرب را باخت این جریان به پادشاه می دانند. محمد ششم فرزند باهوش و توسعه گرای حسن دوم، هرچند در سال ۲۰۱۱ و در پی اعتراضات سراسری به رهبری بن کیران رئیس سابق حزب عدالت و توسعه، بخشی از اختیارات و فضای سیاسی را به اخوانی ها واگذار کرد، اما شرایط را طوری رقم زد که همه شعارهای اخوان خارج از قدرت تا پیش از ۲۰۱۱، مورد راستی آزمایی قرار گیرد.

نزدیک یک دهه مدیریت اجرایی حزب عدالت در قدرت، نتیجه ای جز اثبات ناکارآمدی در امر اداره امور، سازش بیش از حد با نظام پادشاهی، فاصله از شعارهای قبلی و بدتر از همه، امضای توافق عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی را در بر نداشت. فقط کافی بود سعدالدین العثمانی از دستور پادشاه برای امضای توافق سرباز زده و استعفا دهد تا مشروعیت خدشه دار اخوان را ترمیم و حساب خود را از نظام حاکم جدا و خون تازه ای به پیکر نیمه جانِ اسلامی ها در شمال آفریقا تزریق کند. اما، گویی جریان اسلامی در شمال آفریقا، سرنوشت خود را در هماهنگی با نظام های حاکم پیوند زده است. این امر البته در مغرب، با رنگ و لعاب بیشتری نمایان است.

برای افکار عمومی این سؤال مطرح شده که کارویژه اسلام گرایان در شمال آفریقا چیست؟ طرح اخوان بومی یا ملی به این معنا که اخوان هر کشور مطابق با معیارهای حکمرانی در آن کشور تعریف شود، ابتدا توسط اخوانی های شمال آفریقا مطرح شد. این طرح به کوچک کردن اخوان تا مرز ادامه برای بقا پیش رفت. بقا در ساحت سیاسی نظام حاکم. اکنون اما، نتیجه طور دیگری در حال رقم خوردن است. تحولات جریان اخوانی در تونس و مغرب، زنگ خطری برای به کُما رفتنِ اسلام گرایان است که هم، نظام های حاکم و هم جامعه، آن ها را طرد می کند.

هر چند نمی توان اقدامات جریان های رقیب از جمله سکولارهای داخلی و نیز طرح های قدرت های خارجی برای به انزوا کشاندن اسلام گراها را نادیده گرفت، اما نباید از دو مقوله بحران کارآمدی و بحران هویت، به عنوان دو چالش اساسی این جریان مغفول ماند. سوال این است: چه اتفاقی افتاد که حزب عدالت و توسعه که طی دو مرحله در انتخابات ۲۰۱۱ و ۲۰۱۶ مغرب حزب برتر شد، اکنون رتبه هشتم را تنها با ۱۳ کرسی از آن خود کرده است؟ در پاسخ باید گفت فضای دموکراتیک مغرب این اجازه را به حزب عدالت و توسعه داد تا آرمان هایی را که در زمان حاشیه نشینی قدرت سر می داد، در رأس مدیریت اجرایی، عمل کند. اما “از قضا سرکنگبین صفرا فزود” و فاصله آرمان تا عمل، بی اقبالی جامعه را در پی آورد.

لذا باید اذعان کرد باختِ اسلام گرایان در مغرب، بیش و پیش از آن که باخت به پادشاه و رقبا و حتی جامعه باشد، باخت به خود است. افزون بر اینکه این اتفاق، به عنوان نقطه عطفی در تحولات جریان های اسلامی شمال آفریقا ثبت خواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code

آیا مطمئن هستید که می خواهید قفل این پست را باز کنید؟
باز کردن قفل باقی مانده : 0
آیا مطمئن هستید که می خواهید اشتراک را لغو کنید؟