پرونده هسته ای ایران: انزوای اسرائیل

در twitter به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
تمایل آمریکا برای از سرگیری مذاکرات هسته‌ای ، با طرد چشم‌انداز توافق با ایران از سوی اسرائیل روبروست. تل آویو تهدید می کندکه علیه هرگونه توافقی دست به جنگ می‌زند، حتی اگر ایالات متحده با آن مخالف باشد. اما آیا اسرائیل ابزاری برای اعمال سیاست خود دارد ؟

 

هنوز آتش به جان روابط آمریکا و اسرائیل نیفتاده و بصورتی بنیادین متزلزل نشده است، اما با از سرگیری مذاکرات بین ایران و قدرت های بزرگ در وین (سه کشور اروپایی ، روسیه و چین، در حالی که ایالات متحده به درخواست ایران در مرحله فعلی در آن حضور ندارد) ، روابط نزدیک دولت اسرائیل و کاخ سفید لکه دار شده است. در ٢٣ نوامبر ٢٠٢١، شش روز قبل از شروع مذاکرات، نخست وزیر نفتالی بنت در سخنرانی در دانشگاه رایشمن اسرائیل اعلام کرد: «در صورت بازگشت به توافق [بین قدرت‌های بزرگ و ایران]، اسرائیل ( …) نسبت به این توافق خود را متعهد نمی داند». او ایران را «آسیب‌پذیرتر از آنچه خیلی‌ها فکر می‌کنند» ارزیابی کرد و افزود:

«ما باید فاصله مان را با دشمنانمان بیشتر کنیم (…)، و تا جایی خود را تقویت کنیم که برتری‌مان غیرقابل انکار شود و هر کسی را از رویارویی با ما باز دارد. ما به سمت روزهای پیچیده پیش می رویم. شاید با برخی از نزدیکترین متحدان خود اختلاف نظر داشته باشیم. این اولین بار نخواهد بود. اما اشتباهی را که در زمان امضای قرارداد قبلی در سال ٢٠١۵ مرتکب شدیم، تکرار نخواهیم کرد».

این سخنان به معنی آنست که نفتالی بنت در حال تهدید کردن ایالات متحده، «نزدیک ترین متحد» خود به خرابکاری در هر گونه توافقی با تهران است و در صورت امضای آن جنگ با ایران را حتی اگر واشنگتن با آن مخالف باشد آغاز خواهد کرد.

«اشتباه» نتانیاهو
به نظر بنت، «اشتباه» اسرائیل در سال ٢٠١۵ چه بود ؟ در آن زمان، همان طرف هائی که امروز در حال مذاکره هستند، توافق برجام (برنامه جامع اقدام مشترک) را درباره کنترل و محدود کردن فعالیت‌های هسته‌ای نظامی ایران امضا کردند و اسرائیل به شدت آن را رد کرد. اما بنت در حال القاء کردن این ایده است که اشتباه بنیامین نتانیاهو، سلف او، این بوده که توسط رئیس‌جمهور باراک اوباما متقاعد شده که برای خارج کردن توافق از مسیرش ، عملیات نظامی علیه تهران انجام ندهد. او هشدار می دهد که اسرائیل دیگر مرتکب این «اشتباه» نخواهد شد. و چرا بنت امروز از چنین زبان جنگجویانه ای استفاده می کند ؟ به این دلیل که کاخ سفید تحت رهبری جو بایدن، درست قبل از سخنرانی وی، در ملاعام به تخریب استراتژی دونالد ترامپ در قبال ایران پرداخت که از همه جهات از استراتژی اسرائیلی‌ها که در آن زمان توسط نتانیاهو هدایت می‌شد پیروی می‌کرد. استراتژی ای که دولت کنونی اسرائیل همچنان آنرا دنبال می کند.

آژانس امنیت ملی آمریکا(National Security Agency) و فرماندهی سایبری هر دو به این نتیجه رسیده اند که علی رغم ترور سردار قاسم سلیمانی، مغز متفکر استراتژی امنیتی ایران در ژانویه ٢٠٢٠، و سپس ترور محسن فخری زاده، دانشمند و رئیس برنامه تسلیحات هسته ای در نوامبر همان سال، و همچنین حملات متعدد سایبری و حملات متعارف به سایت های هسته ای و نظامی ایران در طی سه سال گذشته و افزایش شدید تحریم های اقتصادی علیه این کشور، آمریکایی ها و به خصوص اسرائیلی ها تنها می توانند مشاهده کنند که… ظرفیت هسته ای نظامی ایران افزایشی چشمگیر داشته است. به عبارت دیگر نتیجه ای معکوس هدف مورد نظر برای تمام این کارها.

یک « قدرت در آستانه»
نیویورک تایمز می نویسد، سرویس های امنیتی ایالات متحده به این نتیجه رسیده اند که تهران امروز نسبت به سال ٢٠١۵ به چیزی که در زبان تخصصی امنیتی به آن « قدرت در آستانه» می گویند، نزدیک تر است، یعنی دانش و مهارت و مواد شکافت پذیر لازم برای ساخت بمب اتمی و توانایی قرار دادن آن بر روی یک موشک در زمانی کوتاه. ایران همچنین به دفاع هوایی و قابلیت‌هایی برای مقابله یا پاسخ به حملات سایبری دست یافته است، مؤثرتر از آنچه که مثلاً یک دهه پیش در مواجهه با ویروس Stuxnet (١) وجود داشت. پس از آن، تایمز ادامه می‌دهد: «آمریکائی ها به همتایان اسرائیلی خود هشدار می‌دادند که حملات مکرر آنها به سایت‌های ایرانی شاید رضایت تاکتیکی به بار آورده ، اما در نهایت نتیجه معکوس داشته است(٢)».

توافقی موقت
آمریکایی ها می گویند رودر روی موقعیتی قرار گرفته اند که ایران می تواند هر توافق هسته ای «جامع» ای را رد کند بدون اینکه آنها بتوانند از آن جلوگیری کنند ، بنابراین ممکن است تصمیم بگیرند به دنبال یک «توافق موقت» باشند تا با گذشت زمان فرصتی برای یک مذاکره همه جانبه تر در آینده ایجاد شود. چنین توافقی بدون شک به ایران این امکان را می دهد که برداشته شدن برخی تحریم ها را به چشم ببینند و با اعتمادی کافی به امریکائی ها برای مذاکره بیشتر آماده شود. در این میانه اما زمان رو به اتمام است، اگرچه هیچکس به نتیجه رسیدن در یک مذاکره خیلی سریع باور ندارد. رافائل گروسی، رئیس آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، اعتراف می‌کند که سازمانش به تدریج نسبت به انرژی هسته‌ای ایران «کور» می‌شود. بازرسان آن معتقدند که ایران تاکنون حدود ١٧.٧ کیلوگرم مواد شکافت پذیر ۶٠ درصد غنی شده تولید کرده است. این مقدار هنوز کمتر از ٩٠ درصد مورد نیاز برای ساخت یک بمب اتمی است، اما بسیار به آن نزدیک است. همچنین این مقدار ٨ کیلوگرم بیشتر از سه ماه پیش است. زمانی که در سال ٢٠١۵ برجام امضا شد، تخمین زده می شد که ایران به یک تا دو سال زمان برای ساخت بمب اتمی نیاز دارد. اکنون کارشناسان از ٣ هفته تا چند ماه صحبت می کنند. خلاصه ، اگر واقعا می خواهیم به بن بست با تهران پایان دهیم، وقت آن است که دوباره با یکدیگر گفتگو کنیم. در غیر این صورت، همانطور که رابرت مالی مذاکره کننده ارشد ایالات متحده در ماه اکتبر اعلام کرد ، «در مقطعی [توافق قبلی] بی معنی می شود زیرا ایران به پیشرفت های برگشت ناپذیر دست یافته است»(٣). آموس هارل، مقاله نویس نظامی روزنامه هاآرتص از این گفته چنین نتیجه گیری می کند: «ایالات متحده در حال آماده شدن برای رویارویی با اسرائیل است»(۴).

اما این اصلاً نقطه نظر اسرائیلی‌ها نیست ، هنگامی که مشاهده کردند که واشنگتن در حال از سرگیری گفتگو با تهران است، آن را از صدها کانال مختلف اعلام کرده‌اند. در ١۵ نوامبر، مالی وارد اسرائیل شد. او با بنی گانتز (وزیر دفاع) و یایر لاپید (امور خارجه) ملاقات کرد، اما نفتالی بنت با اعلام اینکه کارهائی با فوریت بیشتری دارد او را نپذیرفت… آویو کوچاوی، رئیس ستاد ارتش، سپس اعلام کرد که اسرائیل « برنامه ها و آمادگی برای اقدام علیه توان هسته ای ایران را تسریع کرده است».در طی سفر به ایالات متحده، گانتز و لاپید علناً به همتایان خود توصیه کردند که «طرح جایگزین» (یعنی گزینه جنگ) را آماده کنند زیرا متقاعد شده بودند که مذاکره با تهران محکوم به شکست است. در بحرین، جایی که هفدهمین جلسه منامه اندیشکده آمریکایی IISS (موسسه بین المللی مطالعات استراتژیک) در ٢١ نوامبر برگزار شد، ایال هولاتا، مدیر شورای امنیت ملی اسرائیل، و برت مک گورک، مشاور جو بایدن در امور خاورمیانه. ، بدون زخمی کردن یکدیگر در مخالفت با هم موضع گرفتند. اولی گفت: «اگر لازم باشد به تنهایی از خود دفاع می کنیم». دومی به آرامی پاسخ داد: «عملیات اسرائیل چیزی را تغییر نخواهد داد».

یوسی کوهن، رهبر قبلی موساد، در نهایت توضیح داد که اسرائیل تنها به شرطی یک توافق بین‌المللی با ایران را قبول می‌کند که شامل «برچیدن سایت‌های هسته‌ای» نطنز و فردو باشد. به عبارت دیگر، اسرائیل چیزی کمتر از تسلیم شدن ایران را نخواهد پذیرفت. روزی که کوهن اینطور صحبت می کرد، معتبرترین اندیشکده امنیتی در ایالات متحده، موسسه علوم و امنیت بین‌الملل(Institute for Science and International Security)، گزارشی منتشر کرد که در آن تائید می شد که ایران می‌خواهد به سرعت به یک «قدرت در آستانه» تبدیل شود. برای بایدن و اطرافیانش، این امر نتیجه رفتار افراطی اسرائیل است که باعث اتلاف وقت شده . در نتیجه، همانطور که هارل قبلاً در طول اولین تنش‌های اسرائیل و آمریکا بر سر ایران نوشته بود، « واشنگتن در برابر هشدارهای روزانه اسرائیل خود را به کَری می زند».

کنار گذاشتن استفاده از نیروی نظامی ؟
اما مشکل اصلی بدون شک عمومی تر است. اول اینکه، رهبران اسرائیل می ترسند که مشکلات کنونی آنها با واشنگتن فقط دوره ای نباشد. آنها نگرش آمریکا را تغییر مسیری می دانند که فراتر از مورد ایران است و بیانگر کنار گذاشتن عمومی تر استفاده از نیروی نظامی به عنوان ابزار سلطه است. جو بایدن همچنین به دنبال تعهد زدائی عمومی امریکا در خاورمیانه است، که از نظر او به یک منطقه «درجه دوم» تبدیل شده و می خواهد به مسائل اساسی تر روی آورد ، که اولین آنها رابطه آمریکا با چین است. علاوه بر این، در منطقه، مقامات اسرائیلی در حال مشاهده تحولاتی هستند که دستاوردهای مختلف به دست آمده در دوره ترامپ را زیر سوال می برد، که اولین آنها فروپاشی نسبی «پیمان ابراهیم» است، اتحادی که پادشاهی های سنی عرب و کشور اسرائیل را گرد هم می آورد. بنابراین آنها با نگرانی می بینند که رهبران امارات و اردن روابط خود را با رژیم بشار اسد در سوریه و فراتر از آن با تهران احیا می کنند و خود عربستان سعودی نیز در حال بررسی انجام آنست. در مورد سودان، که اسرائیل بسیار امیدوار بود که به «پیمان ابراهیم » بپیوندد و امکان تقویت حوزه مداخله اسرائیل در شرق آفریقا را میسر سازد، این واقعیت که کودتای ارتش برای جلوگیری از بازگشت به یک دولت غیرنظامی احتمالاً از کمک های اسرائیل سود برده به شدت موجب ناراضی واشنگتن شد. هیئتی از نظامیان سودانی اندکی قبل از کودتا از اسرائیل دیدن کرده بودند و بلافاصله پس از آن، یک هیئت نظامی اسرائیلی، از جمله اعضای موساد، در خارطوم «برای مشاوره در مورد مسائل نامشخص» پذیرفته شد. با این حال، کاخ سفید موضع محکمی در برابر این کودتا اتخاذ کرده بود و بلافاصله از تعلیق کمک های ٧٠٠ میلیون دلاری ایالات متحده برای سودان خبر داد.

از سوی دیگر، اخیراً یک سری اختلافات بین آمریکا و اسرائیل به وجود آمده است. دولت بایدن از اعلام ساخت ٣٠٠٠ واحد مسکونی اضافی در شهرک های کرانه باختری در اواخر اکتبر استقبال نکرد. به همین ترتیب به قرار دادن شش سازمان غیردولتی فلسطینی توسط ارتش اسرائیل در فهرست «سازمان های تروریستی» واکنش نشان داد. اما مهمتر از همه، آنچه خشم واقعی عمومی را برانگیخت، پرونده Pegasus بود که ویروسی است که توسط شرکت نظارت سایبری اسرائیل NSO ایجاد شده و توسط بسیاری از دیکتاتورترین رژیم‌ها برای جاسوسی از تلفن‌های مخالفان و به طور کلی مردم کشورشان استفاده می‌شود. تصمیم ایالات متحده برای قرار دادن NSO (همراه با یک شرکت اسرائیلی دیگر از همین نوع، به نام Candiru) در «لیست سیاه» شرکت های تحریم شده توسط وزارت بازرگانی ایالات متحده، به دلیل ایجاد «تهدید برای امنیت» ایالات متحده، با توجه به جایگاه غالبی که نظارت سایبری، نه تنها در اقتصاد اسرائیل، بلکه در دیپلماسی آن نیز دارد، در اسرائیل همچون ضربه ای سخت و پاسخی دندان شکن تلقی شد. اما تمام تلاش‌های اسرائیل برای وادار کردن واشنگتن به عقب‌نشینی با شکست مواجه شد، از جمله اعلام وزارت دفاع در ٢٣ نوامبر که دریافت‌کنندگان خدمات NSO را از ١٠٢ به تنها ٣٧ کشور کاهش داده و عملاً فروش محصولات آن را به کشورهائی که به اندازه کافی دموکراتیک تلقی نمی شوند ممنوع کرده است. در این فاصله، شرکت اپل از NSO در ایالات متحده شکایت کرده بود. وکلای این شرکت در شکایت خود، NSO را «هکرهای بدنام» و «مزدوران غیراخلاقی» نامیدند که «تجهیزات نظارت سایبری بسیار پیشرفته را که جرایم عادی را به راحتی امکان‌پذیر می‌سازد» طراحی و به بازار عرضه کرده بودند.

جلوی مرا بگیرید و گرنه آتش به پا می کنم
البته دیگر دوران ترامپ نیست و چنین اتهامات سنگینی می تواند بدون برانگیختن واکنش خشمگینانه دولت ایالات متحده مطرح شود. اوضاع در ایالات متحده کمی تغییر کرده است، اما نه در اسرائیل. اگر کاخ سفید اکنون به دنبال تکیه هر چه بیشتر به کانال دیپلماتیک در رابطه با ایران است، افکار عمومی اسرائیل و مقامات آن بیش از پیش در چشم‌اندازی محبوس هستند که استفاده از قدرت را در هر شرایطی، به هر شیوه اقدام دیگری ارجح می‌دانند . در ١١ اکتبر، موسسه دموکراسی اسرائیل(Israel Democracy Institute) نظرسنجی را منتشر کرد: ۵١ درصد از اسرائیلی ها معتقدند که باید یک عملیات نظامی علیه ایران انجام شود. تنها ٢٣.۵ درصد طرفدار گزینه دیپلماتیک هستند. بحران کنونی بین ایالات متحده و اسرائیل نشانگر آنست که خط نتانیاهو تا چه اندازه بر افکار سیاسی اکثریت اسرائیلی ها در طول دوازده سال حکومت وی تأثیر گذاشته است. یک دهه بمباران تبلیغاتی ایدئولوژیک، افکار عمومی اسرائیل را علیه ایران بسیج کرده است. در سال ٢٠١۵، از برخی از افراد سرشناس، به‌ویژه در محافل امنیتی، صداهایی به گوش می رسید که توافق حاصل شده با ایران را اگر نه ایده‌آل، اما اطمینان‌بخش تر از عدم وجود توافق می دانستند. امروز، این صداها هنوز وجود دارد، اما کمتر شنیده می شود ، تنها موشه یعلون، رئیس سابق ستاد ارتش و وزیر دفاع در زمان توافق ٢٠١۵، اخیراً گفت که رد این توافق «اشتباه اصلی دهه قبل بود». در اسرائیل برای سیاستمداران چه متعلق به راست افراطی استعماری باشند و چه ناسیونالیست، مذهبی یا سکولار، و حتی صهیونیست چپ ، خصومت با هرگونه مذاکره ای با تهران تبدیل به یک دوکسا (حقیقتی جهانشمول) شده است.

اما آیا این دشمنی ابزاری برای پیشبرد سیاست خود دارد ؟ اعتبار چیزی که تایمز اسرائیل آن را «جلوی من را بگیر و گرنه آتش به پا می کنم»(٧) می خواند و توسط نفتالی بنت و دولتش به نمایش گذاشته می شود، چقدر است ؟ اگر توافقی، حتی موقت، بین تهران و قدرت های بزرگ امضا شود، به سختی می توان انتظار داشت که اسرائیل به صورت یکجانبه به ایران حمله کند. و حتی اگر مذاکرات کنونی با شکست مواجه شود، کارشناسان اسرائیلی تخمین می‌زنند که کشورشان به «چند سال» نیاز دارد تا بتواند به یک عملیات نظامی واقعاً مؤثر دست زند. و موانع چنین حمله سنگینی بسیار زیاد خواهد بود. متخصصان اسرائیلی بر پیشرف ایرانی ها در دفاع هوایی تاکید دارند و توانایی حمله سایبری آنها را که اگرچه در حد اسرائیلی ها نیست، تعجب آور ارزیابی می کنند (تهران اخیرا اسرائیل را با چند حمله هدفمند متوجه این موضوع کرد). آنها همچنان به یک حمله متقابل احتمالی در مرز شمالی اسرائیل توسط حزب‌الله اشاره می‌کنند که توانایی آن در ساخت موشک‌های دقیق بسیار افزایش یافته است. به طور خلاصه، اقلیتی از اسرائیلی‌هایی که دارای تفکری بیشتر استراتژیک هستند، از این بیم دارند که اگر توافقی در وین حاصل شود، کشورشان هم با مشکلات نظامی پیچیده‌تر از قبل مواجه شود و هم در انزوای بین‌المللی ای بیشتر از گذشته قرار گیرد.

چه کسی چه کسی را محاصره می کند ؟
پس چرا اکثریت اسرائیلی ها در مخالفت شدید با هرگونه توافق با ایران اصرار دارند ؟ زیرا اسرائیل نمی تواند اصلی ترین سلاح بازدارندگی خود را از دست بدهد. وقتی بنت در سخنرانی فوق الذکر اعلام می‌کند که «ایرانی‌ها در حالی که در تهران گرم و امن زندگی می کنند، در حال محاصره اسرائیل با موشک هستند»، دست به عوام فریبی محض می زند. در واقع، این اسرائیل است که تاکنون مدام به مواضع نظامی ایران در سوریه و حتی خود این کشور حمله کرده است، بدون اینکه تهران در همان سطح و بسیار دور از آن، پاسخ دهد. با این حال، بنت وقتی حفظ سلطه اتمی انحصاری اسرائیل در خاورمیانه را به یک اصل کاهش ناپذیر تبدیل می کند، یک موضوع اساسی را نمایان می سازد. اگر ایران به یک «قدرت در آستانه» تبدیل شود، حتی اگر هیچ بمب اتمی ای نسازد، اسرائیل یک مزیت استراتژیک را از دست خواهد داد. زیرا این کشور امروز تنها دارنده این سلاح در خاورمیانه است (بر اساس ارزیابی منابع تخصصی که دو دهه است همین تخمین را تکرار می کنند، اسرائیل صد کلاهک هسته ای و ظرفیت تسلیح ٢٠٠ کلاهک را دارد). بنابراین برتری استراتژیک آن نسبت به کشورهای این منطقه بسیار زیاد است. با این حال، ایران تنها با دستیابی به وضعیت به رسمیت شناخته شده «قدرت در آستانه»، توازن قوای منطقه ای را به شدت تغییر خواهد داد و این آن چیزی است که اسرائیل نمی تواند آنرا تحمل کند.

 

منبع:https://orientxxi.info

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آیا مطمئن هستید که می خواهید قفل این پست را باز کنید؟
باز کردن قفل باقی مانده : 0
آیا مطمئن هستید که می خواهید اشتراک را لغو کنید؟