شما اینجا هستید : صفحه اصلی » شبه قاره » مذاکرات صلح افغانستان - شبکه تحلیل گران » آیا‌ نشست استانبول قفل مذاکرات را خواهد گشود؟

آیا‌ نشست استانبول قفل مذاکرات را خواهد گشود؟

Share on twitter
Share on whatsapp
Share on telegram
بسیاری از کارشناسان معتقدند نشست استانبول، پدید اورنده صلح در افغانستان خواهد بود و امیدباورانه به روزهای آینده می نگرند.

کدوم استدلال اعتبار بیشتری دارد؟ آیا نشست استانبول به صلح در افغانستان ختم خواهد شد و یا آنکه صلح گره کور ناگشودنیست!؟

بازیگری فعال ترکیه در پروسه صلح افغانستان 

ترکیه پس از روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه، نگاهی دیگر به تحولات خاورمیانه و سایر نقاط جهان دارد. نگرش نوین ترکیه نسبت به تحولات جهان، برگرفته از دکترین استراتژیک(strategic depth) داود اوغلو می باشد. هسته اصلی این دکترین را ژئوپلیتیک تشکیل می دهد و مولفه های دیگری چون تأکید بر قدرت نرم،‌ تلاش برای میانجیگری و حل بحران های منطقه ای و بین المللی و اتخاذ راهبرد برد–برد در ارتباط با دیگر کشورها آن را تکمیل می کنند.(۱) 

در واقع ترکیه ۲ دهه اخیر نسبت به دورانی که گروه های لائیک بر سر کار آمدند متفاوت است و حزب عدالت و توسعه به بازیگری فعال ترکیه در عرصه های مختلف اهتمام می ورزد. از آنجایی که بخشی از دکترین داود اوغلو مبتنی بر تلاش برای میانجیگری و حل بحران های بین المللی است لاجرم می توان علل اصلی تقلا ترکیه برای حل بحران افغانستان را دریافت. این کشور حدفاصل سالهای ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۱ نیز مجموعه نشستهایی پیرامون افغانستان با حضور کشورهایی همچون پاکستان و افغانستان برگزار کرده است و اقدامات اینچنینی این کشور پیرامون تحولات افغانستان مسبوق به سابقه است. 

از سوی دیگر با توجه به نزدیکی این کشور با گروه های اخوان المسلمین و به نوعی بازیگری این کشور همانند دولت قطر و نیز قرابت آن با دولت افغانستان و از سوی دیگر تنها عضو مسلمان ناتو، باعث شده است تا جایگاه ویژه به منظور حل بحران افغانستان بدست آورد. 

در واقع مجموعه ویژگی ها و نقش ها باعث می گردد تا نقش آفرینی دولت ترکیه در تحولات افغانستان تکمیل گردد و این کشور جایگاه ویژه در این منطقه داشته باشد.

اما آیا می توان از نشست استانبول و کشور ترکیه انتظار فراتر از یک نشست داشت و یا به عبارتی دقیق تر، نشست استانبول با خود صلح به همراه خواهد آورد؟

نشست استانبول؛ پدیدآورنده صلح؟

نشست استانبول اولین و آخرین نشست پیرامون تحولات افغانستان و صلح در این کشور نیست. پیچیدگی معادلات افغانستان منجر شده است تا تمامی همسایگان و حتی دولتهایی که نه در منطقه امنیتی افغانستان قرار گرفته اند و نه مرز مشترک با این کشور دارند خود را در تحولات افغانستان درگیر نمایند. 

ترکیه در سالهای اخیر تلاش بسیار زیادی را به منظور بازیگری فعال و میانجیگری در افغانستان ایفا نمود اما آنچه که نشست ماه حمل استانبول را بی تاثیر می کند، عدم قرابت طالبان و ارگ نشینان حتی در اصول کلی می باشد. بی شک تفاوت دولت جمهوری اسلامی افغانستان و امارت اسلامی افغانستان نه در موارد جزئی و سطحی بلکه مبتنی بر تفاوت ایدئولوژیک و ساختاری است. در نشست آتی استانبول، محمد اشرف غنی قرار است طرح سه مرحله ای را پیشنهاد نماید که مرحله دوم برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و زمینه سازی برای حرکت به سوی ایجاد یک سیستم جدید سیاسی در نظر گرفته شده است. این درحالی است که پذیرش سیستم جمهوری و یا انتخابات از سوی طالبان در هاله ای از ابهام قرار داد و حتی به احتمال بسیار بالا طالبان چنین سیستمی را مطلوب افغانستان نمی دانند.

طالبان همچنان در اظهارات اخیر خود دولت کنونی افغانستان را دست نشانده اشغالگران خطاب می کنند که از نظر شرعی نمی توانند در آینده افغانستان حاکم باشند. بنابراین رقابت آنها با دولت کنونی از طریق انتخابات تا حدودی دور از انتظار و غیرواقع بینانه است. 

از آنجایی که طرح سه مرحله ای اشرف غنی با نظام فکری طالبان در تضاد است و تاکنون طالبان موافقت با جمهوری و نیز مشارکت با دولت افغانستان را اعلام نکرده اند، بنابراین انتظار نمی رود که در نشست استانبول چیز نوینی عاید افغانستان شود. احتمالا تفاوت دیدگاه ها مابین دو گروه آنچنان زیاد است که زمان بسیار بیشتری را برای تفاهم می طلبد.

 

منبع:https://telegra.ph

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

۱
۲
۳
۴
۵
۶
۷
۸
۹
۱۰
۱
۲
۳
۴
۵
۶
۷
۸
۹
۱۰
۱
۲
۳
۴
۵
۶
۷
۸
۹
۱۰