شما اینجا هستید : صفحه اصلی » شبه قاره » بحران کشمیر - شبکه تحلیل گران » بحران کشمیر: ارزیابی سناریوهای حل بحران

 بحران کشمیر: ارزیابی سناریوهای حل بحران

اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در telegram

چکیده

این مقاله در پی پاسخ به این پرسش بود که سناریوهای ممکن در حل بحران کشمیر کدامند و این سناریوها چه تأثیری بر موقعیت بازگیران دخیل در بحران کشمیر دارند؟ این پرسش از آن نظر حائز اهمیت است که بحران کشمیر یک بحران دیرپا بوده و تاکنون سناریوهای مختلفی درباره حل آن مطرح شده است که هیچکدام به نتیجه نرسیده اند. علت بی نتیجه ماندن این سناریوها اختلاف نظری است که هر یک از بازیگران دخیل در بحران کشمیر نسبت به آن سناریوها دارند. در این پژوهش که به شیوه تحلیلی- توصیفی انجام شده، هفت سناریو ممکن برای حل بحران کشمیر ارائه شده است که عبارتند از: ۱- حفظ وضع موجود ۲- الحاق کشمیر به پاکستان ۳- الحاق کشمیر به هندوستان ۴- کشمیر مستقل ۵- یک کمشیر مستقل کوچکتر ۶- دره مستقل کشمیر ۷- فرمول چناب

همانگونه که گفته شد، هر یک از این سناریوها پیامدهای مختلفی برای هر یک از بازیگران دخیل در بحران کشمیر دارد. تعارضات ناشی از این پیامدها مهمترین مانع در اجرای این سناریوها بوده است

مقدمه

هنگامیکه امپراتوری بریتانیا از منطقه شبه قاره هند رخت بر بست و کشور هند و پاکستان در چهاردهم اوت ۱۹۴۷ میلادی (۲۳ مرداد ۱۳۲۶ هجری شمسی) به استقلال رسیدند وضعیت اداری چند منطقه در این سرزمین نامشخص باقی ماند که از جمله این مناطق سرزمین کشمیر است و همین امر موجب شد که این منطقه دستخوش بحران شدیدی شود که تا به امروز همچنان به قوت خود باقیست.

پاکستان کمشیر را بدان علت که بخش اعظم جمعیت آن مسلمان است، متعلق به خود می داند و هند نیز بدان جهت که مهاراجه ی وقت کشمیر الحاق قلمرو خود را به خاک هند اعلام کرد مدعی جدایی ناپذیر بودن این سرزمین از خاک هند است. پاکستان هویت دینی و ملی خود را در گرو الحاق کشمیر دانسته و هند نیز تمامیت ارضی و یکپارچگی خود را در گرو عدم جدایی کشمیر می داند. زیرا در این کشور ایالتهای مختلفی وجود دارند که تحت تأثیر ناسیونالیسم قومی و مذهبی خواستار جدایی از هند هستند. در هر حال آنچه مسلم است اینکه، اختلاف بر سر کشمیر تاکنون موجب بروز سه جنگ در سالهای ۱۹۴۸، ۱۹۶۵ و ۱۹۷۱ میلادی بین هند و پاکستان شده است.

سران بسیاری از کشورها تاکنون برای میانجیگری در خصوص این معضل دیرینه پا پیش گذاشتند اما تا زمان نگارش این مقاله هیچیک از این وساطت ها به نتیجه نرسیده و مشکل همچنان پابرجاست. کهنگی این بحران نشان از آن دارد که در کوتاه مدت و به آسانی نمی توان این بحران را حل کرد. با این حال سناریوهای مختلفی برای حل بحران مطرح است. تبیین این سناریوها و نیز چالش ها و فرصت هایی که هر یک از آنها برای بازیگران دخیل در بحران کشمیر دارد، هدف اصلی این مقاله است. لذا، نوشتار پیش رو ازسه بخش شامل بازیگران دخیل در بحران کشمیر، سناریوهای حل بحران، فرصت ها و چالش های هر یک از سناریوها برای بازیگران تشکیل شده است.


 

بخش اول

بازیگران دخیل در بحران

سرزمین کشمیر به وسعت ۲۲۲۲۳۶ کیلومتر مربع در قسمتهای جنوبی آسیا در شمال شبه قاره هند قرار دارد که از شمال و شرق با چین، از شمال غربی با افغانستان از غرب با پاکستان و از جنوب با هند هم مرز می باشد. (سید ناصری، ۱۳۸۰: ۳۰) سرزمینی که کشمیر نامیده می شود شامل سه قسمت است: یکی ایالات جامو و کشمیر که در قلمرو هند قرار دارد و مرکز آن شهر سرینگر است؛ دیگری کشمیر آزاد که در قلمرو پاکستان قرار داشته و مرکز آن مظفر آباد است.( حد فاصل بین کشمیر هند و پاکستان خط آتش بس یا کنترل (Line of Control) بطول ۱۳۸۵ کیلومترقرار داردکه پس از سومین جنگ هند و پاکستان در سال ۱۹۷۱ میلادی توسط سازمان ملل متحد تعیین شد.) و منطقه ی شمالی که در اختیار چین است. (Ruisheng, 2006: 56)

کشمیر در زمان اعطای استقلال بریتانیای کبیر به هند و پاکستان با وجودیکه اکثر ساکنین آن مسلمان بودند تحت حکومت فرمانروای هندو مذهب منطقه قرار داشت پس از آنکه مالکیت سرزمین کشمیر بحث انگیز شد، مهاراجه هندو رسماً اعلام کرد که کشمیر بخشی از خاک هندوستان است.واز سوی دیگر چون جمعیت سرزمین کشمیر مسلمان هستند پاکستان مدعی حاکمیت بر این سرزمین است.(James, 2005: 435)

همین چالش بر سر مالکیت منطقه جامو و کشمیر موجب گشته است که بحران چرکینی در منطقه جنوب آسیا به وجود آید و این منطقه را که موطن فقیرترین مردم جهان است، کاملاً بی ثبات گرداند. (دهشیار، ۱۳۸۷: ۲)  

بازیگران دخیل دربحران کشمیر در سه سطح داخلی، منطقه ای و بین المللی قابل تقسیم هستند.در سطح داخل جبهه آزادی بخش جامو و کشمیر قرار دارد که خواهان بوجود آمدن کشور جدیدی به نام کشمیر است. (ملازهی، ۱۳۸۲: ۸۰) در سطح منطقه دو بازیگر اصلی یعنی هندوستان و پاکستان قرار دارند که هر دو خواهان الحاق کشمیر و پیوستن آن به کشور خودشان هستند. در سطح بین الملل نیز بازیگران مختلفی وجود دارد که در این مقاله فقط ایالات متحده امریکا مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است. امریکا که هم اکنون داعیه تک قطبی بودن نظام بین المللی را دارد به خود اجازه دخالت در مسائل مختلف جهان از جمله بحران کشمیر را داده است. (ایزددوست، ۱۳۸۱: ۴۵) در زیر به بررسی منافع هر کدام از این بازیگران در بحران کشمیر پرداخته می شود.

الف) جبهه آزادی بخش جامو و کشمیر

جبهه آزادی بخش جامو و کشمیر خواهان استقلال این سرزمین هستند. این جبهه برای ادعای خود استدلالهای زیر را مطرح میکند:

۱_از دید این جبهه کشمیراز ابتدا سرزمین مستقلی بوده و با آنکه در گذشته بخشی از سرزمین شبه قاره هند بوده، اما تحت حاکمیت جداگانه ای قرار داشته است.

۲_مردم کشمیر با آنکه مسلمان هستند اما دارای هویت فرهنگی و تاریخی جداگانه ای هستند که با ساکنان پاکستان متفاوتند.

۳-با توجه به اختلافات دیرینه ای که بین دولت هند ومردم کشمیر وجود دارد تداوم سلطه هند بر کشمیر تقریبا” غیر ممکن است.از سوی دیگر الحاق کشمیر به پاکستان نیز حساسیت های ویژه ای برای هندوستان  بدنبال خواهد داشت که مانع از انعطاف و رضایت دهلی نو نسبت به ین موضوع خواهد شد.بنابر این به سود هر دو کشور است که به استقلال کشمیر رای دهند.

۴_جامعه بین الملل بویژه قدرتهای بزرگ نیز به کشمیر مستقل راغب تر هستند.

ب) هندوستان

از همان اوان استقلال هندوستان در سال ۱۹۴۷ میلادی، لرد مونت باتن نائب السلطنه وقت هندوستان کشمیر را منطقه ای با اهمیت تلقی کرد و همه تلاشها بر این استوار بود که کشمیر در چارچوب هند باقی بماند. (Ganguly, 2006: 47) کشمیر به چند دلیل از اهمیت فوق العاده ای برای هندوستان برخوردار است که در ذیل به اختصار بیان می شود:

۱٫ کشمیر به لحاظ مرزهای بین المللی مرکز و قلب جنوب آسیا محسوب می شود و وجود مرزهای مشترک آن با افغانستان، چین و روسیه به لحاظ دفاعی برای هندوستان مهم تلقی می شود. (سید ناصری، ۱۳۸۰: ۲۴)

۲٫ پنج رودخانه مهم سند، جهلم، چناب، راوی و ساتلج واقع در منطقه یا از کوههای کشمیر سرچشمه می گیرند و یا از این سرزمین می گذرند. این رودخانه ها در کشاورزی و اقتصاد هند نقش چشمگیری دارند و بنابراین کنترل و تسلط بر کشمیر به مثابه امکان استفاده و بهره برداری موثر از این رودخانه هاست و این امکان را برای هند بوجود می آورد که هر موقع بخواهد بر پاکستان فشار آورده و مواضع آن کشور را منفعل نماید.

۳٫ با توجه به اعتقادات شدید مذهبی در هند، الحاق کشمیر به پاکستان به نوعی یعنی پیروزی مسلمانان پاکستانی بر مذهب هندوئیسم و در نتیجه از دست دادن کشمیر برای هندوستان شکست اعتقادی- مذهبی را برای این کشور در بر خواهد داشت. (Ozdamar, 2005: 449)

4. با توجه به اینکه در حال حاضر هندوستان خود را قدرت منطقه ای می داند شکست در جریان کشمیر به لحاظ پرستیژ بین المللی باعث افت اعتبار این کشور خواهد شد. (توریالی غیاثی، ۱۳۸۷: ۶)

۵٫ بزرگترین محور ارتباط زمینی بین جنوب آسیا با چین و آسیای مرکزی از بخش شمالی کشمیر عبور می نماید. این محور ارتباطی که پاکستان و چین را به هم ارتباط داده در قسمت شمالی دهلی نو قرار دارد و می تواند به یک اتحاد استراتژیک معنا ببخشد و امنیت هند را به مخاطره اندازد. بدین جهت نیز کشمیر از اهمیت بالایی برای هند برخوردار است. (Ozdamar,2005: 450)

اعتقاد هندی ها برای تسلط به کشمیر و پیوستن این ایالت به دولت هند چنان است که دولتمداران هندی الحاق کشمیر را به کشور هند یک امر انجام شده ای می دانند و به هیچ وجه نمی خواهند وارد بحثی شوند که کشمیر را از تحت سیطره بودن هند جدا کند.

ج) پاکستان

به همان میزان که کشمیر برای هندوستان حائز اهمیت است، برای پاکستان نیز بسیار مهم شمرده می شود. در ذیل به چند اهمیت کشمیر برای این کشور به اختصار اشاره می شود:

۱٫ شاید مهمترین ویژگی کشمیر برای پاکستان که سالها موجبات ناامنی در مرزهای این کشور را فراهم آورده این باشد که سرزمین کشمیر به لحاظ ساختار فرهنگی ترکیبی ناهمگون داشته بدین صورت که اکثریت ساکنان آن مسلمان و اقلیت هندونشین هستند و با توجه به تعصبات مذهبی و افراط گرایی های موجود در پاکستان، این کشور خواهان الحاق تمامی سرزمین کشمیر به خاک خویش است. (James, 2005: 438)

2. ویژگی بعدی کشمیر که آن هم از اهمیت بالایی برای پاکستان برخوردار است و نیاز پاکستان برای بدست آوردن کشمیر را مشهودتر می سازد وجود بزرگراه قره قروم در این منطقه است. این بزرگراه یکی از مسیرهای عمده جاده ابریشم در مناطق شمالی پاکستان و کشمیر بوده که از راه قره قروم عبور می کرده است. بعد از شروع جنگهای هند و پاکستان بر سر کشمیر این منطقه از اهمیت بالایی برخوردار گشت زیرا این بزرگراه پاکستان را به چین متصل می کند و با توجه به اینکه چین یکی از رقبای سرسخت هند محسوب می شود هندی ها نسبت به احداث آن واکنش نشان داده و تلاش می کنند که کنترل این منطقه به دست پاکستان نیفتد. (سید ناصری، ۱۳۸۰: ۴۵۹)

۳٫ وابستگی شدید منابع آبی پاکستان به منطقه کشمیر از موارد مهمی است که همیشه پاکستان و امنیت ملی آن را نگران می کند، زیرا به دلیل وحدت توپوگرافیک کشمیر و پاکستان و جهت گیری دره های این منطقه به سوی دشت های پنجاب، باعث شده است که رودخانه های سند و پنجاب که حدود ۸۰% منابع آبی پاکستان به آنها متکی است از کشمیر سرچشمه بگیرند و بنابراین این منطقه بدین جهت نیز برای پاکستان مهم تلقی می شود.
(James, 2005: 427)

4. مشخصه ی بعدی کشمیر که اهمیت بالایی برای پاکستان دارد این است که این منطقه به دلیل مرتفع بودن امکان تسلط دارنده ی آن را بر محیط پیرامون فراهم می کند. به ویژه اینکه کشور پاکستان آسیب پذیرترین همسایه ی آن است. زیرا شهرهای بزرگ این کشور نظیر لاهور، فیصل آباد، راولپندی، سیالکوت و پایتخت یعنی اسلام آباد به راحتی از آن تهدید می شوند.

۵٫ و در آخر اینکه با توجه به حساسیت و موقعیت بلندی های سیاچین پاکستان توجه ویژه ای به این سرزمین دارد و همواره تلاش های خود را در خصوص هموار نمودن الحاق رسمی و کنترل برکشمیر به کار گرفته است. (ملازهی، ۱۳۸۰: ۲۵)

د) آمریکا

بحران کشمیر و قدمت تاریخی آن نشانگر این مساله است که ظاهرا” راه حلی از طریق صلح آمیز برای آن وجود ندارد. نگاه پاکستان و هندوستان به مسأله کشمیر نیز بیانگر این موضوع است که هیچکدام خواستار ترک این منطقه نمی باشند و حتی گزینه استفاده از سلاح های اتمی را نسبت به برگزاری رفراندوم و ترک منطقه ترجیح می دهند. (Ohanlon, 2007: 117)ایالات متحده امریکا به عنوان یک بازیگر بین المللی که هم اکنون داعیه هژمونیک دارد بدلیل اهمیت قابل توجهی که برای منطقه شبه قاره قائل می باشد برای حل بحران وارد عمل شده است. (Gamguly0, 2006: 48) در زیر به مهمترین مولفه های کشمیر برای امریکا اشاره می شود:

۱- با توجه به اینکه سیاست امریکا به دنبال فروپاشی شوروی مبتنی بر مبارزه با تروریسم و عدم گسترش سلاح های اتمی استوار است کاملاً واضح به نظر می رسد که کشمیر از اهمیت بالایی برای این کشور برخوردار باشد. (البرز، ۱۳۸۰: ۲۴) زیرا کشمیر در نقطه تلاقی سه قدرت هسته ای جهان یعنی هند، پاکستان و چین قرار دارد که از الگوی رابطه ی نامتوازن نسبت به یکدیگر برخوردارند. (توریالی غیاثی، ۱۳۸۷: ۳)

۲_اهمیت کشمیر به عنوان پایگاهی برای امریکا که با وجود آن بر بام جهان تسلط پیدا خواهد کرد و ناظر بر عملکرد کشورهای چین، هند، روسیه، آسیای مرکزی، پاکستان و افغانستان خواهد شد را نمی توان نادیده گرفت. (عادل شیخ، ۱۳۸۱: ۳۸)این مهم در تحقق ایفای نقش هژمونی آمریکا در جهان بسیار اهمیت دارد.

۳_اگر نظریه هانتینگتون مبنی بر جنگ تمدنها را بپذیریم، آمریکا با استقرار در کشمیر میان سه حوزه تمدنی اسلام، هندو و کنفوسیوس قرار می گیرد.این مهم برای مدیریت چالشهای بین المللی ضرورت دارد.

۴_کشمیر منطقه ای است که آمریکا از طریق آن می تواند در شبه قاره نفوذ پیدا کند و سلطه خود را به این منطقه اعمال نماید.این ابزار تا کنون به آمریکا این امکان را داده است تا پاکستان و هندوستان را با منافع خویش هماهنگ کند.

۵_با توجه به اینکه کشمیر سرزمین مورد مناقشه میان دو قدرت هسته ای است و تداوم این مناقشه میتواند به  بروز جنگ اتمی میان هند و پاکستان منجر شود توجه و حساسیت نشان دادن به این مسئله برای آمریکا مهم است.

۶_کشمیر منطقه ای است که تداوم بحران در آن به رشد رادیکالیسم از نوع هندو و اسلامی در محیط پیرامونی آن منجر شده است. رادیکالیسم اسلامی از دید آمریکا برابر با تروریسم است.بنابراین یکی از راه حلهای مبارزه با تروریسم خاتمه دادن به بحران کشمیر در هر شکل ممکن است.

بخش دوم

سناریوهای ممکن برای حل بحران کشمیر

طی نیم قرن و اندی پس از استقلال هند و پاکستان، کشمیر تنها مانع برقراری روابط عادی میان دو کشور بوده است. چنانچه این مشکل حل شود، دو ملت در کمال دوستی در کنار یکدیگر زندگی خواهند کرد و نیازی به صرف مبالغ کلان برای هزینه‌های دفاعی نخواهند داشت.

مشکل کشمیر را بدان جهت که هر دو کشور درگیر در مسأله از توان هسته ای برخوردارند نمی توان از طریق نظامی حل کرد و برای حل منازعه آن باید در جستجوی راه‌های صلح آمیز و سیاسی بود. در صورت حل نشدن  بحران کشمیر، صلح و امنیت در جنوب آسیا به مخاطره افکنده خواهد شد. (ساجدی، ۱۳۸۶: ۱۳۳) تجربه‌های گذشته نیز نشان داده است که مذاکرات دو جانبه میان هند و پاکستان و همچنین میان دولت هند و مردم کشمیر بی نتیجه بوده است. از سال ۱۹۴۷ تاکنون تمام قطع نامه ها و قراردادهای دو جانبه از جمله اعلامیه تا شکند و قرار داد سیملا یا قراردادهای دو جانبه هند و کشمیری‌ها مانند قرارداد دهلی بین شیخ عبداله (رهبر اسبق حزب کنفرانس ملی از گروههای کشمیری) و ایندیرا گاندی نخست وزیر وقت هند نتوانستند به رفع بحران بیانجامند. با این حال، از آغاز بحران تاکنون، پیشنهادات مختلفی برای حل این بحران مطرح شده که ما از آنها بنام سناریو یاد می کنیم و آنها را در ذیل بررسی می‌کنیم:

 

سناریو اول: حفظ وضع موجود (The Status Quo)

از کشمیر می‌توان به عنوان نقطه اشتعال در روابط هند و پاکستان نام برد. هم اکنون یک مرز رسمی به نام خط کنترل، کشمیر را به دو قسمت تقسیم می‌کند. خط کنترل یا همان خط آتش بس در واقع خط موقتی می‌باشد که توسط شورای امنیت سازمان ملل متحد در سال ۱۹۴۸ میلادی در پی جنگ اول هند و پاکستان ترسیم شد و در سال ۱۹۷۲ میلادی براساس موافقت نامه سیملا (Simla) به خط کنترل تغییر نام داد. در حقیقت خطوط آتش بس بوجود آمده براساس این قرارداد نیروهای مستقر دو کشور در کشمیر را به رسمیت شناخت و به آن چهره‌ای قانونی داد. از آن زمان تاکنون شرایط دچار تغییر نشده است و همچنان ارتش‌های هند و پاکستان در دو سوی این خط به حالت تدافعی باقی مانده‌اند. براین اساس یک سوم ایالت جامو و کشمیر که آنرا کشمیر آزاد می‌خوانند به مرکزیت مظفرآباد متعلق به پاکستان و مابقی منطقه با مرکزیت سرینگر که شامل جامو، لاداخ و دره کشمیر است به کنترل هندوستان در خواهد آمد. (Ruisheng, 2006:57) طالبان حفظ وضع موجود خواهان شناسایی خط کنترل کشمیر به عنوان مرز بین المللی هند و پاکستان و تقسیم کشمیر بین دو کشور هستند.

 

سناریو دوم: الحاق کشمیر به پاکستان (Kashmir Joins Pakistan)

یکی دیگر از سناریوهای مطرح شده پیوستن تمام ایالت جامو و کشمیر به کشور پاکستان است. در حال حاضر یک سوم از کل ایالت که کشمیر آزاد خوانده می‌شود با مساحتی حدود ۸۰ هزار کیلومتر مربع و جمعیتی که براساس آمار اعلام شده در سایت بی بی سی (B.B.C) حدود ۹۹% مسلمان هستند به پاکستان تعلق دارد. در سال ۱۹۴۷ میلادی هندوستان و پاکستان با یکدیگر موافقت کردند که ساکنین جامو و کشمیر خودشان براساس یک رفراندوم و همه پرسی، تصمیم نهایی را برای منطقه بگیرند. (ساجدی، ۱۳۸۶: ۱۳۰) براساس همه‌پرسی انجام شده از مردم ساکن در منطقه اکثراً خواستار الحاق کشمیر به پاکستان شدند. هند این انتخابات را رد کرد و گفت همه پرسی انجام شده مشکلات کشمیر را حل نخواهد کرد. اگرچه در همان سالها هند نتایج این انتخابات را باطل اعلام کرد اما پاکستان همیشه از این انتخابات به عنوان اهرم فشاری بر علیه هند برای تسلط بر کشمیر استفاده کرده است. (James, 2005: 435)

 

 


 

سناریو سوم: الحاق کشمیر به هندوستان (Kashmir Joins India)

این سناریو بر گرفته از اقدامات گلاب سینگ، مهاراجه وقت کشمیر در اوان استقلال هند و پاکستان می باشد که ایالت جامو و کشمیر را بخشی از خاک هندوستان اعلام کرد. تمام کوشش های گلاب سینگ متعصب هندو بر این بود که رعایای مسلمان به مذهب هندو در آیند. (سید ناصری، ۱۳۸۰: ۵۹)

دولت هندوستان نیز با توجه به گزینه خواست رهبران مناطق مبنی بر الحاق به هند یا پاکستان در زمان استقلال، مدعی جدایی ناپذیر بودن کشمیر از هندوستان بوده که البته با توجه به ساکنین مسلمان در منطقه جامو و کشمیر و تعصبات شدید مذهبی آنها بعید به نظر می رسد که چنین راه حلی منتج به برقراری ثبات در منطقه شود. (Ozdamar, 2005: 450)

 

سناریو چهارم: کشمیر مستقل (Independent Kashmir)

آیا می توان متصور شد که روزی کشمیر به تنهایی خود یک کشور مستقل را تشکیل دهد و این بحران ریشه کن شود؟ کشمیر به لحاظ جغرافیایی بسیار بزرگتر از حدود ۶۸ کشور عضو سازمان ملل و پرجمعیت تر از ۹۰ کشور عضو این سازمان با اکثریت نژاد آریایی و اکثریت دینی اسلام است.

مشکل پذیرفتن این سناریو به عنوان راه حل بالقوه این است که نیاز دارد هند و پاکستان به کلی منطقه را ترک کنند. کشمیر بدان جهت پیشوند بحران را به خود گرفته است که هند و پاکستان راضی به ترک منطقه و یا حتی از دست دادن قسمتی از منطقه نمی باشند. (Ohanlon, 2007: 117) زایش پدیده سیاسی جدیدی به نام کشمیر فقط آندسته از فعالان کشمیری را که خواهان بوجود آمدن کشور مستقل بنام کشمیر هستند، ارضاء خواهد کرد.

سناریو پنجم: یک کشمیر مستقل کوچکتر (A Smaller Independent Kashmir)

یک کشمیر مستقل کوچکتر می تواند شامل دره کشمیر که هم اکنون تحت نظارت هندوستان است و تنگه باریک منطقه که کشمیر آزاد خوانده می شود باشد.

با توجه به این سناریو مناطق مهم استراتژیکی سرزمین‌های شمالی، لاداخ و چین مرزی را تحت کنترل پاکستان و هند در خواهد آمد. اگر در نتیجه رفراندوم منطقه‌ای که گزینه استقلال را پیشنهاد می کند، اکثریت ساکنین دره کشمیر استقلال را انتخاب کنند و اکثریت ساکنین پاکستان نیز خواهان استقلال باشند، با پیوستن این دو منطقه به یکدیگر یک کشمیر مستقل کوچکتر بوجود خواهد آمد.

 

سناریو ششم: دره کشمیر مستقل (Independent Kashmir Valley)

همانطور که قبلاً ذکر شد دره کشمیر هم اکنون در آن قسمت از کشمیر قرار دارد که متعلق به هندوستان است. دره کشمیر با ۸۰۰/۱ متر مربع وسعت اگرچه فقط یک دهم بوتان است اما خیلی بزرگتر از کشور موناکوست و می تواند در یک رفراندوم منطقه‌ای با توجه به خواست اهالی به خودی خود کشوری مستقل شود. دره کشمیر به لحاظ اقتصادی می تواند از طریق صنعت توریسم، صنایع دستی و کشاورزی کسب درآمد کند.

 

سناریو هفتم: فرمول چناب (The Chenab Formula)

این طرح برای اولین بار در دهه ۱۹۶۰ میلادی مطرح شد و بر طبق آن، کشمیر در طول رودخانه چناب تقسیم خواهد شد. با اجرای این طرح تمام منطقه ی تحت لوای پاکستان و همچنین اکثریت مناطق مسلمان نشین جامو به پاکستان خواهد پیوست. با تحقق این طرح هندوستان ۳۰۰۰ متر مربع از ۸۴۰۰۰ متر مربع مساحت کشمیر تحت کنترل خود را از دست خواهد داد که این به خودی خود یک پیروزی آشکار برای پاکستان بعد از مشاجرات طولانی این کشور با هندوستان است.

 

 

 

 

بخش سوم

فرصتها و چالشهای سناریوها برای بازیگران دخیل در بحران

هر کدام از طرحهای ارائه شده، موافقان و مخالفان خاص خود را دارد و هر یک از بازیگران نیز به دلایل تاریخی در پذیرش این موارد با ملاحظات و منافع خاص خود روبرو هستند. برای درک روشنتر مسأله به ارزیابی تأثیر هر یک از سناریوها بر موقعیت بازیگران دخیل در بحران می پردازیم.

 

۱٫  جبهه آزادی بخش جامو و کشمیر

هر یک از سناریوهای مطرح شده برای حل بحران کشمیر برای جبهه آزادی بخش جامو و کشمیر دارای فرصتها و چالشهایی است که در ذیل به آنها اشاره می کنیم:  

سناریو اول: حفظ وضع موجود

تحقق سناریو اول برای فعالان کشمیری سراسر تهدید و چالش است چرا که مانع از شکل گیری کشوری به نام کشمیر می گردد، اما از آن جا که باعث اتمام بحران و تعیین نسبی سرنوشت کشمیری ها پس از سالها انتظار می شود برای آنان یک فرصت تلقی خواهد شد.

سناریو دوم: الحاق کشمیر به پاکستان

سناریوی دوم نیز برای این گروه تهدید محسوب می شود چون به تلاش آنها برای کسب استقلال لطمه
می زند؛ با این حال چون به اتمام بحران و تعیین نسبی سرنوشت کشمیری ها منجر می شود یک فرصت است. علاوه بر این با توجه به تعصبات شدید مذهبی و با توجه به اینکه اکثریت ساکنین کشمیر مسلمان هستند. (توحیدی، ۱۳۸۷) اگرچه طبق این سناریو آنها به خواست خودشان مبنی بر به وجود آمدن یک کشور جدید به نام کشمیر دست نیافته اند اما به یک کشور مسلمان می پیوندند و این بهتر از الحاق آنها به هندوستان است.

سناریو سوم: الحاق کشمیر به هندوستان

سناریوی سوم برای کشمیری ها سراسر تهدید است چرا که ناچار خواهند بود سیطره و سلطه ی هندی ها را بپذیرند و گزینه ی استقلال آنها به نتیجه نخواهد رسید.

سناریو چهارم: کشمیر مستقل

برای تحقق سناریوی چهارم نیاز است که هند و پاکستان منطقه را ترک کنند که هیچ کدام تمایلی به این موضوع ندارند. (سنگابی، ۱۳۷۸: ۳۳) افزون بر این با توجه به اینکه کشور جدید کشمیر برای رفع نیاز اقتصادی خود مجبور به تعامل با کشورهای هم جوار خواهد بود بنابراین ممکن است برای آن، مشکلاتی با این دو کشور بوجود آید. با این حال برای کشمیری ها تحقق این سناریو سراسر فرصت است چرا که به زایش پدیده سیاسی جدیدی به نام کشمیر منجر می شود و هویت کشمیری در آن جریان می یابد. (فرزین نیا، ۱۳۸۱: ۱۸)

سناریو پنجم: یک کشمیر مستقل کوچکتر

مهمترین چالش سناریوی پنجم این است که کشمیری ها نتوانند نیاز اقتصادی خودشان را حل کنند و به دولتهای هند و پاکستان محتاج شوند با این حال چون این سناریو به اتمام بحران کشمیر می انجامد و باعث تعیین نسبی سرنوشت کشمیری ها می شود یک فرصت بوده و از این منظر سناریوی پنجم بارقه ی امیدی برای کشمیری ها است چرا که هر چند در نقطه کوچکتر، هویت کشمیری ها زنده می شود و در قلمرو سرزمینی مستقل جریان می یابد.

سناریو ششم: دره کشمیر مستقل

در صورت تحقق سناریوی ششم یعنی با استقلال دره کشمیر ممکن است گروههای کشمیری به تنهایی نتوانند مشکلات اقتصادی خود را در منطقه حل کنند اما از آنجا که این سناریو به حل بحران به سود کشمیری ها می انجامد یک فرصت است. بعبارت دیگر اگر چه کشمیری ها خواهان تسلط بر کل منطقه می باشند اما تحقق این سناریو نیز به این جهت که دولت مستقلی به نام کشمیر به وجود خواهد آمد نیز برای آنان فرصتی طلایی محسوب می شود.

سناریو هفتم: فرمول چناب

برای کشمیری ها تحقق سناریوی هفتم زیانبار است چرا که مانع از استقلال کشمیر خواهد شد با این حال چون به اتمام بحران کشمیر و تعیین نسبی سرنوشت کشمیری ها پس از چندین دهه نابسامانی می انجامد می تواند یک فرصت باشد.

۲٫ هندوستان

سناریوهای ارائه شده برای هندوستان به عنوان یک بازیگر منطقه ای دخیل در بحران فرصتها و چالش هایی را در پی دارد که در زیر به اختصار مورد بررسی قرار می گیرد:

سناریو اول: حفظ وضع موجود

تجزیه کشمیر به دو بخش، مغایر سیاست هند مبنی بر این است که کشمیر بخش لایتجزای هند است (Ganyuly, 2006: 45) و با توجه به اینکه ساکنان دره کشمیر مسلمان هستند و خواهان استقلال کشمیر و یا الحاق این سرزمین به پاکستان می باشند این نگرانی وجود دارد که پس از اجرای سناریوی اول، مجدداً موج تازه ای از درگیری و ناامنی، کشمیر تحت کنترل هند را فرا گیرد. (Ruisheng, 2006: 58) در ثانی با تحقق این سناریو ممکن است عکس العمل پاکستان که همیشه سیاست تهاجمی را در سر می پروراند عملی شده و بحران وارد فصل تازه ای گردد در نتیجه ممکن است بحران خاتمه نیافته و بازیگران مختلفی در سطح بین الملل وارد بازی شوند که این برخلاف خواست دولت هند می باشد.  به رغم این تهدیدها سناریوی اول می تواند فرصت هایی را نیز برای هند به وجود آورد که از آن جمله می توان به حل یک مناقشه ی دیرینه و در پی آن حذف گزینه ی استفاده از سلاح های اتمی و کاهش توجه هند به مسائل نظامی و عطف توجه آن به مسائل اقتصادی و غیره و همچنین کاهش فشارهای بین المللی علیه هند اشاره کرد. (Ozdamar, 2005: 454) البته با سند خوردن دو سوم از ایالت جامو و کشمیر به نام هند، مرز دفاعی محکمی برای این کشور در برابر قدرتهای بزرگی چون چین و روسیه نیز به وجود خواهد آمد.

سناریو دوم: الحاق کشمیر به پاکستان

این سناریو می تواند برای هند چالش ها و تهدیدات ذیل را بدنبال داشته باشد:

با از دست دادن این ایالت، سایر ایالات هند نیز داعیه جدایی از دولت مرکزی را خواهند کرد و جایگاه فعلی هندوستان به عنوان یک قدرت منطقه ای تضعیف خواهد شد در نتیجه تحقق این سناریو به معنی باخت هند در این بازی بزرگ خواهد بود که این مهم به معنای از دست رفتن پرستیژ و اعتبار هند در سطح جامعه ی بین المللی است. مورد بعدی اینکه رودخانه های مهم کشمیر که به لحاظ اقتصادی برای هندوستان از اهمیت بالایی برخوردار هستند از دست می روند. و ارتفاعات شمال کشمیر که به مثابه سنگر دفاعی برای هند انگاشته می شوند از آن جدا شده و در نتیجه احتمال فشار چین بر هندوستان افزایش می یابد. به لحاظ بعد فرهنگی، اعتقادی نیز با تحقق این طرح حساسیت شدیدی برای هندوستان به لحاظ از دست دادن معابد موجود در این منطقه به وجود خواهد آمد. در کنار این تهدیدها، تنها فرصتی که با تحقق این سناریو برای هند به وجود می آید اتمام یک بحران چرکین است.

سناریو سوم: الحاق کشمیر به هندوستان

تحقق این سناریو می تواند بهترین گزینه برای هند باشد و شاید سالها نزاع و درگیری در این منطقه برای کسب چنین نتیجه ای باشد، بنابراین اگرچه ممکن است چالشهایی را برای هند به وجود آورد اما فرصتهای مناسبی هم برای این کشور در پی دارد که در ذیل به اختصار بیان می شود:

احتمال افزایش فشارهای منطقه ای برای هند از سوی پاکستان و چین و احتمال شروع حمله ی تهاجمی پاکستان و استفاده از سلاح های اتمی که سبب تزاید ناامنی در منطقه جنوب آسیا خواهد شد و با توجه به اینکه اکثر ساکنین کشمیر مسلمان هستند ممکن است از سرگیری ناامنی و آشوب را در منطقه داشته باشیم و بنابراین تهدیداتی علیه هند صورت گیرد و البته اعمال فشار آن دسته از گروههای کشمیری بر هند نیز، که تمایلی به ملحق شدن بر این کشور ندارند، را نمی توان نادیده گرفت. با این همه این سناریو از اهداف اولیه هند و مهمترین هدف او از این درگیری ها می باشد و فرصتهای مناسبی را برای آن به وجود می آورد از جمله اینکه مهر تأییدی بر قدرت منطقه ای بودن هند است و پایان تنش و بحران در منطقه به بهترین وجه ممکن برای هندوستان خواهد بود و در نتیجه کاهش توجه این کشور به مسائل نظامی و توجه به مسائل اقتصادی را برای آن کشور در پی خواهد داشت. با تحقق این سناریو تسلط هند بر بام دنیا و عملکرد کشورهای چین، افغانستان و روسیه بیشتر خواهد شد و کسب پرستیژ و اعتبار بین المللی و به نوعی برد کامل بازی در مقابل حریف را پس از سالها تنش برای آن به همراه دارد. استفاده از منابع اقتصادی موجود در کشمیر نیز از دیگر فرصتهای احتمالی برای هند می باشد و از لحاظ بعد فرهنگی به برد هندوئیسم ها در مقابل مسلمانان پاکستان منتج خواهد شد.

سناریو چهارم: کشمیر مستقل

بوجود آمدن یک کشور مستقل به نام کشمیر، اگرچه خواهان ترک کل منطقه از نیروهای هندی می باشد و این تهدیدات را برای هند بوجود می آورد اما فرصتهایی نیز در پی خواهد داشت که در زیر به اختصار بیان می شود:

سناریوی چهارم سبب ترک کامل منطقه برای هندوستان و باخت بازی برای این کشور است و احتمال تجزیه ایالتهای دیگر هند و ادعای استقلال آنها از دولت مرکزی را بدنبال خواهد داشت. در ثانی، از دست دادن بلندیهای سیاچین در کشمیر و نتیجتاً از بین رفتن سد دفاعی این کشور در برابر قدرتهای بزرگی چون چین از دیگر تهدیدات این سناریو بر علیه هند می‌باشد. از دست دادن رودخانه‌های مهم موجود در کشمیر که این کشور برای اقتصاد و کشاورزی به آنها محتاج است و معابد موجود در کشمیر که به لحاظ بعد فرهنگی برای هندوستان حائز اهمیت هستند، نیز چالشهایی را برای هند بوجود خواهد آورد اما در هر حال، این سناریو سبب اتمام بحران و حذف گزینه استفاده از سلاح‌های هسته ای برای هندوستان خواهد شد که با این توصیف رشد اقتصادی و پیشرفت آن در مقابل کاهش هزینه‌های نظامی را در پی داشته و از آنجا که یکی از دیرپاترین منازعات آسیا و جهان پایان می یابد برای هندوستان یک فرصت تلقی خواهد شد.

سناریو پنجم: یک کشمیر مستقل کوچکتر

سناریوی پنجم برای هند نگران کننده است چرا که تمامیت ارضی هند در معرض تهدید قرار می گیرد و انگیزه استقلال طلبی را در سایر ایالات این سرزمین تحریک می کند و در ثانی دره کشمیر با تمام امکاناتی که این منطقه دارد از حوزه ی کنترل هند خارج شده و به نوعی پیروزی مسلمانان ساکن این دره در مقابل هندوها را به دنبال خواهد داشت که ممکن است بحران بطور قطعی پایان نگرفته و وارد فصل جدیدی گردد.

اما در هر حال از فرصتهای احتمالی موجود که با تحقق این سناریو پیش می‌آید نیز نمی‌توان گذشت از جمله آنکه گزینه استفاده از سلاح های هسته ای حذف خواهد شد و در نتیجه اختصاص بودجه‌های دولت هند به بخشهای دیگر به غیر از بخش نظامی، رشد اقتصادی این دولت را در پی خواهد داشت. به هر حال، اگرچه هندوستان دره کشمیر را از دست خواهد داد اما پاکستان نیز به عنوان رقیب هند در این بازی مناطقی از کشمیر آزاد را نیز از دست خواهد داد و در این صورت اتمام یافتن بحران و حذف گزینه استفاده از سلاح های اتمی و پایان تنش در منطقه و بوجود آمدن نوعی آرامش پس از سالها نابسامانی را به دنبال خواهد داشت که بدین جهت برای هند فرصت تلقی می شود.

سناریو ششم: دره کشمیر مستقل

تحقق این سناریو برای هند زیانبار است چرا که با جدایی دره کشمیر از هندوستان این امکان وجود دارد که مابقی ایالت های هندی نیز داعیه جدایی از دولت مرکزی را بکنند ولی از آن جهت که بحران خاتمه می یابد و بودجه های دولت هند که تا کنون صرف هزینه های نظامی شده است، صرف هزینه های اقتصادی و غیره می گردد برای هند مفید است.

سناریو هفتم: فرمول چناب

تحقق سناریوی هفتم اگرچه سبب اتمام بحران و حذف بودجه های دولت هند در بخش نظامی می شود اما تهدیدات جدی را برای این دولت بهمراه خواهد داشت. بدین صورت که هند بخش زیادی از کشمیر تحت سلطه خود را از دست می دهد و ممکن است مابقی ایالتهای هندی نیز خواستار جدایی از دولت مرکزی شوند، پس برای هندوستان تحقق این سناریو زیانبار بوده و حتی ممکن است کاهش قدرت این کشور را نیز به همراه داشته و پرستیژ بین‌المللی هند خدشه‌دار شود، با توجه به اینکه از دست رفتن سد دفاعی این کشور در برابر قدرتهای بزرگی چون روسیه و چین را نیز به همراه خواهد داشت.

۳٫ پاکستان

سناریوهای ارائه شده برای پاکستان به عنوان یک بازیگر منطقه‌ای دخیل در بحران فرصتها و چالش هایی را در پی دارد که در زیر به اختصار مورد بررسی قرار می‌گیرد.

سناریو اول: حفظ وضع موجود

با تحقق این سناریو ادعای همیشگی پاکستان در مورد اینکه بدون الحاق کشمیر هویت ملی و دینی این کشور ناتمام باقی خواهد ماند، بی پاسخ می‌ماند. (ملازهی، ۱۳۸۰: ۲۳) زیرا جدایی مسلمانان ساکن در دره کشمیر و دیگر مسلمانان ساکن در منطقه پاکستان را در پی خواهد داشت. پاکستان، خواهان تسلط بر کل منطقه جامو و کشمیر و تحقق این سناریو او را ارضاء نخواهد کرد زیرا به نوعی برد هندوستان در برابر پاکستان است به این دلیل اگرچه هندوستان خواهان تمام ایالت جامو و کشمیر است ولی به سهم کنونی خویش نیز قانع بوده و در این صورت ممکن است پاکستان از سیاست تهاجمی که مکرراً از آن یاد می کند استفاده کرده (توریالی غیاثی، ۱۳۸۷: ۵) و نتیجتاً با تحقق این طرح ممکن است بحران پایان نگرفته و وارد فصل جدیدی گردد. اما در هر صورت تحقق این سناریو فرصتهایی را نیز برای پاکستان به همراه خواهد داشت از جمله اینکه کاهش توجه این کشور به مسائل نظامی و عطف توجه آن به مسائل اقتصادی را در پی داشته و با اتمام تنش موجود که قدمتی برابر با استقلال این کشور دارد آرامش برای مردم پاکستان ایجاد شود.

سناریو دوم: الحاق کشمیر به پاکستان

تنها تهدیدی که برای پاکستان با تحقق این طرح پیش خواهد آمد ممکن است این باشد که هندوستان، به این دلیل که پرستیژ منطقه ای و بین المللی آن خدشه دار خواهد شد آرام نگرفته و بحران وارد فصل جدیدی گردد در غیر این صورت تحقق این سناریو برای پاکستان سراسر فرصت بوده، بدین جهت که باعث کسب اعتبار و پرستیژ منطقه ای و بین المللی برای این کشور شده و مهر تأییدی بر ادعای همیشگی آن مبنی بر اینکه با بدست آوردن کشمیر هویت دینی و ملی این کشور کامل می شود، خواهد بود و در پی دستیابی به کشمیر منابع موجود در کشمیر که به لحاظ اقتصادی برای پاکستان مفید است نیز متعلق به این کشور خواهد شد و بنابراین اهرم فشاری بر علیه هند و به نوعی پیروزی اسلامیست ها بر علیه مذهب هندوئیسم بوجود خواهد آمد. (رضوی، ۱۳۷۶: ۱۲۰)

سناریو سوم: الحاق کشمیر به هندوستان

سناریوی سوم چالشهای جدی را برای پاکستان به همراه خواهد داشت و برای پاکستان سراسر تهدید است چرا که هویت ملی و دینی ناتمام باقی خواهد ماند و اهرم فشاری از سوی هندوستان برای پاکستان بوجود خواهد آمد و با توجه به ادعای همیشگی پاکستان مبنی بر اینکه برای بدست آوردن کشمیر از سیاست تهاجمی نیز استفاده خواهد کرد ممکن است پنجره جدیدی در بحران باز گشته و حتی گزینه سلاح‌های اتمی مورد استفاده قرار گیرد. تحقق این سناریو سبب از دست رفتن منابع مهم اقتصادی موجود در کشمیر و مساجد و معابد مهم مذهبی موجود در آن خواهد شد، که برای پاکستان از اهمیت بالایی برخوردار است و در آخر اینکه با تحقق این طرح پاکستان همان یک سوم از ایالت را که هم اکنون در اختیار دارد را نیز از دست خواهد داد. بنابراین، این سناریوتنها فرصتی را که برای پاکستان به همراه دارد اتمام یک تنش دیرینه در این منطقه و حذف هزینه های مصرفی در بخش نظامی و عطف آن در دیگر زمینه‌ها خصوصاً در بخش اقتصادی خواهد بود.

 

 

سناریو چهارم: کشمیر مستقل

سناریوی چهارم سبب بوجود آمدن تهدیداتی برای پاکستان خواهد شد که از آن جمله از دست دادن همان یک سوم از سهم کنونی پاکستان است و یا اینکه هویت ملی و دینی پاکستان ناتمام باقی خواهد ماند و از دیگر مواردی که این سناریو برای پاکستان به همراه دارد اینکه منابع اقتصادی مهم موجود در کشمیر که به لحاظ اقتصادی برای پاکستان مفید است نیز از دست خواهد رفت و با بوجود آمدن یک کشور مستقل در جوار مرزهای پاکستان، ممکن است پایگاهی برای دولتهای غربی و بیگانه در منطقه ایجاد شود که این برای پاکستان زیانبار است اما بدین جهت که این بحران چرکین پایان خواهد یافت و سلاح‌های هسته ای دست نخورده باقی می ماند فرصتی برای پاکستان محسوب می شود.

سناریو پنجم: یک کشمیر مستقل کوچکتر

سناریوی پنجم تغییراتی را در منطقه بوجود خواهد آورد که در پی آن چالش هایی را هم برای پاکستان به همراه خواهد داشت از جمله اینکه اگر این کشور خواهان بوجود آمدن تغییراتی در دره کشمیر است اما به هیچ وجه مایل نیست کشمیر را ترک کرده و کنترل این منطقه را از دست دهد و با این وصف پاکستان مقادیر زیادی از متصرفات خود را در منطقه از دست می دهد و هویت ملی و دینی اش ناتمام باقی خواهد ماند. و اما فرصتهای احتمالی که با تحقق این سناریو برای پاکستان بوجود خواهد آمد این است که این بحران چرکین خاتمه یافته و بنابراین حذف هزینه های نظامی و عطف به مسائل اقتصادی را برای این کشور به همراه خواهد داشت و مورد بعدی اینکه هم پاکستان و هم هندوستان مناطقی را از دست خواهند داد و به نوعی بازی بدون برد و باخت تمام خواهد شد.

سناریو ششم: دره کشمیر مستقل

ممکن است با تحقق این طرح کشمیر آزاد نیز داعیه الحاق به دره کشمیر را مطرح کند و این به ضرر پاکستان تمام خواهد شد و زایش یک پدیده سیاسی جدید در جوار مرزهای پاکستان، ممکن است به عنوان پایگاهی برای کشوری بیگانه در منطقه شود و تهدیدی بر علیه پاکستان صورت گیرد. اما بدین جهت که خاتمه یک بحران چرکین در منطقه صورت می‌گیرد و حذف هزینه های نظامی و عطف آن به هزینه های اقتصادی و غیره را به همراه خواهد داشت و البته اتمام یک جنگ سرد چندین ساله بین هند و پاکستان که هر لحظه ممکن بود وارد یک جنگ تمام عیار هسته‌ای شوند فرصتی برای پاکستان محسوب خواهد شد و با تحقق این سناریو اگرچه پاکستان به مناطق بیشتری مسلط نخواهد شد، اما از سهم کنونی او نیز کاسته نشده است.

سناریو هفتم: فرمول چناب

تحقق این سناریو تنها تهدیدی که برای پاکستان بوجود خواهد آمد این است که این کشور خواهان تمام ایالت جامو و کشمیر است و با تحقق این طرح هنوز قسمتی از این ایالت متعلق به هندوستان باقی خواهد ماند. اما با چشم پوشی این مسأله با تحقق این سناریو فرصتهای مناسبی برای پاکستان بوجود خواهد آمد که در زیر به طور اختصار بیان می شود:

اگرچه تمامی این ایالت به پاکستان ملحق نشده است اما بخش زیادی از آن به پاکستان خواهد پیوست و اهرم فشار بر علیه هندوستان برای پاکستان به دست خواهد آمد و منابع مهم اقتصادی موجود در کشمیر که به لحاظ اقتصادی برای پاکستان مهم شمرده می شوند و مساجد موجود در این کشور که به لحاظ بعد فرهنگی برای پاکستان از اهمیت بالایی برخوردارند به این کشور می پیوندند.

۴٫ امریکا

هر یک از سناریوهای پیشنهادی چالشها و فرصتهایی را برای امریکا به همراه دارد که در زیر مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

سناریوی اول: حفظ وضع موجود

با حفظ وضع موجود رسمی شده اگرچه بحران پایان خواهد پذیرفت اما چون پاکستانی ها تمایلی به تحقق این طرح ندارند ممکن است بحران وارد مرحله جدید گشته و این واهمه برای امریکایی ها به وجود بیاید که پاکستانی ها آغاز گر یک جنگ هسته ای در منطقه جنوب آسیا شوند که البته معضلاتی را در این منطقه و در سطح بین الملل در پی خواهد داشت. (بی نام، ۱۳۸۷: ۴) و البته یک کشور رسمی به نام کشمیر هم شکل نخواهد گرفت تا امریکایی‌ها بتوانند پایگاهی در این منطقه برای خودشان بنا سازند و در نهایت ممکن است در منطقه تحت تسلط پاکستان شیوع تروریسم را داشته باشیم، که اینها در مجموع تهدیداتی را برای امریکا بوجود خواهند آورد. (Ozdamar, 2005: 458) اما بدین جهت که با تحقق این سناریو اتمام یک بحران چرکین و خاتمه تنش در منطقه جنوب آسیا را به همراه خواهد داشت فرصتی برای امریکا محسوب می شود. (Ohanlon, 2007: 118)

سناریو دوم: الحاق کشمیر به پاکستان

سناریوی دوم چالشها و فرصتهایی را به طور توأمان برای آمریکا به همراه خواهد اشت از آن جهت که ممکن است به شیوع ترورسیم در منطقه بیانجامد و به وجود نیامدن یک کشور جدید در منطقه که می توانست بعنوان پایگاهی برای امریکا عمل کند سراسر تهدیداتش بدان جهت که بحران چرکین پایان یافته امنیت نسبی به منطقه جنوب آسیا برگردانده خواهد شد گزینه استفاده از سلاح های هسته‌ای حذف می شود برای امریکا یک فرصت تلقی می شود.

سناریو سوم: الحاق کشمیر به هندوستان

سناریوی سوم چالشها و فرصتهایی را برای امریکا به همراه دارد که در زیر به اختصار بیان می‌شود:

چالش بدین علت که یک کشور جدید در این منطقه که می توانست به عنوان پایگاهی برای امریکا عمل کند بوجود نخواهد آمد و ممکن است بحران وارد فصل جدیدی گشته و پاکستان آغازگر یک جنگ هسته‌ای گردد، که نه تنها ناامنی زیادی را برای منطقه جنوب آسیا بوجود خواهد آورد بلکه کلیه معادلات عادی را نیز در سطح بین الملل تغییر خواهد داد و اما فرصت بدین جهت که اگرچه یک کشور مستقل بوجود نخواهد آمد اما امریکایی ها تمایل بیشتری دارند که این منطقه به هندوستان بپیوندد تا به پاکستان زیرا ممکن است اسلامیست ها و بنیادگرایان اسلامی معضلاتی را در منطقه بوجود آورند.

سناریو چهارم: کشمیر مستقل

تنها چالشی که با تحقق این سناریو برای امریکا ممکن است بوجود آمد این است که با توجه به اینکه هندوستان و پاکستان هر دو سهم بیشتری از منطقه را نسبت به سهم کنونی خودشان خواهان هستند ممکن است ناامنی در منطقه پایان نگرفته و تنشها در منطقه تشدید یابد و اما فرصتهای ایجاد شده برای امریکا این است که همانطور که قبلاً ذکر شد امریکا خواهان زایش یک پدیده‌ی سیاسی جدید در منطقه جنوب آسیا است و بنابراین تحقق این سناریو برای آن سودمند است زیرا باعث خواهد شد گزینه استفاده از سلاح های اتمی حذف شود و مهمترین نکته اینکه در پی آن پایگاهی برای امریکا بوجود می آید که به لحاظ استراتژیکی فوق العاده مهم تلقی خواهد شد زیرا امریکا با وجود این منطقه بر بام دنیا مسلط خواهد شد و عملکرد دولتهای بزرگی چون چین و روسیه را تحت کنترل خواهد داشت.

سناریو پنجم: یک کشمیر مستقل کوچکتر

تحقق این سناریو به جهت اینکه پاکستان و هندوستان خواهان تسلط بر مناطق بیشتری از ایالت نسبت به سهم کنونی خویش هستند، تمایلی به محقق شدن این طرح نداشته و ممکن است ناامنی ها در منطقه از سر گرفته شود که بدین جهت تهدیدی بر علیه امریکا صورت می گیرد ولی بدان علت که اتمام تنش در منطقه جنوب آسیا و با توجه به بوجود آمدن یک کشور مستقل به نام کشمیر که زمینه ورود امریکا به منطقه را فراهم خواهد کرد و در پی آن تسلط امریکا بر بام دنیا و عملکرد قدرتهای بزرگی چون روسیه، چین و کشورهایی چون افغانستان را در پی دارد فرصتهایی را برای این کشور بوجود می آورد.

سناریو ششم: دره کشمیر مستقل

بدین جهت که هر دو کشور هندوستان و پاکستان خواهان سهم بیشتری از موقعیت کنونی خودشان در کشمیر می باشند ممکن است بحران خاتمه نیافته و وارد فصل جدید گردد و این تهدیدی علیه امریکا در منطقه جنوب آسیا محسوب می گردد و اما تحقق این سناریو به چندین دلیل فرصتهایی را برای آمریکا بوجود خواهد آورد از جمله اتمام بحران چرکین در منطقه جنوب آسیا و حذف گزینه استفاده از سلاح های هسته ای که سالهاست باعث واهمه در محافل بین المللی گردیده است و از آن جهت که منجر به بوجود آمدن کشور جدید به نام کشمیر می شود که می تواند به عنوان پایگاهی برای امریکا و تسلط آن بر قدرتهای بزرگی چون روسیه و چین می شود نیز برای امریکا سودمند است.

سناریو هفتم: فرمول چناب

هندوستان خواهان سهم بیشتری از دو سوم کنونی تسلط خود در منطقه است بنابراین هیچ تمایلی به تحقق این طرح نداشته و در نتیجه ممکن است تنش در این منطقه از بین نرود و بحران وارد فصل جدیدی گردد و با توجه به اینکه اگر یک کشور مستقل به نام کشمیر بوجود نیاید امریکا تمایل دارد این منطقه به هندوستان واگذار گردد تا به پاکستان آن هم به این دلیل که ممکن است شیوع تروریسم را در منطقه شاهد باشیم که بنابراین تهدیدی علیه امریکا محسوب می گردد. و تنها فرصت ایجادی برای امریکا که با تحقق این سناریو بوجود می آید اتمام بحران و تنش در منطقه جنوب آسیا و ناکارآمدی سلاح های اتمی است.

 

نتیجه گیری

منطقه جنوب آسیا به علت اتصالش با خطوط ارتباطی دریایی در اقیانوس هند و به لحاظ قرار گرفتن بین دو منطقه خلیج فارس و جنوب شرقی آسیا، که از نظر سیاسی بی ثبات و از نظر اقتصادی حیاتی می باشد، دارای اهمیت ژئوپلتیک است. نکته مهم این است که در کانون ژئوپلتیک این منطقه، کشمیر قرار دارد. بنابراین پر واضح است که کشمکش ها بر سر اعمال قدرت بر این منطقه همواره وجود داشته است و هر لحظه احتمال وقوع جنگ تمام عیاری بین هند و پاکستان که خسارتهای جبران ناپذیری به همراه آورد، وجود دارد. بر این اساس راه حلهای مختلفی برای حل این بحران ارائه شده که در این مقاله ۷ سناریو طرح و مورد بررسی قرار گرفت که عبارتند از: ۱- حفظ وضع موجود و ۲- الحاق کشمیر به پاکستان ۳- الحاق کشمیر به هندوستان ۴- کشمیر مستقل ۵- یک کشمیر مستقل کوچکتر ۶- دره کشمیر مستقل ۷- فرمول چناب. از بین این سناریوها آنکه محتمل تر بنظر می رسد سناریو پنجم است که یک فرصت نسبی را برای هر یک از بازیگران دخیل در بحران به همراه خواهد داشت و از چالشهای کمتری نسبت به گزینه های دیگر برخوردار است چرا که هر دو بازیگر منطقه ای دخیل در بحران قسمتی از قلمرو تحت تسلطشان را از دست می دهند. اما همچنان حاکم بر قسمتی از کشمیر باقی خواهند ماند و گروه های کشمیری نیز به آرزوهای دیرینه خود مبنی بر بوجود آمدن یک کشور مستقل بنام کشمیر می رسند. آمریکا نیز به عنوان بازیگر بین المللی مورد تحقیق در این پژوهش، با تحقق این سناریوفرصت های مهمی را  بدست خواهد آورد.از جمله اینکه با کشور مستقلی بنام کشمیر مواجه خواهد بود که می تواند سناریوهای مختلفی را در تنظیم روابطش با آن طراحی کند.افزون بر این، با اتمام بحران کشمیر، منطقه جنوب آسیا به لحاظ اقتصادی و سیاسی، رشد و ثبات پایداری را تجربه خواهد کرد که در پرتو آن جمعیت یک میلیارد و نیمی این منطقه پس از سالها رفاه و آسایش را تجربه خواهند کرد.

 

* این مقاله با همکاری خانم مریم اسکندری دانشجوی کارشناسی ارشد روابط بین الملل تهیه گردیده است.

منبع:http://drshafiee.blogfa.com

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

۱
۲
۳
۴
۵
۶
۷
۸
۹
۱۰
۱
۲
۳
۴
۵
۶
۷
۸
۹
۱۰
۱
۲
۳
۴
۵
۶
۷
۸
۹
۱۰