شما اینجا هستید : صفحه اصلی » خلیج فارس » مداخلات منطقه ای - تحلیل وضعیت پرونده » طالبان در اتمسفر روابط ایران و عربستان

طالبان در اتمسفر روابط ایران و عربستان

اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در telegram
طالبان در اتمسفر روابط ایران و عربستان
بازخیزش طالبان و بازگشت به عرصه قدرت پس از گذشت ۲۰ سال از اشغال افغانستان و به حاشیه رفتن این گروه توسط آمریکا سوالات و ابهامات زیادی را در خصوص آینده ساختار سیاسی و عرصه اجتماعی افغانستان مطرح کرده است.

درآمد

بازخیزش طالبان و بازگشت به عرصه قدرت پس از گذشت ۲۰ سال از اشغال افغانستان و به حاشیه رفتن این گروه توسط آمریکا سوالات و ابهامات زیادی را در خصوص آینده ساختار سیاسی و عرصه اجتماعی افغانستان مطرح کرده است. در این میان قدرت­ گیری طالبان و مسئله تغییر موازنه قدرت در سطح منطقه به ­خصوص در مرزهای جمهوری اسلامی ایران دیگر پرسش کلیدی و مهمی است که جایگاه تاثیرگذاری در چشم انداز رقابت ایران و عربستان سعودی دارد.

اینکه آیا افغانستان به عرصه دیگری از رقابت در حال گسترش ایران و عربستان اضافه خواهد شد؟ ارتباطات سیاسی و هویتی طالبان با سازمان ­های امنیتی و مذهبی در عربستان، می­ تواند منشاء تهدیدات در مرزهای شرقی ایران باشد؟ چه متغیرهای تاثیرگذاری در این روند دخیل است و نقش تسریع­کننده یا محدودکننده ای خواهد داشت؟

 

متغیرهای تاثیرگذار

 

پاسخ به پرسش­ های مطروحه را می ­بایست از رهگذر تبیین و تحلیل چند متغیر مهم مورد بررسی قرار داد:

  1. چگونگی گذار

متغیر بسیار تعیین­ کننده، چگونگی گذار طالبان از جنبش به دولت و تشکیل امارت اسلامی در ساختار پیچیده و شکننده افغانستان است. الزامات چنین گذاری یعنی تبدیل یک جنبش با شعاع و عملکرد محلی به یک سازمان و ساختار سیاسی و تشکیلاتی در قاموس دولت یا امارات اسلامی، باعث می ­شود تا طالبان نتواند به سان عملکرد گذشته تنها از طریق جنگ و پیکار نظامی، برنامه ­های خود را به پیش ببرد.

این مسئله را می ­توان در اظهارات مقامات طالبان ظرف یک هفته گذشته مورد نظر قرار داد که این گروه دریافته است که مملکت­ داری و مدیریت منابع از رهگذر هرچند نامطلوب همفکری و مفاهمه هرچند محدود با سایر گروه ها و بازیگران و پذیرش قواعد و ملاحظات واقعیت های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی حاصل خواهد شد. بنابراین در چنین قالبی طالبان نمی­ تواند به ­عنوان یک گروه چریکی یا تروریستی در چارچوب استراتژی عربستان برای حمایت از گروه­ های ذیل سلفیه قرار بگیرد. طبیعتا ناکامی چنین گذاری می­ تواند زمینه ­های برهم خوردن وضعیت کنونی و بازگشت بحران به افغانستان را فراهم کند و در چنین فضایی زمینه برای حمایت عربستان از این گروه فراهم شود

  1. شناسایی

دومین متغیر مهم، مسئله شناسایی بین المللی است که طالبان با موضع­گیری های اخیر خود تلاش می کند خود را در ساختار منازعه افغانستان مورد پذیرش قدرت­ های منطقه ­ای و بین المللی قرار دهد و به سرعت وارد روابط دیپلماتیک و اقتصادی با کشورها شود. طبیعتا شناسایی طالبان به­  عنوان یک واقعیت موجود یا تحمیلی در قامت یک گروه اعمال کننده حاکمیت و یا در قاموس دولت باعث خواهد شد تا رویکرد افراطی این گروه به ­عنوان جنبش قومی پشتون و برآمده از آموزه های فقه حنفی، دیوبندی و وهابیت، در فرآیند تبدیل شدن به دولت تعدیل شود.

  1. رویکردهای عربستان

متغیر سوم، برنامه ­های توسعه­ ای ولیعهد عربستان سعودی در قالب سند چشم انداز ۲۰۳۰ است که بنا دارد با متنوع سازی درآمدهای دولت، اقتصاد وابسته به نفت عربستان را با گسترش و تقویت گردشگری، انرژی های تجدیدپذیر، جذب سرمایه ­گذاری خارجی و ایجاد سرمایه ­گذاری در کشورها و مناطق دیگر، تقویت کرده و جایگاه عربستان را در رقابت با بازیگران رقیب منطقه­ ای ارتقا دهد. در این چارچوب کارشناسان معتقدند که استمرار و موفقیت چنین رویکردی نیازمند یک سیاست خارجی توسعه ­گرا و طرفدار ثبات سیاسی و مصالحه­ جویانه است که محمد بن سلمان پس از یک دوره تنش­ آفرینی در تلاش است تا آن­را در راهبردهای سیاسی و امنیتی عربستان مورد تاکید بیشتری قرار دهد.

وعده حمایت از اسلام معتدل و میانه ­رو دیگر رویکردی است که عربستان در تلاش است تا به موازات رویکرد سیاسی و اقتصادی خود آن را مورد نظر قرار دهد. ولیعهد عربستان سال ۲۰۱۷ در جلسه گفت‌ وگو محور در انجمن «طرح آینده سرمایه ‌گذاری» که در ریاض برگزار شد، ضمن تاکید بر آمادگی برای مقابله با افراط گرایی در اسرع وقت،‌ گفت: «کسانی که دارای تفکرهای افراطی هستند را نابود خواهیم کرد و زندگی عادی خواهیم داشت، ما به اسلام میانه ­رو که پذیرای تمامی فرهنگ‌ هاست، باز خواهیم گشت. این مسئله هم ناشی از شکست استراتژی حمایت از داعش و گروه­ های سلفی در عراق و سوریه است و هم ناشی از نگرانی ­های داخلی مبنی بر پیوستن شهروندان سعودی به گروه ­ها و تفکرات افراطی است

  1. کثرت بازیگران

و چهارمین متغیر مهم که نقش مهمی در تبدیل شدن افغانستان به کانون ثبات منطقه­ ای و یا برعکس منبع تنش و تهدید و حتی جنگ ادامه دار خواهد بود، ماهیت و سطح رقابت قدرت­ های منطقه ای و فرامنطقه ای تاثیرگذار در این کشور است. قطر، امارات، عربستان، هند، پاکستان، ایران، ترکیه، چین، روسیه و آمریکا، ده بازیگر اصلی این صحنه هستند که طبیعتا دارای رقابت و تعارض و تضاد منافع هستند و در حال رصد تحولات و شکل دهی به ائتلاف بندی هستند.

چگونگی مدیریت این تعارضات و مهمتر از آن ادراک و فهم این بازیگران از روندهای در حال وقوع افغانستان نقش مهمی در خروجی وضعیت کنونی خواهد داشت. به عبارت دیگر خروجی تحولات کنونی افغانستان و بازخیزش طالبان می ­تواند تعارض ­آمیز و استمرار درگیری و کشمکش باشد و یا اینکه بازیگران ذی­ نفوذ موفق شوند مدلی از همکاری­ های موقتی و مهم­ تر از آن مدیریت تعارضات را برای کنترل تنش مورد نظر قرار دهند.

 

چشم انداز

با تبیین و تحلیل آن­ چه از متغیرهای چهارگانه مورد تاکید قرار گرفت، این مسئله حائز اهمیت است که تعدد متغیرهای دخیل و پیچیده بودن تحولات افغانستان و چشم ­ انداز مبهم آن باعث خواهد شد تا نتوان به ­صورت قاطع حکم بر تبدیل شدن و یا نشدن افغانستان به عرصه دیگری از رقابت در حال گسترش تهران و ریاض در خاورمیانه داد. موفقیت یا عدم موفقیت طالبان در ساختار سازی و مدیریت وضعیت آشوبناک افغانستان مهمترین متغیر داخلی است که باعث خواهد شد تا مسئله شناسایی طالبان از سوی کشورها و بازیگران مهم از یکسو و رقابت بازیگران برای اثرگذاری بر این تحولات از سوی دیگر وابسته به این متغیر بسیار مهم باشد.

در این میان رویکرد عربستان برای نزدیک شدن به طالبان نیز منوط به موفقیت طالبان در مدیریت موفقیت­ آمیز تحولات داخلی و مدیریت تعارضات منطقه ­ای است که می­ تواند زمینه ­های استقلال عمل نسبی از بازیگرانی چون عربستان را فراهم کند.

همچنین تغییرات در رویکردهای سیاسی و مذهبی عربستان، تلاش برای پیوستن به سازمان شانگهای، توسعه روابط با چین و افغانستان و حضور موثرتر در آسیای مرکزی دیگر عواملی است که در این روند موثر است. مضاف بر این موفقیت مذاکرات ایران و عربستان سعودی که چندین دور آن به میزبانی بغداد برگزار شده است نیز عنصر بسیار مهمی در تبدیل افغانستان به عرصه رقابت یا همکاری بین تهران و ریاض خواهد داشت.

طبیعتا معکوس شدن این روندها، می­ تواند زمینه ­های ارتباط و حمایت عربستان از طالبان را فراهم کند. به ­ خصوص که عدم یکدستی نیروهای طالب و محتمل بودن انشعاب بخش ناراضی و افراطی ­تر این گروه در روند تحولات پرنوسان افغانستان، زمینه های ارتباط عربستان با این بخش برای فشار بر ایران را محتمل خواهد کرد.

 

 

 

منابع پژوهش در دفتر اندیشکده موجود است .

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

۱
۲
۳
۴
۵
۶
۷
۸
۹
۱۰
۱
۲
۳
۴
۵
۶
۷
۸
۹
۱۰
۱
۲
۳
۴
۵
۶
۷
۸
۹
۱۰