شما اینجا هستید : صفحه اصلی » روسیه » روسیه در خاورمیانه - تحلیل رسانه های بین المللی » نگرانی روسیه از بی‌ثباتی افغانستان در دوران حکمرانی طالبان

نگرانی روسیه از بی‌ثباتی افغانستان در دوران حکمرانی طالبان

اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در telegram
اگرچه روسیه از خروج سربازان آمریکایی از افغانستان خوشحال است، اما کرملین از چشم‌انداز یک افغانستان بی‌ثبات نیز نگران است.

آیا روسیه برای پر کردن خلأ ناشی از خروج شتابان آمریکا از افغانستان و تقویت نفوذ خود در آسیای مرکزی آماده است؟ باوجوداینکه مسکو آشکارا خروج نیروهای آمریکایی و ناتو از منطقه را تشویق کرده است، اما مقامات روسی از پیامدهای منفی خروج آن‌ها آگاه هستند.

 

روسیه به دنبال ثبات و نفوذ در آسیای مرکزی

روسیه از افغانستان تحت سلطه طالبان، انتظار چندانی ندارد. تنها هدف کرملین این است که اطمینان حاصل کند طالبان از افراط‌گرایان در تاجیکستان و دیگر مناطق آسیای مرکزی حمایت نخواهد کرد. اگر داعش یا سایر گروه‌های افراطی سازمان‌دهی شده از خاک افغانستان به‌عنوان پایگاهی برای هدف قرار دادن آسیای مرکزی یا روسیه استفاده کنند، رهبران روسیه با چالشی سخت مواجه خواهند شد. این دقیقاً همان سناریویی است که سیاستمداران روسی همواره نگران آن بوده و سعی در مقابله با آن داشته‌اند. به همین دلیل نیز روسیه در مقطعی به ناتو اجازه می‌داد تجهیزات خود را از طریق خاک روسیه به افغانستان منتقل کند.

بنابراین روس‌ها از افغانستان پساطالبان خواسته و توقع کمی داشته و هدف بلندمدت آن‌ها حفظ نفوذ مسکو در آسیای مرکزی خواهد بود، زیرا ظهور مجدد طالبان و بنیادگرایی مذهبی به‌طور بالقوه توازن قدرت و پویایی امنیت منطقه‌ای را متزلزل می‌کند. از همین رو، ارتش روسیه تمرینات نظامی مشترکی را به‌صورت چندجانبه و در قالب سازمان پیمان امنیت جمعی (CSTO) در قرقیزستان، تاجیکستان و حتی ازبکستان انجام داده است تا به نحوی نگرانی‌های امنیتی خود و متحدانش را برطرف کند.

 

چالش‌های روسیه

بااین‌حال، سابقه روسیه در برآورده کردن نیازهای امنیتی همسایگان و شرکای منطقه‌ای‌اش بسیار کم است. برخلاف ارتش آمریکا که طی دو دهه گذشته به همراه شرکای خارجی خود در مأموریت‌های ضدتروریسم متعدد مشارکت داشته است، ارتش روسیه با روشی کاملاً متفاوت عمل می‌کند. بررسی عملکرد روس‌ها در سراسر مناطق تحت سلطه شوروی سابق از اوکراین تا آسیای مرکزی نشان می‌دهد که مسکو عمدتاً یک شریک غیرقابل‌اعتماد، غیرقابل‌پیش‌بینی یا ناکارآمد است. روسیه در جنگ ۲۰۲۰ و متعاقب آن رویارویی مرزی ۲۰۲۱ آذربایجان با ارمنستان (متحد مسکو در سازمان پیمان امنیت جمعی) بی‌طرف ماند. یا هنگامی‌که دولت قرقیزستان در سال ۲۰۱۰ برای مهار شورش‌های قومی از روسیه درخواست کمک کرد، مسکو تمایلی به مداخله نداشت.

سایر بازیگران ازجمله چین و ترکیه احتمالاً بازیگرانی فعال‌تر و تأثیرگذارتر از روسیه در افغانستان و مناطقی از آسیای مرکزی خواهند بود. ازنظر مالی، روسیه نمی‌تواند با چین در آن بخش‌هایی از آسیای مرکزی رقابت کند که نیاز به توسعه اقتصادهای محلی و ایجاد شغل دارند، درحالی‌که این اقدام برای ثبات بلندمدت منطقه ضروری است. مسکو همچنین خواهان حفظ روابط خوب با پاکستان به‌عنوان حامی اصلی طالبان است، درحالی‌که نمی‌خواهد روابطش با هند نیز دچار چالش شود. اگرچه مسکو با الهام از تجربیات خود در سوریه و سایر مناطق بر این باور است که می‌توان با اقدامات متعادل و متوازن تحولات افغانستان و آسیای مرکزی را مدیریت کرد، اما روس‌ها نباید فراموش کنند که دیگر به‌اندازه دوره شوروی سابق بر آسیای مرکزی کنترل ندارند.

 

نگرانی‌های روسیه

درحالی‌که روس‌ها با غرور و افتخار شکست آمریکا در افغانستان را تحقیر کرده و در موضع‌گیری‌های رسمی خود، هیچ نگرانی از تهدیدهای ناشی از سقوط اشرف غنی، رئیس‌جمهور پیشین افغانستان و دولت تحت رهبری او بروز نمی‌دهند، اما در واقعیت آن‌ها برای حفاظت از منافع روسیه در افغانستان و آسیای مرکزی در حال سرمایه‌گذاری بوده و از تهدیدات ناشی از دسترسی زیاد طالبان به تسلیحات نظامی، نفوذ تروریست‌ها در بین مهاجران افغانی که به آسیای مرکزی می‌روند و نیز توسعه تجارت مواد مخدر نگران هستند. عمده تریاک و هروئین مصرفی در روسیه از افغانستان و از طریق آسیای مرکزی تأمین می‌شود که یک چالش بزرگ برای بهداشت عمومی این کشور ایجاد می‌کند.

درعین‌حال، کرملین و دستگاه رسانه‌ای آن، پیام‌های یکدیگر را تقویت می‌کنند، مبنی بر اینکه اگر تسلط طالبان در افغانستان زمینه‌ساز تهدیدات امنیتی برای آسیای مرکزی یا روسیه شود، مقصر اصلی آن ایالات‌متحده خواهد بود. کرملین با تکرار چنین ادعاهایی سعی دارد تا در صورت نیاز به انجام حملات برون‌مرزی در داخل خاک افغانستان، بهانه‌ای برای خود فراهم کند.

یک کارشناس روسی با کنایه گفته است، انکار مکرر مقامات روسی درباره قصد مسکو برای اعزام نیروی نظامی به افغانستان یا توسل به‌زور در این کشور، این شبهه را ایجاد می‌کند که دقیقاً چنین احتمال و امکانی وجود دارد، به‌ویژه که روس‌ها برای به فراموشی سپردن شکست تلخ خود در افغانستان در دوره شوروی سابق، به دنبال بهانه‌ای برای حمله به این کشور هستند.

 

منبع:https://www.scfr.ir/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

۱
۲
۳
۴
۵
۶
۷
۸
۹
۱۰
۱
۲
۳
۴
۵
۶
۷
۸
۹
۱۰
۱
۲
۳
۴
۵
۶
۷
۸
۹
۱۰