شما اینجا هستید : صفحه اصلی » آسیای مرکزی » بحران جانشینی - تحلیل رسانه های بین المللی » ازبکستان،میراث اسلام‌کریم‌اف و چالش‌های پیش‌رو

ازبکستان،میراث اسلام‌کریم‌اف و چالش‌های پیش‌رو

 

 

Share on twitter
Share on whatsapp
Share on telegram
آنچه که از میراث اسلام کریم اف در عرصه سیاست خارجی ازبکستان در ۲۵ سال گذشته می توان استنباط کرد، یک رویکرد به شدت سینوسی، متغیر و با رگه های شدید عمل گرایی است. 

اتخاذ این نوع سیاست خارجی از سوی تاشکند، پیامدهای مهمی چون تخریب وجهه ازبکستان به عنوان یک متحد قابل اعتماد برای روس ها، چینی ها و جهان غرب، تشدید اختلافات ازبکستان با کشورهای منطقه آسیای مرکزی بر سر موضوعات سنتی چون اختلاف با قزاقستان در رهبری منطقه، چالش های مداوم با تاجیکستان، اختلافات مرزی و بحران آب با همسایگان، تضعیف سازمان امنیت جمعی، واگرایی در سازمان همکاری شانگهای و تشدید رقابت بین چین و روسیه با آمریکا در آسیای مرکزی را در پی داشته است. ولی کوزه گر کالجی در ایراس نوشت، واژه «اُزبک» از دو کلمه «اُز» به معنای «خودش» و «بَک» یا «بِیک» به معنی «خان» و «بزرگ» تشکیل شده است و از این رو کلمه «ازبک» تداعی کننده مفهوم «خودش خان» است.

شاید این تعبیر را بتوان مناسب ترین واژه و تعبیر برای توصیف سیاست خارجی جمهوری ازبکستان در دوران ۲۵ ساله ریاست جمهوری اسلام کریم‌اف دانست که سینوسی‌ترین و متغیرترین سیاست خارجی منطقه آسیای مرکزی را به نمایش گذاشته است. هرچند برخی از کارشناسان از این رویکرد به عنوان کوشش تاشکند در جهت ایجاد توازن در روابط تاشکند با روسیه و جهان غرب یاد می کنند؛ اما واقعیت این است که رویکرد کلی سیاست خارجی ازبکستان بیش از آن که تداعی کننده وجه «توازن بخشی» باشد، گویای یک روند «بی ثبات»، «سینوسی» و به شدت «عمل گرایانه» است که آن را از رویکرد توازن بخش کشوری چون قزاقستان در منطقه آسیای مرکزی کاملاً متمایز می کند.

تاملی بر میراث اسلام کریم اف در عرصه سیاست خارجی ازبکستان در ۲۵ سال گذشته به روشنی گویای این واقعیت است.با استقلال ازبکستان در ۳۱ اوت سال ۱۹۹۱، این کشور نوبنیاد به مانند تمامی جمهوری های شوروی سابق در دسامبر همان سال به عضویت جامعه کشورهای مستقل مشترک المنافع (سی. آی. اس) درآمد و نخستین رویکرد مهم سیاست خارجی این کشور در تعامل و همراهی با فدراسیون روسیه شکل گرفت. در این بین، تشکیل پیمان امنیت جمعی با هدف مدیریت و مهار جنگ داخلی تاجیکستان در آوریل ۱۹۹۲ موجب همگرایی بیشتر تاشکند با اهداف و رویکردهای فدراسیون روسیه در منطقه آسیای مرکزی شد؛ به گونه‌ای که هسته اولیه سازمان دفاعی مشترک در قالب «پیمان امنیت دسته‌جمعی تاشکند» ایجاد شد. اما در همان نیمه ابتدایی دهه ۱۹۹۰ میلادی و در اوج وابستگی جمهوری ها به فدراسیون روسیه، ازبکستان با تشکیل «اتحادیه آسیای مرکزیر (The Central Asian Union (CAU»در سال ۱۹۹۴ در بعد اقتصادی و عضویت در برنامه مشارکت برای صلح ناتو در همین سال در بعد نظامی کوشید با نفوذ روسیه در منطقه آسیای مرکزی مقابله کند، اما با توجه به شرایط سخت دوران گذار، رویکرد کلی سیاست خارجی ازبکستان همچنان بر مدار سیاست های روسیه می چرخید.

اما از نیمه دوم دهه ۱۹۹۰ به تدریج عنصر «متغیر» تبدیل به واژگان ثابت در تعریف و تحلیل سیاست خارجی ازبکستان شد و تاشکند مواضع متناقض و متغیری را در قبال دو رقیب اصلی منطقه آسیای مرکزی یعنی فدراسیون روسیه و ایالات متحده آمریکا در پیش گرفت. در حالی که قزاقستان، قرقیزستان و تاجیکستان با همراهی چین و روسیه، پیمان امنیتی شانگهای (گروه شانگهای- پنج) را در سال ۱۹۹۶ بنیانگذاری کردند، خبری از حضور ازبکستان در این سازمان امنیتی نبود.

در سال ۱۹۹۷ ازبکستان با حرکت واگرایانه جمهوری آذربایجان و گرجستان در قبال سازمان امنیت جمعی همراه شد و در ۲ آوریل ۱۹۹۹ از تمدید پروتکل پنج ساله فعالیت پیمان امنیت جمعی خودداری کرد و با خروج از این سازمان و عضویت در پیمان امنیتی گوام در سال ۱۹۹۹ جدی ترین و در عین حال آشکارترین رویکرد واگرایانه ازبکستان را در قبال فدراسیون روسیه به نمایش گذاشت. اما به فاصله نسبتاً کوتاهی، ازبکستان در ژوئن ۲۰۰۱ به پیمان امنیتی شانگهای (که به سازمان همکاری شانگهای تغییر نام داد) پیوست و بار دیگر با سیاست های فدراسیون روسیه همراه شد. با این وجود، همانند فرانسه دوران ژنرال دوگل که از ساختار فرماندهی متحد ناتو و بخش نظامی آن خارج شد، ازبکستان نیز از شرکت در برنامه ها و رزمایش های نظامی سازمان همکاری شانگهای خودداری کرد که این امر نیز گویای نوعی احتیاط از سوی تاشکند در قبال این سازمان منطقه ای بود.

وقوع حادثه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ موجب شد تا ازبکستان بار دیگر به سمت آمریکا گرایش پیدا کند و با واگذاری پایگاه نظامی خان آباد به نیروهای آمریکایی، آشکارا رویکردی غرب گرایانه و ضد روسی را در منطقه آسیای مرکزی در پیش گیرد. این روند تا سال ۲۰۰۵ با جدیت تمام از سوی تاشکند دنبال شد.

با وقوع حوادث اندیجان در سال ۲۰۰۵ که با سرکوب خشونت بار معترضان از سوی دولت ازبکستان همراه شد، روابط ازبکستان و جهان غرب رو به تیرگی گذاشت. در شرایطی که آمریکا و اتحادیه اروپا تحریم های سیاسی و اقتصادی گسترده ای را علیه دولت ازبکستان به اجرا گذاشتند، روسیه و چین از رژیم اسلام کریم اف حمایت قاطعی کردند و همین امر تاشکند را یک بار دیگر به مدار سیاست خارجی و دفاعی روسیه در منطقه آسیای مرکزی کشاند.

ازبکستان ۵ مه ۲۰۰۵ از پیمان امنیتی گوام خارج شد؛ در ۲۵ ژانویه ۲۰۰۶ در شهر سنت پترزبورگ روسیه، رسماً به عضویت «جامعه اقتصادی اوراسیا Eurasian Economic Cooperation» درآمد و در ژانویه ۲۰۰۶ پس از هفت سال مجدداً به دامان سازمان امنیت جمعی برگشت.

اما با گذشت زمان و بهبود روابط ازبکستان و جهان غرب به ویژه لغو تحریم ها، تاشکند بار دیگر رویکرد واگرایانه خود را از سرگرفت. اسلام کریم اف در دیدار با دیمیتری مدودف، با انتقاد از ناکارآمدی جامعه اقتصادی اوراسیا، پیشنهاد کرد که این اتحادیه و سازمان پیمان امنیت جمعی با هدف ایجاد یک سازمان قدرتمند تر در هم ادغام شوند؛ پیشنهادی که با استقبال روسیه و سایر اعضاء مواجه نشد و بدین ترتیب، ازبکستان در نخستین حرکت واگرایانه از روسیه پس از حوادث اندیجان، در نوامبر ۲۰۰۸ میلادی از ترکیب «جامعه اقتصادی اوراسیا» به عنوان یکی از سازمان های روس محور منطقه خارج شد.

در این مقطع، دومین حرکت واگرایانه ازبکستان در قبال پیمان امنیت جمعی آغاز شد. در حالی که اکثر کشورهای عضو سازمان پیمان امنیت جمعی با طرح روسیه مبنی بر ایجاد نیروهای واکنش سریع موافقت به عمل آوردند، ازبکستان از پروتکل جداگانه ای حمایت می کرد که در آن به محدود کردن مشارکت سازمان پیمان امنیت جمعی اشاره می کرد و نیروهای نظامی در دسترس سازمان پیمان امنیت جمعی را تحت شرایط خاصی و بسته به تصمیم گیری سیاسی در آن زمان می کرد.

پس از این رویداد، برخی منابع از جمله کنستانتین زاتولین (Konstantin Zatulin) رئیس موسسه مطالعات کشورهای مستقل مشترک المنافع روسیه(CIS Studies Institute) احتمال خروج مجدد ازبکستان از سازمان امنیت جمعی را مطرح کردند که علیرغم مخالفت دبیرکل این سازمان با طرح چنین مسائلی، روند تحولات آتی صحت پیش بینی افرادی چون زاتولین را ثابت کرد.

ازبکستان در فوریه سال ۲۰۰۹ میلادی با تشکیل نیروهای واکنش سریع در سازمان امنیت جمعی مخالفت کرد و در نشست غیر رسمی سازمان امنیت جمعی در قزاقستان در ۱۲ اوت ۲۰۱۱ نیز شرکت نکرد و در نهایت در ۲۸ ژوئن ۲۰۱۲ میلادی، ازبکستان برای دومین بار تصمیم به خروج از پیمان امنیت جمعی گرفت.

عواملی چون بروز مشکلات بین آمریکا و قرقیزستان بر سر تمدید اجاره پایگاه نظامی ماناس انعقاد «توافقنامه مشارکت استراتژیک میان آمریکا و افغانستانر The U.S.-Afghanistan Strategic Partnership Agreement» و طرح خروج نظامیان آمریکایی از افغانستان تا سال ۲۰۱۴ میلادی، موجب شد تا هفت سال پس از حوادث اندیجان، ازبکستان یک بار دیگر از روسیه فاصله گرفته و به سمت غرب روی آورد و در این راستا، پارلمان ازبکستان به پیشنهاد اسلام کریم اف قانون «مفهوم جدید سیاست خارجی ازبکستان «New Concept of Foreign Policy» را به تصویب رساند.

در این بین عواملی چون تعطیلی پایگاه ماناس قرقیزستان در تابستان ۲۰۱۴ میلادی که عملاً ایالات متحده را در برخورداری از پایگاه نظامی در منطقه آسیای مرکزی محروم ساخته بود، وجود ناامنی گسترده در انتقال تجهیزات به ویژه سوخت مورد نیاز نیروهای ناتو، ایساف و آمریکا از طریق پاکستان موسوم به «شبکه توزیع جنوبی Southern Distribution Networkکه منجر به طراحی مسیر جایگزین دیگری از سمت شمال موسوم به «شبکه توزیع شمالیNorthern Distribution Network»با مشارکت کشورهای قفقاز و آسیای مرکزی از جمله ازبکستان شد و نیز نگرانی های مشترک در قبال افغانستان پس از ۲۰۱۴ به ویژه در رابطه با خطر گسترش تروریسم، افراط گرایی و قاچاق مواد مخدر، زمینه را برای نزدیکی هر چه بیشتر ازبکستان به غرب فراهم کرد که نمونه بارز آن، میزبانی اجلاس ۱+۵ وزیر خارجه آمریکا و وزیران خارجه پنج کشور آسیای مرکزی در سمرقند در نوامبر ۲۰۱۵ میلادی بود. با این وجود، ازبکستان هنوز نتوانسته است اعتماد کامل غرب، ناتو و اتحادیه اروپا را پس از حوادث اندیجان سال ۲۰۰۵ به دست آورد.

مشابه همین رویکرد عدم اعتماد و نگرانی را – البته در سطحی پایین تر- از جانب روس‌ها نیز می توان مشاهده کرد. خروج ازبکستان برای دومین بار از پیمان امنیت جمعی که بازوی امنیتی و دفاعی جامعه کشورهای مستقل مشترک المنافع محسوب می شود، با توجه به جایگاه منحصر به فرد ژئوپلیتیکی ازبکستان در قلب آسیای مرکزی که با همه کشورهای این منطقه، مجاورت جغرافیایی دارد، عملاً یک حفره امنیتی و دفاعی را در این منطقه برای روس ها ایجاد کرده است.

همچنین، عدم تمایل تاشکند برای پیوستن به اتحادیه اقتصادی اوراسیا (برخلاف قزاقستان و قرقیزستان) و نیز رویکرد نزدیکی مجدد به جهان غرب و ایفای نقش فعال در شبکه توزیع شمالی و همکاری با ناتو به این نگرانی روس‌ها دامن زده است .

بنابراین، آنچه که از میراث اسلام کریم اف در عرصه سیاست خارجی ازبکستان در ۲۵ سال گذشته می توان استنباط کرد، یک رویکرد به شدت سینوسی، متغیر و با رگه های شدید عمل گرایی است.

اتخاذ این نوع سیاست خارجی از سوی تاشکند، پیامدهای مهمی چون تخریب وجهه ازبکستان به عنوان یک متحد قابل اعتماد برای روس ها، چینی ها و جهان غرب، تشدید اختلافات ازبکستان با کشورهای منطقه آسیای مرکزی بر سر موضوعات سنتی چون اختلاف با قزاقستان در رهبری منطقه، چالش های مداوم با تاجیکستان، اختلافات مرزی و بحران آب با همسایگان، تضعیف سازمان امنیت جمعی، واگرایی در سازمان همکاری شانگهای و تشدید رقابت بین چین و روسیه با آمریکا در آسیای مرکزی را در پی داشته که به سهم خود نقش مهمی در شکل گیری و تداوم شرایط ناپایدار سیاسی و امنیتی در منطقه آسیای مرکزی طی دو دهه گذشته ایفا کرده است.

در نتیجه به نظر می رسد تعریف و اتخاذ یک رویکرد باثبات و روشن در عرصه سیاست خارجی، مهم ترین چالش جدی جانشین اسلام کریم اف خواهد بود و طرف های روسی، چینی و غربی با دقت و حساسیت این موضوع را دنبال خواهند کرد که رویکرد سیاست خارجی ازبکستان تا چه میزان از روند سینوسی و متغیر دوران کریم اف خارج خواهد شد.

ظرفیت و توانایی رهبری جدید در ایجاد اجماع در عرصه داخلی و نوع رویکرد سیاست خارجی، نوع تعامل با روسیه به ویژه در رابطه با بازگشت احتمالی به پیمان امنیت جمعی یا عضویت در اتحادیه اقتصادی اوراسیا، نحوه مواجهه با جهان غرب و ناتو در سایه مسائل چالش برانگیز و متناقض‌گونه‌ای چون وضعیت دموکراسی، حقوق بشر و آزادی‌های مدنی در ازبکستان از یک سو و تحولات افغانستان پس از ۲۰۱۴ و مقابله با خطر گسترش تروریسم، افراط گرایی و قاچاق مواد مخدر از سوی دیگر، تنظیم مناسبات میان روسیه، چین و آمریکا، اختلافات سنتی با قزاقستان در رهبری منطقه آسیای مرکزی و چالش های مداوم با تاجیکستان و نیز روند مناسبات سطح پایین ازبکستان با ایران، از جمله چالش های مهم سیاست خارجی ازبکستان پس از اسلام کریم اف به شمار می رود.

اعلام آمادگی شوکت میرضیایف، رئیس جمهوری موقت ازبکستان که از شانس بسیار بالایی برای انتخاب به عنوان جانشین اسلام کریم اف برخوردار است، برای توسعه مناسبات با چین، روسیه، غرب و نیز ایران می تواند نخستین نشانه های تغییر در رویکرد سنتی سیاست خارجی ازبکستان باشد که در راستای خروج تدریجی از سایه سنگین کیش شخصیت اسلام کریم اف و ایفای نقش متفاوت در عرصه سیاست داخلی و خارجی ازبکستان صورت می گیرد.

نکته بسیار مهم، حساس و چالش برانگیز، تغییر و تحول در سیاست خارجی ازبکستان به موازات حفظ ثبات و امنیت در کشوری است که با ۴۴۷ هزار کیلومتر مربع مساحت، در قلب منطقه آسیای مرکزی قرار دارد؛ با جمعیتی ۳۰ میلیون نفری، نیمی از جمعیت منطقه را در خود جای داده است و با توجه به پراکندگی اقلیت قابل توجهی از قوم ازبک را در سراسر آسیای مرکزی و افغانستان، از ابزارهای نفوذ و اهرم‌های فشار خاص خود برخوردار است.

بنابراین، ازبکستان با توجه به چنین ویژگی هایی، «وزنه تعادل» در عرصه ژئوپلیتیکی منطقه آسیای مرکزی محسوب می‌شود و به نوعی «لنگرگاه ثبات» در این منطقه محسوب می‌شود. بنابراین، هر نوع بی ثباتی احتمالی در این کشور در دوران گذار از میراث رهبری اسلام کریم اف، تنها محدود و منحصر به محدوده جغرافیایی ازبکستان نخواهد بود و به سرعت سراسر فضای آسیای مرکزی و حتی مناطق پیرامون آن در روسیه، چین و افغانستان را تحت تاثیر خود قرار خواهد داد.

ازبکستان پس از کریم اف؛ چالش یا فرصتی جدید برای روسیه

روسیه به طور علنی موضوع ایجاد خط مشی جدید در روابط با ازبکستان را مطرح نکرده و گنجاندن آن را در مدار جغرافیای سیاسی خود تسریع نخواهد کرد. مسکو به احتمال زیاد، به منظور جلوگیری از بی‌ثباتی در این کشور، بر حفظ روندهای سیاسی-اجتماعی موجود در ازبکستان تاکید می‌کند و از نامزدی حمایت خواهد کرد که قادر به حفظ وضع موجود بوده و بیش از دیگران با ساختارهای نظامی ازبکستان مرتبط باشد. با این حال، در حال حاضر و در آینده نگرش مسکو به تاشکند موضوع اصلی را تغییر نمی‌دهد.

نفوذ ژئوپلیتیکی بدون شکل‌گیری جامعه وفادار به کشور شریک امکانپذیر نیست.این مطلب گزیده‌ای از مقاله‌ الکساندر آندرییف است که در ۳۱ آگوست در سایت مرکز تحقیقات استراتژیک روسیه بازنشر شد و در آن نویسنده به چگونگی تغییر در مناسبات دو کشور در صورت تغییر دولت در ازبکستان پرداخته است. گفتنی است نویسنده برای نگارش این مطلب به سخنان کارشناسان و تحلیلگرانی سیاسی همچون آجار کورتف و سالاننیکف استناد کرده است .بیماری جدی اسلام کریم اف نخستین رئیس جمهوری ازبکستان، که قریب به سه دهه تجسم توسعه پایدار کشور بوده است، اگرچه به لحاظ نظری از نظر بسیاری از افراد قابل انتظار بود، اما در عمل بسیار غیرمنتظره بوده است.

طبق اصلاحات اعمال شده در قانون اساسی ازبکستان در اواخر سال ۲۰۱۰ در صورت ناکارآمدی رئیس جمهوری رئیس سنا (به مدت سه ماه تا تعیین رئیس جمهوری بعدی) اداره کشور را به عهده خواهد گرفت. با این حال با توجه به ویژگی فرهنگ سیاسی محلی، الیت ازبکستان درباره تعیین جانشین به توافق خواهد رسید. اما در ارتباط با چگونگی تغییر در روابط مسکو –تاشکند نویسنده بر این باور است که با توجه به اینکه در سال‌های اخیر در ازبکستان تاریخ را به این صورت آموزش داده‌اند که روسیه دشمن تاریخی مردم ازبکستان است، در رابطه با مناسبات ازبکستان با روسیه، در هر صورت نباید در انتظار پیشرفت و تحول اساسی بود .

نویسنده در ادامه با استناد به سخنان آجار کورتف می‌نویسند چنانچه شوکت میرزیایف نخست وزیر ازبکستان قدرت را در اختیار گیرد ممکن است تاشکند در آینده روابط نزدیکی با روسیه داشته باشد که البته به معنای بازگشت کامل ازبکستان به سازمان پیمان امنیت جمعی یا امکان الحاق این کشور به اتحادیه اوراسیا نخواهد بود.

وارثان کریم اف به حمایت واقعی نیاز خواهند داشت که در مسکو این آمادگی وجود دارد. کورتف در ادامه می‌افزاید: «در این رابطه، رهبر جدید ازبکستان ممکن است در گفت و گو با مسکو تجدید نظر کند.

تصویر کریم اف به اسطوره استقلال ازبکستان گره خورده است و به عبارتی تا سال‌ها در جامعه این ایده تبلیغ خواهد شد که با تلاش‌های کریم اف ازبکستان استقلال خود را از روسیه به دست آورده است. اما رهبر جدید این آمادگی را نخواهد داشت، یعنی به لحاظ نظری می‌تواند حاضر به ورود کشور در هر اتحادی شود و از این فرمول‌بندی ساختگی که الحاق به پروژه‌های همگرایی در فضای پساشوروی منجر به از دست دادن استقلال می‌شود امتناع نماید.

در این میان، کورتف خاطرنشان می‌کند نیروهایی که علاقمند به بی‌ثبات‌کردن اوضاع کشور هستند می‌توانند از ابهام و روشن نبودن وضعیت استفاده نمایند و دست کم درصدد خواهند بود که خود را مطرح و یادآوری کنند. به عقیده این کارشناس، در میان این دسته از نیروهای سیاسی، دو گروه قرار دارند، گروه اول اپوزیسیون لیبرال دموکراتی که در خارج از کشور حضور دارند و از اوایل سال‌های ۱۹۹۰ مخالف کریم‌اف بوده‌اند؛ دوم افراطی‌هایی که که در انتظار بهانه و فرصتی برای بازگشت خود (به قدرت) البته با حمایت از بیرون هستند.

دیمیتری سالاننیکف مدیر موسسه توسعه دولتی معاصر نیز معتقد است الیت سیاسی ازبکستان در حال حاضر حقیقتا تقویت شده است و نامزد جانشینی کریم‌اف نتیجه تصمیم توافق شده نخبگان سیاسی این کشور خواهد بود. این کارشناس بروز تکرار «سناریوی سال ۲۰۰۶ ترکمنستان» و ظهور رهبری بر اساس بازدارنگی و توازن بین نیروهای مختلف را رد نکرد.

به عقیده وی، با وجود اختلاف نظرهای موجود، کادرهای دست‌چین شده اسلام کریم‌اف برای پست رهبری، حداقل در ابتدا خط مشی سیاست خارجی رئیس جمهوری فقید را ادامه خواهند داد. لذا روسیه نباید در انتظار تغییرات جدی در رویکرد ازبکستان باشد، چراکه در این جمهوری عملا نفوذ خارجی زیادی وجود ندارد. طبق تاکید وی، کریم‌اف از تماس با روسیه، آمریکا، چین و ایران پشتیبانی می‌کرده است، با این حال، به هیچ کدام اجازه نمی‌داد نفوذ مطلقی بر نخبگان سیاسی ازبکستان داشته باشند.

بر کسی پوشیده نیست که رئیس جمهوری ازبکستان بیش از دیگران در برابر تلاش‌های روسیه برای جوانه‌زدن لابی جدی در کشور مقاومت می‌کرد. به عقیده سالاننیکف در شرایط فعلی رهبر جدید هر کس که باشد خود را ادامه‌دهنده خط مشی کریم‌اف معرفی خواهد کرد و به این دلیل سیاست خارجی ازبکستان نیز دوران نخست با تغییرات جدی مواجه نخواهد شد.اینکه آیا روسیه قادر به ایجاد دورنمای ژئوپلیتیکی پایداری برای خود در ازبکستان باشد در گام‌های بعدی نسبت به تغییرات پیش رو در ازبکستان مشخص خواهد شد.

احتمالا سیاست «درهای باز» در فضای پساشوروی و منطق بخشش بدهی‌ها در ازای تضمین دوری تاشکند از رقبای مسکو در آسیای مرکزی، به فراموشی سپرده شده باشد. چراکه تا حد زیادی در نتیجه سیاست‌های مسکو، موجودیت نظام سیاسی به شکل کره شمالی (که حتی شایعات بیماری رهبر می‌تواند ناآرامی غیرقابل کنترلی درجامعه برانگیزد)، ادعاهای ارضی احتمالی از سوی تاجیکستان و احتمال انتقام اسلامگرایی در ازبکستان امکانپذیر شده است.

بدون شک، روسیه در فضای به طور علنی ایجاد خط مشی جدید در روابط با ازبکستان را مطرح نکرده و گنجاندن آن را در مدار جغرافیای سیاسی خود تسریع نخواهد کرد. مسکو به احتمال زیاد، به منظور جلوگیری از بی‌ثباتی در این کشور، بر حفظ روندهای سیاسی- اجتماعی موجود در ازبکستان تاکید می‌کند و از نامزدی حمایت خواهد کرد که قادر به حفظ وضع موجود بوده و بیش از دیگران با ساختارهای نظامی ازبکستان مرتبط باشد. با این حال، در حال حاضر و در آینده نگرش مسکو به تاشکند موضوع اصلی را تغییر نمی‌دهد. نفوذ ژئوپلیتیکی بدون شکل‌گیری جامعه وفادار به کشور شریک امکانپذیر نیست.بدون هیچ پیشرفتی در این راستا، حمایت روسیه از هر جانشین بالقوه اسلام کریم‌اف همواره برای رئیس جمهوری جدید به دلیل فعالیت و تحرک دیگر بازیگران ژئوپلیتیکی از اهمیت درجه دو برخوردار خواهد بود.

 

منبع:https://www.ettelaat.com

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

۱
۲
۳
۴
۵
۶
۷
۸
۹
۱۰
۱
۲
۳
۴
۵
۶
۷
۸
۹
۱۰
۱
۲
۳
۴
۵
۶
۷
۸
۹
۱۰