شما اینجا هستید : صفحه اصلی » آمریکا » سیاست خارجی بایدن - تحلیل رسانه های بین المللی » خروج سنجیده از افغانستان و رابطه با ایران در کانون سیاست خارجی جدید امریکا

خروج سنجیده از افغانستان و رابطه با ایران در کانون سیاست خارجی جدید امریکا

اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در telegram
عقب نشینی از افغانستان دلایل کافی دارد. اجماعی در جامعه اطلاعاتی ایالات متحده به وجود آمده است که نه القاعده و نه سایر گروه های تروریستی تهدیدی فوری برای حمله به ایالات متحده از خاک افغانستان نیستند. عقب نشینی می تواند در اشکال مختلفی صورت گیرد. یک عقب نشینی پایدار که نیاز به اعزام دوباره در آینده را رفع می کند، نیازمند هماهنگی با متحدان منطقه ای و ساخت دستگاهی اطلاعاتی است که ظرفیت دولت افغان را گسترش داده و طالبان را از افزایش تنش منصرف کند.

در هفته های اخیر سیاست های آسیای میانه دولت بایدن و در راس آنها خروج از افغانستان و ارتباط تازه با ایران در مرکز توجه قرار گرفته است. از آنجا که مشکلات خاورمیانه به ندرت راه حلی خطی و ساده دارند، دولت جو بایدن می تواند با هماهنگی ائتلافی از متحدان در مسیر اجرای موفقیت آمیز وعده های انتخاباتی خود قرار گیرد.

عقب نشینی از افغانستان دلایل کافی دارد. اجماعی در جامعه اطلاعاتی ایالات متحده به وجود آمده است که نه القاعده و نه سایر گروه های تروریستی تهدیدی فوری برای حمله به ایالات متحده از خاک افغانستان نیستند. عقب نشینی می تواند در اشکال مختلفی صورت گیرد. یک عقب نشینی پایدار که نیاز به اعزام دوباره در آینده را رفع می کند، نیازمند هماهنگی با متحدان منطقه ای و ساخت دستگاهی اطلاعاتی است که ظرفیت دولت افغان را گسترش داده و طالبان را از افزایش تنش منصرف کند.

تقویت توانمندی نیروهای مسلح افغانستان ضروری است. عاقلانه است که واشنگتن رئیس جمهوری افغانستان – اشرف غنی – را در حفظ و افزایش نیروهای نخبه از ۲۰ هزار تا ۳۰ هزار سرباز یاری کند تا جلوی پیشرفت نیروهای طالبان در میدان نبرد را بگیرد.

کاخ سفید باید از ایجاد یک دستگاه اطلاعاتی مشورتی که همه ذینفعان منطقه در آن حضور دارند، پشتیبانی کند. ایالات متحده، عربستان سعودی، پاکستان، امارات متحده عربی و حتی ایران همگی منافع مشترکی در جلوگیری از یک پیروزی قاطع طالبان در افغانستان دارند. هر یک از آنها می توانند نقشی در کمک به دولت کنونی افغانستان برای ایجاد تعادل در دوران پس از خروج نیروهای ایالات متحده ایفا کنند.

اگرچه دولت قبلی ایالات متحده نتوانست ایران را به میز گفت وگو بیاورد اما موفق شد اهرمی ایجاد کند که تیم بایدن به خوبی می تواند از آن بهره ببرد. برداشتن معنادار تحریم ها می تواند خونی در رگ های اقتصاد ایران باشد. به رغم آن که شمار اندکی در دولت ممکن است بر این باور باشند که بعید بتوان همه کژرفتاری های ایران را در برابر برداشته شدن تحریم های ثانویه چاره کرد اما این گونه هم نیست که هیچ تاثیری در کار نباشد. برای تیم گفت وگو کننده دولت بایدن توجه به خطوط قرمز ایران و ارائه بهترین پیشنهاد بسیار مهم است.

در این مرحله، واشنگتن باید روشن کند که برداشته شدن هیچ تحریم مهمی را بدون ضمانت ایران به آغاز فوری گفت وگوها برای توافقات آتی که دست کم جدول زمانی برای بندهای انقضا (sunset provisions) را گسترش می دهد و مسائل تکراری بازرسی های آژانس انرژی اتمی را در دستور کار قرار می دهد، ارائه نخواهد داد. بازه زمانی نسبتا کوتاهِ بندهای انقضاء، نگرانی و بی اعتمادی متحدان ایالات متحده در منطقه را موجب شده است. جای شگفتی نیست که با تصمیم دولت باراک اوباما برای برقراری روابط حسنه با تهران در سال ۲۰۱۳، اسرائیل و عربستان سعودی شروع به رویارویی با رویکرد تهاجمی ایران در یمن، سوریه و دیگر جاها کردند. به نفع همه طرفین است که دولت بایدن از تکرار رویدادهای تلخ گذشته جلوگیری کند.

کشورهای عربی از درگیری های طولانی مدت نظامی در یمن خسته اند و از ابتکار عمل دیپلماتیک آمریکا برای ارائه چارچوبی که در آن تهران رفته رفته نیروهای نیابتی اش را از میدان خارج کند، استقبال می کنند. ایالات متحده نباید هیچ توهمی پیرامون درک تهدید متحدان عرب و اسرائیل از ایران داشته باشد. تجربه چندین سال گذشته نشان داده که اطمینان دادن به دوستان آمریکا پیرامون اینکه روابط حسنه با دشمن سرسخت آنها به هزینه آنها تمام نخواهد شد، کار بی فایده ای است. اکنون اثبات این موضوع که برجام دوم بیشتر از اولی دوام خواهد آورد، دشوار است.

دور ابتدایی گفت وگوها با ایران تنها یک آغاز امیدوار کننده است. هر دو طرف باید تلاش کنند تا تنش ها را کاهش دهند. شماری از آمریکایی ها هنوز در زندان ایران هستند و آزادی آنها اقدامی اخلاقی و زیرکانه برای ایجاد اعتماد و پس زدن مخالفت های داخل آمریکا برای از سر گیری گفت وگوهاست.

همچنان که بایدن تلاش می کند دیپلماسی ایالات متحده در منطقه را به شکلی تقویت کند که نیازهای فلسطینیان را نیز در بر گیرد، او می خواهد دیپلماسی با ایران را نیز به گونه ای به پیش ببرد که نگرانی های کشورهای عربی و اسرائیل را در دستور کار داشته باشد. چه در ایران، افغانستان یا هر سرزمین دیگری، رویکرد دولت بایدن در مشارکت با متحدان با سرعت بیشتری محقق می شود.

 

منبع:http://irdiplomacy.ir/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

۱
۲
۳
۴
۵
۶
۷
۸
۹
۱۰
۱
۲
۳
۴
۵
۶
۷
۸
۹
۱۰
۱
۲
۳
۴
۵
۶
۷
۸
۹
۱۰