شما اینجا هستید : صفحه اصلی » ترکیه وقفقاز » روابط خارجی ترکیه - شبکه تحلیل گران » فوائد همسایگى ترکیه براى ایران

فوائد همسایگى ترکیه براى ایران

اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در telegram
از آغاز قرن نوزدهم به این سو همۀ کشورها در روابط خارجی خود از یک سو با ساختار جامعۀ بین الملل و از سوی دیگر با انبوهی کشورهای مختلف روبرو هستند و این هر دو تأثیر قاطعی بر تعیین اهداف و خط مشی روابط خارجی یک کشور بر جای می گذارند.

اما از میان اینهمه بازیگر در عرصۀ بین الملل، کشورهای همسایه از جایگاه مهمتری برخورداند. زیرا هر تغییری اعم از مثبت یا منفی، ثبات یا بی ثباتی، قوت و ضعف و فقر و غنا در کشورهای همسایه تأثیر بلاواسطه و مستقیمی  بر وضعیت آن کشور خواهد داشت.

 

نگاهی به تاریخ روابط ایران و ترکیه نشان می دهد که هر دو کشور با دقت و مراقبت تحولات کشور همسایه را زیر نظر داشته اند. ظهور امپراتوری عثمانی کم و بیش با ظهور صفویه در ایران تقارن دارد و ازهمان زمان موازنه قدرت، جنگ و صلح بین آنها عامل اصلی سیاستگذاری آنها در عرصۀ بین الملل و راقم روابط آنها با سایر قدرتهای آن زمان بوده است.

 

از آغاز قرن نوزدهم که هر دو کشور با تمدن و فرهنگ غرب آشنا شده و درصدد بر آمدند از طریق الگو قرار دادن غرب به پیشرفت دست یابند، تأثیر متقابل یکدیگر را در حوزه در مسائل اجتماعی و فرهنگی و بالاخره در مسابقه  غربگرایی به نمایش گذاشتند.

 

صدور فرمان گلخانه از سوی سلطان عثمانی  که خود می توانست سرآغاز قانون اساسی  و مقدمۀ توسعۀ سیاسی در امپراتوری عثمانی باشد با اصلاحات امیر کبیر و میرزا حسین خان سپهسالار در ایران همسو و همزمان بود.

 

پس از آن جامعۀ مدنی هر دو کشور در حال پرورش یک گروه نخبۀ غربگرا بود که نماد آن در ایران انقلاب مشروطه و درعثمانی انقلاب ترکان جوان بود. شکست راههای دموکراتیک در ایران و عثمانی، هر دو کشور را به سوی راههای  اقتدار گرایانه توسعه و تجدد سوق داد که نماد آن حکومت رضاشاه و جمهوری آتاترک بود.

 

در نظام جمهوری راه برای تحولات آرام گشوده است اما در نظام پادشاهی اگر به سلطنت مشروطه نینجامد، دگرگونیهای سیاسی جز از طریق  انقلاب میسر نیست. اما سرانجام در پایان قرن بیستم هر دو کشور از دو راه متفاوت به یک دموکراسی هدایت شده رسیدند که خود در میان اینهمه رژیمهای استبدادی و دیکتاتوری در جهان سوم غنیمت است.

 

این راههای مختلف که مورد استفادۀ ترکیه و ایران قرار گرفت در سیاست کنونی دو کشور تأثیر شگفتی بر جای گذاشته است. ترکیه مدتهاست که خود را برای ورود به عصرجهانی شدن آماده می کند اما ایران اسلامی قصد مقاومت در برابر آن را دارد.

 

علت این تفاوت  درجهت گیری روابط خارجی دو کشور، استمرار آرام در سیاست غربی شدن از سوی ترکیه و واکنش منفی ایران در برابر این امر است که در انقلاب اسلامی ۱۳۵۷تبلور یافت.

 

ترکیه در فرایند غربگرایی تردیدی بخود راه نمی دهد و تا آنجا پیش می رود که خواهان الحاق به اتحادیه اروپا می شود. وحدت ملی در ترکیه و همسویی دولت و ملت چنان است که احزاب لائیک و مذهبی هم در این موضوع وحدت نظر دارند و این عزم جزم می رود تا ترکیه را به کشوری اروپایی که در عین حال دروازۀ غرب به سوی شرق اسلامی هم باشد تبدیل کند.

 

گرچه به باور ما ترکیه مسلمان هرگز به درون اتحادیه اروپای مسیحی ( نه تنها بنیانگذاران این اتحادیه مانند ژان مونه و شومان مسیحیان باورمندی بوده اند بلکه هرکس دیگری که از قرن ۱۷ تا جنگ جهانی دوم مثل آبه دو سن پی یر، تزار آلکساندر، ویکتور هوگو و دیگران که در مورد وحدت اروپا سخن گفته اند فقط بر عنصر مسیحیت تأکید داشته اند) راه نخواهد یافت اما طرف ممتاز و مرجح اتحادیه اروپا خواهد بود. حتی تمام مخالفان اروپایی الحاق ترکیه در این امر که ترکیه متحد مطمئن غرب و طرف حساب ممتاز آن باشد اشتراک نظر داشته و ترکیه را دوست خوب خود تلقی می کنند.

 

حال فرض کنیم که ترکیه در چند سال آینده به عضویت اتحادیه اروپا درخواهد آمد، در این صورت وضعیت ایران چگونه خواهد بود؟ همانطور که در مورد پیشینه روابط دو کشور و حساسیت آنها نسبت به یکدیگر گفتیم ، در دوران معاصر و آینده هم این تأثیرگذاری متقابل از بین نخواهد رفت.

 

نخست آن که الحاق ترکیه به اتحادیه اروپا پیشرفت اقتصادی غیر قابل انکاری را نصیب این کشور خواهد کرد که مورد حسد بسیاری از همسایگانش قرار خواهد گرفت. همانطور که اسپانیا ده سال پس از الحاق به این اتحادیه شاهد جهش اقتصادی  چشمگیری بود، در ترکیه نیز شاهد سرازیر شدن سرمایه و سرمایه گذاریهای گستردۀ  سایر اعضای اتحادیه خواهیم بود.

 

این جهش در کنار تلطیف قوانین، تعمیق دموکراسی از طریق توسعۀ مشارکت و سلامت انتخابات و پیوند احزاب ترکیه با احزاب بزرگ اروپا و خلاصه توسعۀ سیاسی، مبادلات علمی و پذیرش دانشجویان ترک در دانشگاههای معتبر اروپا، افتتاح شعب دانشگاههای اروپا در ترکیه، این کشور به پیشرفتهای علمی و فرهنگی بزرگی  خواهد رساند که هیچ یک از کشورهای همسایه و خاورمیانه ای از آن برخوردار نبوده و نخواهند بود.

اروپائیها اتحادیه اروپا را ماشین صلح سازی توصیف کرده و می گویند دست کم ۳۰ کشور عضو بین خود روابطی مسالمت آمیز دارند و به این ترتیب ترکیه با ورود به این اتحادیه به یکباره با ۳۰ کشور اروپا روابطی دوستانه پیدا می کند.

 

در حوزۀ روابط خارجی هم از آنجا که دیگر ترکیه به تنهایی تصمیم نخواهد گرفت و روابطش با بسیاری از کشورهای همسایه و خاورمیانه در قالب سیاستهای اتحادیه اروپا تعریف خواهد شد و آن دسته از کشورهای منطقه که روابط خوبی با کشورهای اروپایی ندارند با آغوش باز ترکیه روبرو نخواهند شد و حتی مبادلات تجاری آنها با ترکیه نیز متحمل آسیبهای جدی خواهد شد. 

 

روابط ایران و ترکیۀ عضو اتحادیه اروپا، در صورت استمرار سیاستهای کنونی ایران، از همه کشورهای دیگر خاورمیانه بیشتر با مشکل روبرو خواهد شد. زیرا ترکیه دروازۀ ایران به سوی غرب  تلقی شده و هرگونه اغتشاشی در این روابط پیامدهای سنگینی به بار خواهد آورد.

 

البته به همین سان اگر روابط ایران با غرب بهبود یابد نفع الحاق ترکیه برای ایران ازهمۀ کشورهای  دیگر بیشتر است. قرار گرفتن ایران درهمسایگی اروپا نه تنها راه نزدیکی نصیبش می شود بلکه بر روابطش با قدرتهای دیگرهمسایه مانند روسیه نیز تأثیر مثبتی بر جای می گذارد.

 

نکتۀ دیگر وضعیت منطقه ای ایران است که هم اکنون در رقابتی ناگفته با ترکیه قرار دارد. این رقابت با الحاق ترکیه به اتحادیه اروپا به نفع ترکیه شدت بیشتری خواهد گرفت. زیرا نه تنها محصولات اروپا از طریق ترکیه در اختیار همسایگان ما قرار می گیرد بلکه قوت سیاسی ترکیۀ عضو ناتو و عضو اتحادیه اروپا دست کم در کشورهایی مانند آذربایجان کششی مضاعف ایجاد خواهد کرد.

 

چالش دیگری که الحاق احتمالی ترکیه فرا روی ایران می گذارد تحولات علمی – فرهنگی این کشور همسایه است که بر مطالبات مدنی مردم ایران بویژه جوانان می افزاید. به همان میزان که از مشکلات سیاسی ترکیه کاسته می شود بر مشکلات ایران افزوده می شود.

 

کردهای ترکیه از آزادیهای زیادی برخوردار خواهند شد و از این پس به صورت یک اقلیت در درون اتحادیه اروپا از امتیازات ویژه ای برخوردار می شوند که مانند کاتالان های اسپانیا برای حل مشکلات خود نیازی به دولت مرکزی ندارند؛ در حالیکه نه تنها کردهای ایران ناراضی تر می شوند بلکه ترک زبانان ایران هم آرزوی اروپایی شدن خود را با نگاه به وضعیت ترکیه بیان خواهند کرد.

 

بطور کلی دموکراسی پیشرفتۀ ترکیه عضو اتحادیه هم برمطالبات سیاسی جامعۀ ایران اثرخواهد گذاشت و لائیسیسم تقویت شدۀ ترکیه به مصاف نظام سیاسی-مذهبی ایران آمده و تحریکهای بیشتری را در جامعۀ مدنی ایران برمی انگیزد.

منبع:http://irdiplomacy.ir

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

۱
۲
۳
۴
۵
۶
۷
۸
۹
۱۰
۱
۲
۳
۴
۵
۶
۷
۸
۹
۱۰
۱
۲
۳
۴
۵
۶
۷
۸
۹
۱۰