شما اینجا هستید : صفحه اصلی » خلیج فارس » اقتصاد سیاسی خلیج - تحلیل رسانه های بین المللی » دولت کویت در پی مجوز برداشت سالانه ۱۶٫۵ میلیارد دلار از صندوق ذخیره ارزی

دولت کویت در پی مجوز برداشت سالانه ۱۶٫۵ میلیارد دلار از صندوق ذخیره ارزی

اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در telegram
دولت کویت در لایحه ای به مجلس این کشور خواستار دریافت مجوز برداشت حداکثر ۵ میلیارد دینار (۱۶٫۵ میلیارد دلار) از صندوق ذخیره ارزی این کشور شد.

به گزارش روزنامه کویتی «القبس»، دولت کویت علت این درخوست را «جبران کسری بودجه دولت» عنوان کرده است.

دولت کویت تأکید کرده که این کشور به علت کاهش شدید درآمدهای نفتی با مشکلات جدی اقتصادی مواجه است و انتظار می رود که این مشکلات تا چند سال ادامه پیدا کند و این بر خزانه دولت و وضعیت نقدینگی در کشور تأثیر منفی می گذارد.

دولت کویت افزوده که در چنین شرایطی لازم است که با تعدیل قانون مصوب در ۱۹۷۶ درباره صندوق ذخیره ارزی که صندوق ذخیره نسل های آینده خوانده می شود به دولت اجازه شود که برای جبران کسری بودجه از این صندوق برداشت کند به شرط آنکه این برداشت بیش از ۵ میلیارد دینار (۱۶٫۵ میلیارد دلار) در سال نشود و همچنین دولت موظف به صرفه جویی و افزایش درآمد و متنوع کردن منابع مالی شود.

پیش از این منابع حکومتی در کویت خبر داده بودند که دولت این کشور تاکنون ۷٫۵ میلیارد دینار (حدود ۲۵ میلیارد دلار) از این صندوق برداشت کرده است.

کویت در ۹ ماه گذشته ۵٫۴ میلیارد دینار کسری بودجه ثبت کرده است.

براساس برآوردهای اقتصاددانان، حجم دارایی صندوق ذخیره ارزی کویت در سال مالی گذشته ۱۵۷ میلیارد دینار  بوده  و به لحاظ سرمایه گذاری در شرایط مناسبی قرار دارد، هرچند کارشناسان نسبت به وابستگی کامل به آن هشدار داده اند.

منبع:https://mdeast.news

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

۱
۲
۳
۴
۵
۶
۷
۸
۹
۱۰
۱
۲
۳
۴
۵
۶
۷
۸
۹
۱۰
۱
۲
۳
۴
۵
۶
۷
۸
۹
۱۰
شما اینجا هستید : صفحه اصلی » خلیج فارس » اقتصاد سیاسی خلیج - تحلیل رسانه های بین المللی » دولت کویت در پی مجوز برداشت سالانه ۱۶٫۵ میلیارد دلار از صندوق ذخیره ارزی

اسرائیل و اردن تحولات در جنوب غربی سوریه را زیر نظر گرفته اند

اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در telegram
آرمِناک توکماجیان، محقق غیرمقیم در کارنگی مرکز خاورمیانه در بیروت، در مصاحبه ای توضیح داده است که چرا تحولات در منطقه ناآرام جنوب غربی سوریه اهمیت دارد و چرا اسرائیل و اردن تحولات در درعا را با دقت زیر نظر گرفته اند.

دیپلماسی ایرانی: هفته گذشته دولت سوریه نیروهای نظامی خود را در منطقه درعا در جنوب غربی این کشور مستقر کرد؛ به نظر می رسید عملیات نظامی با هدف اعمال کنترل امنیتی کامل بر شهر طفس و مناطق اطراف آن صورت گرفته است. طفس و دیگر مناطق اطراف آن تحت توافق سال ۲۰۱۸ مبنی بر محدودیت بازگشت نیروهای نظامی دولتی در برابر آرام شدن شورش ها، هستند که با میانجی گری روسیه حاصل شده است. روسیه در تلاش برای جلوگیری از مداخله اسرائیل و اردن که نگران استقرار نیروهای ایرانی و تحت حمایت ایران در مناطق مرزی هستند، به دنبال حفظ شرایط کنونی در منطقه بوده است. مایکل یانگ از «دیوان» در نیمه ماه مه برای اطلاعات بیشتر درباره این منطقه با آرمناک توکماجیان، محقق غیرمقیم در کارنگی مرکز خاورمیانه با تخصص در مسائل مرزی و درگیری در سوریه، مصاحبه کرده است:

در حال حاضر در درعا چه اتفاقی در حال وقوع است؟

۴ ماه مه اجساد ۹ پلیس کشته شده در یک شهر واقع در جنوب غربی استان درعا پیدا شد. قاسم الصبیحی، کسی که این افراد را کشته، یک شورشی سابق است که بعدتر به نیروهای امنیتی دولت پیوسته. او برای کشته شدن پسر و دامادش دولت سوریه را مقصر می دانست و نیروهای پلیس را نیز به همین دلیل کشت. با این حال، پلیس درگیر نشد. پس از این حادثه افراد دارای نفوذ در درعا بیانیه ای در محکوم کردن او صادر کردند که در سنت های قبیله ای به معنای آن است که او دیگر از حمایت قبیله خود برخوردار نیست. با این حال، دولت بشار اسد اعلام کرد که مناطق آزاد شده را تحت کنترل امنیتی خود در خواهد آورد و در روزهای بعد، نیروهای پشتیبانی در منطقه مستقر شدند که نشان از آن داشت که دمشق به دنبال استفاده از این حادثه به عنوان بهانه ای برای افزایش حضور خود در آنجاست.

تشدید تنش های نظامی در درعا پیشتر سابقه نداشته است؟

تشدید تنش ها در سطحی که اکنون پیش بینی می شود، از تابستان ۲۰۱۸ که دولت اسد کنترل جنوب غربی سوریه را در دست گرفت، بی سابقه بوده و این در حالی است که تنش ها و خشونت های مسلحانه از زمان بازگشت نیروهای امنیتی سوری به یک شاخصه در منطقه درعا تبدیل شده. جدیدترین نمونه از عملیات نظامی نیروهای سوری در مارس ۲۰۲۰ و زمانی بود که با موفقیت کنترل خود را بر بخش هایی از شهر الصنمین اعمال کرد. با این حال، تحولات کنونی از چندین نظر بی سابقه بوده است. اول، سطح استقرار نظامی نیروهای امنیتی سوری قابل توجه و نشان دهنده احتمال عملیات نظامی گسترده در منطقه است. دوم، شهر طفس در نتیجه توافقی که با میانجی گری روسیه حاصل شد، شاهد حضور مستقیم نیروهای دولتی نبود. سوم، شورشی های پیشین در طفس و مناطق حومه آن کاملا مسلح هستند و اگر یک رویارویی نظامی صورت بگیرد، سطح خشونت بسیار بالا خواهد بود.

روسیه با توجه به میانجی گری آن در حصول توافق، به تشدید تنش ها چه واکنشی نشان خواهد داد؟

روسیه از زمان بازگشت نیروهای امنیتی سوریه به توافق متعهد بوده است. البته بر سر این مساله مناقشاتی وجود دارد. برخی از بازیگران مخالف مسکو را به دلیل خودداری از واکنش به اقدامات دمشق مورد انتقاد قرار داده اند. به هر حال، روس ها تا اندازه قابل توجهی به توافق متعهد بوده و در سال های گذشته مانع از حضور مستقیم نیروهای سوری در منطقه شده اند. این اقدام روسیه را می توان به نوعی، تلاش برای کاهش نگرانی های اسرائیل و اردن درباره احتمال حضور نیروهای ایرانی و گروه های شبه نظامی تحت حمایت ایران در جنوب غربی سوریه دانست. مداخلات متعدد روسیه در ممانعت یا محدودسازی حضور مستقیم نیروهای اسد در منطقه را می تواند نشان دهنده تعهد آن به توافق قلمداد کرد.

مذاکرات جاری با مشارکت روس ها می تواند نشان دهنده این مساله باشد که روسیه خواستار تشدید تنش نیست. شاید این مرتبه نیز مذاکرات بتواند همانند گذشته مانع از درگیری شود و با امتیازهای کوچک یا نمادین، به کاهش تنش ها بینجامد.

با توجه به سطح بی سابقه حضور نیروهای نظامی دولتی در منطقه، سناریوی دیگر می تواند این باشد که اگرچه روسیه حقیقتا به دنبال جلوگیری از درگیری نظامی است، اما در عین حال هدف وادار کردن شورشی ها به قائل شدن امتیازات بیشتر را دنبال می کند. احتمال دیگر هم این است که روسیه به دنبال تبدیل این بحران به فرصتی برای استخدام شورشی های سابق در یگان های طرفدار روسیه در ارتش سوریه باشد.

آیا تشدید تنش ها حاوی یک پیام پنهان برای روسیه است؟

اعزام یگان هایی از ارتش سوریه که با ایران ارتباط نزدیکی دارند، به منطقه تحت حمایت روسیه می توان یک پیام پنهان داشته باشد. اما این مساله نشان دهنده محاسبات مخاطره آمیز دمشق نه فقط در سطح منطقه ای، بلکه در ارتباط با نظمی است که روسیه در درعا ایجاد کرده. همانطور که پیشتر گفتم، این نظم به طور ویژه برای ممانعت از افزایش نفوذ ایران و نیروهای طرفدار ایرانی در جنوب غربی سوریه طراحی شده است.

با توجه به این توصیفات، وضعیت موجود در درعا چطور می تواند بر منطقه تاثیر بگذارد؟

جنوب غربی سوریه یک منطقه مرزی معمولی نیست. یک جبهه مناقشه آمیز منطقه ایست که هر گونه بی ثباتی و تشدید تنش های نظامی در آن می تواند اثرات فرامرزی داشته باشد. از این رو، تشدید تنش ها توسط یک جناح طرفدار ایرانی در داخل دولت سوریه برای اسرائیل و اردن ناخوشایند است چرا که هیچ کدام از آنها حضور ایرانی در نزدیکی بلندی های جولان را نمی خواهند و تحمل نمی کنند. نظمی که روسیه برقرار کرده، به رغم ضعف های بسیار آن، در ایجاد ثبات در جنوب غربی سوریه موثر بوده و در همسایگان آن اطمینان ایجاد کرده است. البته لازم به ذکر است که حضور نیروهای متحد ایران در ارتش سوریه در طفس و حومه آن لزوما به معنای پایان نظم منطقه ای نیست. اگر دمشق و تهران برای این طرح برنامه ریزی کرده باشند، هدف آنها را باید به صورت گامی تاکتیکی برای پررنگ کردن حضورشان در بازی منطقه ای درک کرد و نه یک قمار مخاطره آمیز برای بر هم زدن توازن موجود در این منطقه حساس.

نویسنده: مایکل یانگ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

۱
۲
۳
۴
۵
۶
۷
۸
۹
۱۰
۱
۲
۳
۴
۵
۶
۷
۸
۹
۱۰
۱
۲
۳
۴
۵
۶
۷
۸
۹
۱۰