شما اینجا هستید : صفحه اصلی » روسیه » روسیه - تحلیل رسانه های بین المللی » نگاه مسکو به دکترین بایدن چیست؟نگاه مسکو به دکترین بایدن چیست؟

نگاه مسکو به دکترین بایدن چیست؟

اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در telegram
نگاه مسکو به دکترین بایدن چیست؟
واشنگتن از ارزش ها به عنوان ابزاری برای تحکیم روابط با متحدان و سلاحی برای حمله به دشمنان استفاده خواهد کرد. این امر به کاخ سفید کمک می کند که هم در میان طیف های سیاسی و هم در میان شرکای ایالات متحده، چین و روسیه به عنوان دشمن قلمداد شوند و به همین دلیل بیشتر آن ها از مسکو یا پکن واهمه دارند.
 

چشم پوشی از احیا و بازسازی جوامع شکست خورده و ملت سازی در خارج از کشور یکی از اصول اساسی دکترین بایدن و نقطه عطف در سیاست خارجی آمریکا می باشد. من معقتدم اگر چه در مراحل اجرای نهایی خروج نیروهای آمریکا از افغانستان نوعی تاخیر و آشفتگی دیده می شد؛ ولی من این را یک تصمیم درست راهبردی می دانم. تحولات افغانستان قطعا به معنای پایان ایالات متحده به عنوان ابرقدرت جهانی نیست؛ هر چند که قدرت و نفوذ آن به طور نسبی در حال افول می باشد. خروج از افغانستان به معنای زوال پیمان ها و ائتلاف های آمریکا با شرکا و متحدان منطقه ای نمی باشد. البته همچنین غیرمحتمل به نظر می رسد که این وقایع، زلزله ی سیاسی در ایالات متحده ایجاد کند که باعث کنار گذاشتن رئیس جمهور بایدن شود. در مقابل، واشینگتن مشغول احیای مجدد مشارکت جهانی خود است. آن ها به جای تحولات خارجی، بیشتر بر تقویت پایگاه داخلی تمرکز می کنند. در واقع ایالات متحده در حال پایان دادن به جنگ صلیبی به نام دموکراسی و دفاع از ارزش های لیبرال در خارج است.

 

افغانستان ثابت نمود که پیروزی جهانی لیبرال دموکراسی در آینده نزدیک قابل دستیابی نیست. بازسازی و احیای کشورهای مشکل ساز «تخلیه مرداب» که مکان پرورش تروریسم هستند، بیهوده می باشد.نیروی نظامی ایالات متحده یک سلاح قدرتمند است؛ اما دیگر به عنوان ابزار نخست در نظر گرفته نمی شود.جنگ علیه تروریسم به عنوان تلاشی برای حفظ امنیت ایالات متحده به پایان رسیده است. در طی بیست سال گذشته هیچ حمله تروریستی مهمی در خاک ایالات متحده رخ نداده است. در عین حال تمرکز راهبردی، ژئواکونومیک، ایدئولوژیک سیاست خارجی ایالات متحده تغییر کرده است. مهم ترین تهدید وجودی ایالات متحده، چین می باشد و روسیه متجاوز اصلی است. ایران، کره شمالی و مجموعه ای از گروه های افراطی فهرست دشمنان را تکمیل می کند. تغییرات آب و هوایی و همه گیری کووید ۱۹ نگرانی های امنیتی ایالات متحده را به اوج خود رسانده است. از این رو مهم ترین وظیفه سیاست خارجی ایالات متحده، تقویت ائتلاف غربی تحت رهبری آمریکا می باشد.


همانطور که در سال ۲۰۰۷ شاهد رکود اقتصادی جهانی بودیم که ضربه ی گسترده ای به مدل اقتصادی و مالی آمریکا وارد کرد، در طی سال های ۲۰۱۶-۲۰۲۱ ایالات متحده آمریکا گرفتار بحران سیاسی شدید داخلی بود که اعتماد به نظام سیاسی ایالات متحده و ارزش های اساسی آن را تضعیف کرده است. فاجعه کووید ۱۹ ایالات متحده را تحت تاثیر قرار داد و بار دیگر شکاف های جدی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی آن را برجسته نمود. ایالات متحده در طی سال های گذشته به دلیل تصمیمات پرهزینه ملت سازی در خارج از کشور، از وضعیت داخلی غافل شد که امروزه بهای سنگین آن را می پردازد. اکنون دولت بایدن با پروژه های توسعه زیرساخت های بزرگ و حمایت از طبقه متوسط آمریکایی تصمیم گرفته است که این روند را اصلاح کند. بنابراین بحران داخلی آمریکا باعث این نگرانی شده که چین و روسیه بتوانند از آن برای پایان دادن به سلطه آمریکا و تضعیف این کشور استفاده کنند.


راهبرد دولت بایدن در تضاد با استراتژی گسترس دموکراسی در سرتاسر روسیه و چین و دفاع از نظام جهانی تحت رهبری ایالات متحده می باشد. در غرب، سلطه ایالات متحده در خطر نیست، هیچ یک از کشورهای غربی قادر نیستند که به تنهایی یا از طریق ائتلاف، بلوکی برای جایگزینی رهبری آمریکا ایجاد کنند. نخبگان غربی و وابسته به آنها کاملاً تحت نظر ایالات متحده هستند. آنچه آنها می خواهند رهبری قاطع ایالات متحده است. چیزی که آنها از آن می ترسند این است که ایالات متحده دست از مسائل بین المللی بردارد و به سمت تحولات داخلی عقب نشینی نماید. در مورد شرکای واشنگتن در مناطقی که برای منافع ایالات متحده حیاتی تلقی نمی شوند؛ آنها باید بدانند که حمایت آمریکا منوط به تحقق منافع راهبردی آن می باشد. ایالات متحده خواهان انزواطلبی نیست؛ زیرا تمرکز بر مسائل داخلی، سلطه جهانی یا حداقل برتری به صورت جدی به بخش جدایی ناپذیر هویت ملی آمریکا تبدیل شده است. همچنین ایدئولوژی لیبرال و دموکراتیک به عنوان یک عامل اصلی سیاست خارجی امریکا کنار گذاشته نخواهد شد. ایالات متحده به کشوری «عادی» تبدیل نخواهد شد که فقط از قوانین سیاست عملی پیروی کند. واشنگتن از ارزش ها به عنوان ابزاری برای تحکیم روابط با متحدان و سلاحی برای حمله به دشمنان استفاده خواهد کرد. این امر به کاخ سفید کمک می کند که هم در میان طیف های سیاسی و هم در میان شرکای ایالات متحده، چین و روسیه به عنوان دشمن قلمداد شوند و به همین دلیل بیشتر آن ها از مسکو یا پکن واهمه دارند.

 

 

منبع:https://rahbordemoaser.ir

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

۱
۲
۳
۴
۵
۶
۷
۸
۹
۱۰
۱
۲
۳
۴
۵
۶
۷
۸
۹
۱۰
۱
۲
۳
۴
۵
۶
۷
۸
۹
۱۰