شما اینجا هستید : صفحه اصلی » چین » چین - تحلیل رسانه های بین المللی » چرا چین بزرگترین قربانی اصلی تنش‌های فزاینده در اروپای شرقی است؟

چرا چین بزرگترین قربانی اصلی تنش‌های فزاینده در اروپای شرقی است؟

اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در telegram
اروپای شرقی و مرکزی همیشه استعداد تنش را داشته است و با به قدرت رسیدن جو بایدن در ایالات متحده، تنش‌ها بین روسیه و اتحادیه اروپا به‌ویژه بین کشورهای حامی مسکو و کشورهای متعهد به ایالات متحده در حال افزایش است. اوکراین مدت زیادی است که به دستور واشنگتن با روسیه درگیر شده و حالا تنش‌ها بین بلاروس و لهستان به سرعت در حال افزایش است، تا جایی که زنجیره تامین در سراسر منطقه و اروپا می‌تواند به زودی شاهد اختلالات بزرگ باشد. بطوریکه برخی از کارشناسان باور دارند افزایش تنش‌ها بین لهستان و بلاروس به شدت به منافع چین لطمه می‌زند.

دیپلماسی ایرانی: هفته گذشته دولت سوریه نیروهای نظامی خود را در منطقه درعا در جنوب غربی این کشور مستقر کرد؛ به نظر می رسید عملیات نظامی با هدف اعمال کنترل امنیتی کامل بر شهر طفس و مناطق اطراف آن صورت گرفته است. طفس و دیگر مناطق اطراف آن تحت توافق سال 2018 مبنی بر محدودیت بازگشت نیروهای نظامی دولتی در برابر آرام شدن شورش ها، هستند که با میانجی گری روسیه حاصل شده است. روسیه در تلاش برای جلوگیری از مداخله اسرائیل و اردن که نگران استقرار نیروهای ایرانی و تحت حمایت ایران در مناطق مرزی هستند، به دنبال حفظ شرایط کنونی در منطقه بوده است. مایکل یانگ از «دیوان» در نیمه ماه مه برای اطلاعات بیشتر درباره این منطقه با آرمناک توکماجیان، محقق غیرمقیم در کارنگی مرکز خاورمیانه با تخصص در مسائل مرزی و درگیری در سوریه، مصاحبه کرده است:

در حال حاضر در درعا چه اتفاقی در حال وقوع است؟

4 ماه مه اجساد 9 پلیس کشته شده در یک شهر واقع در جنوب غربی استان درعا پیدا شد. قاسم الصبیحی، کسی که این افراد را کشته، یک شورشی سابق است که بعدتر به نیروهای امنیتی دولت پیوسته. او برای کشته شدن پسر و دامادش دولت سوریه را مقصر می دانست و نیروهای پلیس را نیز به همین دلیل کشت. با این حال، پلیس درگیر نشد. پس از این حادثه افراد دارای نفوذ در درعا بیانیه ای در محکوم کردن او صادر کردند که در سنت های قبیله ای به معنای آن است که او دیگر از حمایت قبیله خود برخوردار نیست. با این حال، دولت بشار اسد اعلام کرد که مناطق آزاد شده را تحت کنترل امنیتی خود در خواهد آورد و در روزهای بعد، نیروهای پشتیبانی در منطقه مستقر شدند که نشان از آن داشت که دمشق به دنبال استفاده از این حادثه به عنوان بهانه ای برای افزایش حضور خود در آنجاست.

تشدید تنش های نظامی در درعا پیشتر سابقه نداشته است؟

تشدید تنش ها در سطحی که اکنون پیش بینی می شود، از تابستان 2018 که دولت اسد کنترل جنوب غربی سوریه را در دست گرفت، بی سابقه بوده و این در حالی است که تنش ها و خشونت های مسلحانه از زمان بازگشت نیروهای امنیتی سوری به یک شاخصه در منطقه درعا تبدیل شده. جدیدترین نمونه از عملیات نظامی نیروهای سوری در مارس 2020 و زمانی بود که با موفقیت کنترل خود را بر بخش هایی از شهر الصنمین اعمال کرد. با این حال، تحولات کنونی از چندین نظر بی سابقه بوده است. اول، سطح استقرار نظامی نیروهای امنیتی سوری قابل توجه و نشان دهنده احتمال عملیات نظامی گسترده در منطقه است. دوم، شهر طفس در نتیجه توافقی که با میانجی گری روسیه حاصل شد، شاهد حضور مستقیم نیروهای دولتی نبود. سوم، شورشی های پیشین در طفس و مناطق حومه آن کاملا مسلح هستند و اگر یک رویارویی نظامی صورت بگیرد، سطح خشونت بسیار بالا خواهد بود.

روسیه با توجه به میانجی گری آن در حصول توافق، به تشدید تنش ها چه واکنشی نشان خواهد داد؟

روسیه از زمان بازگشت نیروهای امنیتی سوریه به توافق متعهد بوده است. البته بر سر این مساله مناقشاتی وجود دارد. برخی از بازیگران مخالف مسکو را به دلیل خودداری از واکنش به اقدامات دمشق مورد انتقاد قرار داده اند. به هر حال، روس ها تا اندازه قابل توجهی به توافق متعهد بوده و در سال های گذشته مانع از حضور مستقیم نیروهای سوری در منطقه شده اند. این اقدام روسیه را می توان به نوعی، تلاش برای کاهش نگرانی های اسرائیل و اردن درباره احتمال حضور نیروهای ایرانی و گروه های شبه نظامی تحت حمایت ایران در جنوب غربی سوریه دانست. مداخلات متعدد روسیه در ممانعت یا محدودسازی حضور مستقیم نیروهای اسد در منطقه را می تواند نشان دهنده تعهد آن به توافق قلمداد کرد.

مذاکرات جاری با مشارکت روس ها می تواند نشان دهنده این مساله باشد که روسیه خواستار تشدید تنش نیست. شاید این مرتبه نیز مذاکرات بتواند همانند گذشته مانع از درگیری شود و با امتیازهای کوچک یا نمادین، به کاهش تنش ها بینجامد.

با توجه به سطح بی سابقه حضور نیروهای نظامی دولتی در منطقه، سناریوی دیگر می تواند این باشد که اگرچه روسیه حقیقتا به دنبال جلوگیری از درگیری نظامی است، اما در عین حال هدف وادار کردن شورشی ها به قائل شدن امتیازات بیشتر را دنبال می کند. احتمال دیگر هم این است که روسیه به دنبال تبدیل این بحران به فرصتی برای استخدام شورشی های سابق در یگان های طرفدار روسیه در ارتش سوریه باشد.

آیا تشدید تنش ها حاوی یک پیام پنهان برای روسیه است؟

اعزام یگان هایی از ارتش سوریه که با ایران ارتباط نزدیکی دارند، به منطقه تحت حمایت روسیه می توان یک پیام پنهان داشته باشد. اما این مساله نشان دهنده محاسبات مخاطره آمیز دمشق نه فقط در سطح منطقه ای، بلکه در ارتباط با نظمی است که روسیه در درعا ایجاد کرده. همانطور که پیشتر گفتم، این نظم به طور ویژه برای ممانعت از افزایش نفوذ ایران و نیروهای طرفدار ایرانی در جنوب غربی سوریه طراحی شده است.

با توجه به این توصیفات، وضعیت موجود در درعا چطور می تواند بر منطقه تاثیر بگذارد؟

جنوب غربی سوریه یک منطقه مرزی معمولی نیست. یک جبهه مناقشه آمیز منطقه ایست که هر گونه بی ثباتی و تشدید تنش های نظامی در آن می تواند اثرات فرامرزی داشته باشد. از این رو، تشدید تنش ها توسط یک جناح طرفدار ایرانی در داخل دولت سوریه برای اسرائیل و اردن ناخوشایند است چرا که هیچ کدام از آنها حضور ایرانی در نزدیکی بلندی های جولان را نمی خواهند و تحمل نمی کنند. نظمی که روسیه برقرار کرده، به رغم ضعف های بسیار آن، در ایجاد ثبات در جنوب غربی سوریه موثر بوده و در همسایگان آن اطمینان ایجاد کرده است. البته لازم به ذکر است که حضور نیروهای متحد ایران در ارتش سوریه در طفس و حومه آن لزوما به معنای پایان نظم منطقه ای نیست. اگر دمشق و تهران برای این طرح برنامه ریزی کرده باشند، هدف آنها را باید به صورت گامی تاکتیکی برای پررنگ کردن حضورشان در بازی منطقه ای درک کرد و نه یک قمار مخاطره آمیز برای بر هم زدن توازن موجود در این منطقه حساس.

نویسنده: مایکل یانگ

مقامات لهستانی تصمیم گرفته‌اند که حمل و نقل بار با بلاروس از طریق گذرگاه راه آهن کوزنیتسا را متوقف کنند. کمیته مرزی دولتی بلاروس اعلام کرد: «کمیته مرزی دولتی جمهوری بلاروس نامه‌ای رسمی از طرف لهستانی مبنی بر توقف حمل و نقل بار در گذرگاه راه‌آهن کوزنیتسا از دوم نوامبر دریافت کرده است.» در همین حال، با توجه به افزایش تنش‌های دیپلماتیک بین دو کشور، لهستان می‌تواند به زودی تمام ترافیک ریلی بین خود و بلاروس را متوقف کند.

در 12 نوامبر، وزیر امور داخلی لهستان گفت که کشورش آماده است تا ترافیک راه آهن را با بلاروس قطع کند، که این امر آن را از تجارت ترانزیتی محروم می‌کند. به گفته موسسه اقتصادی لهستان (PIE)، بسته شدن کامل مرز با بلاروس منجر به کاهش 1.6 میلیارد یورویی درآمد صادراتی این کشور خواهد شد. طبق گزارش RailFreight بیش از نیمی از حجم بار حمل شده توسط راه آهن بلاروس در سال گذشته بین اروپا و چین در ترانزیت بوده است.

خود چینی‌ها نیز اذعان دارند که تلفات ناشی از بسته شدن خط ریلی بلاروس در مرز لهستان برای قطارهای باری چین و اروپا بسیار زیاد است و مسیرهای جایگزین زمان‌بر خواهد بود. معمولاً رسانه ‌ای دولتی چین در مورد هر موضوعی زنگ خطر را به صدا در می‌آورند. ترس آنها از احتمال بسته شدن لهستان در حمل و نقل راه آهن به و از بلاروس نشان می‌دهد که چگونه افزایش تنش در اروپای شرقی واقعاً به منافع چین آسیب وارد می‌کند.

بیشتر محموله‌های ریلی چین-اروپا از مینسک می‌گذرد. اگر نتوانند از این مسیر عبور کنند، گزینه‌های دیگر از جمله لیتوانی و اوکراین به معنای ادامه مسیر طولانی خواهد بود، بنابراین آنها گزینه‌های خوبی نیستند.

تجارت راه آهن با چین از نظر مقیاس بسیار بزرگتر است و بیشتر شامل قطعات الکترونیکی و خودرو و محصولات نهایی است. این بدان معناست که یک محاصره بالقوه می‌تواند تا حدی زنجیره ارزش مهم اتحادیه اروپا و چین را مختل کند.

با تشدید تنش‌ها بین بلاروس و لهستان، رئیس جمهور بلاروس، پناهندگان و مهاجران را به اتحادیه اروپا رها می کند، چین کشوری است که با وجود دور بودن از خط آتش، بیشتر تحت تاثیر قرار خواهد گرفت. دلیل این امر این است که بیشتر تجارت چین با اروپا به روابط پایدار بین بلاروس و لهستان بستگی دارد.

اگر لهستان گفته است که آماده توقف ترافیک راه آهن بین خود و بلاروس است، مطمئن باشید به زودی این کار را انجام خواهد داد. لهستان با 250000 سرباز فعال و 50000 نیروی ذخیره، اخیراً متعهد شده است که بزرگترین ارتش اتحادیه اروپا را بسازد. بر اساس یک لایحه دفاعی پیشنهادی، نیروهای مسلح لهستان همچنین اختیار خرید تسلیحات از آمریکا یا هر شریک اروپایی را خواهند داشت. موقعیت ژئوپلیتیکی لهستان به گونه‌ای است که تقویت مرزهای این کشور با بلاروس و روسیه به یک ضرورت ضروری برای ورشو تبدیل شده است. تنش‌ها با بلاروس اخیراً داغ شده و لهستان آن را متهم کرده است که مهاجران خاورمیانه و آفریقا را برای ورود به اتحادیه اروپا از طریق لهستان تحت فشار قرار داده است.

با افزایش تنش‌ها در شرق_اروپا، پروژه ابتکار کمربند و جاده چین (BRI) در منطقه به خطر افتاده است. تجارت چین با کشورهای اروپای مرکزی و شرقی، بطور میانگین سالانه رشد 8 درصدی را در سال 2020 به ثبت رساند که دو برابر رشد تجارت این کشور با اروپا به عنوان یک کل است.

با این حال، بخش عمده‌ای از این تجارت به بلاروس و لهستان بستگی دارد و اگر لهستان تصمیم به توقف همه گشایش‌های مرزی با بلاروس بگیرد، چین حجم تجارت و نفوذ خود را در اروپا از دست خواهد داد. بنابراین، پکن به عنوان بزرگترین قربانی تنش‌های فزاینده در اروپای مرکزی و شرقی متحمل می‌شود.

منبع: TFI GLOBAL

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10