شما اینجا هستید : صفحه اصلی » شامات » بحران سوریه - شبکه تحلیل گران » «منازعه‌طولانی‌شده» در سوریه و تحولات ادلب

«منازعه‌طولانی‌شده» در سوریه و تحولات ادلب

اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در telegram
نوشتار حاضر ضمن ارائه یک صورت بندی نظری ار منازعه سوریه، تلاش می کند تحولات اخیر ادلب را با کاربست مفهوم «منازعه‌طولانی‌شده» تحلیل و ارزیابی کند.

وضعیت سوریه در روزهای اخیر به صورت فزاینده ای منازعه آمیز شده است. درگیری ها در ادلب و ورود مستقیم ترکیه به عرصه تقابل نظامی پراکنده با دمشق و متحدانش، بر ناپایداری شرایط افزوده است. نوشتار حاضر تلاش می کند با ارائه تبیینی تئوریک از این وضعیت، صورت بندی میدانی تحولات را نیز بررسی کند. به عبارت دیگر نگارنده تلاش می کند از تئوری برای تبیین آن‌چه در عمل روی می دهد، بهره ببرد. از این رو ابتدا به ارائه تبیینی تئوریک از منازعه طولانی شده پرداخته و سپس با توجه به این صورت بندی نظری، برخی نکات درباره تحولات روزهای اخیر در شمال سوریه واکاوی می شود.

منازعات طولانی‌شده(۱)

در ادبیاتِ مدیریتِ منازعات بین المللی که البته می توان آن را مسامحتاً «مدیریت بحران» نیز نامید، دسته ای از منازعات وجود دارد که به آن ها «منازعات طولانی شده» گفته می شود. برخی از ویژگی های منازعات طولانی-شده عبارتند از: ۱- درگیری های نظامی پراکنده درون منازعه وجود دارد؛ ۲- راه حل سیاسی پایداری ندارد؛ ۳- خودتداوم بخش است؛ ۴- دلایل منازعه، متعدد و متنوع است و علت واحدی ندارد؛ ۵- بر همه ابعاد زندگی طرف های منازعه اثرگذار است؛ ۶- هیچ یک از طرفینِ منازعه زمان و دورنمای مشخصی را برای فرادستی مطلق درنظر ندارند؛ ۷- منازعات طولانی شده را نمی توان حل کرد، بلکه می توان از آثار خشونت بار آن ها کاست؛ ۸- منازعات طولانی شده واجد ویژگی تعدد کنشگران است و ۹- در این دسته از منازعات، هرلحظه احتمال وقوع جنگ وجود دارد.

در ادبیاتِ مدیریتِ منازعات بین المللی که البته می توان آن را مسامحتاً «مدیریت بحران» نیز نامید، دسته ای از منازعات وجود دارد که به آن ها «منازعات طولانی شده» گفته می شود

به صورت کلی، منازعه و همکاری، دو وضعیت توأمان در محیط بین المللی و روابط بین بازیگران مختلف هستند. در سطح کلان نظام بین الملل، می توان همکاری را سازگاری رفتار بازیگران از طریق هماهنگ سازی دانست . (۲)در مقابل، منازعه در اثر ناسازگاری منافع میان بازیگران شکل می‌گیرد. از این رو منازعه را می‌توان وضعیتی دانست که بازیگران درگیر در آن تلاش می کنند علاوه بر دستیابی به منافع مشخص، دیگری-دیگران را از رسیدن به هدف مطلوب بازدارند .(۳) بین این دو وضعیت عام و کلی می توان موقعیت های دیگری را مشاهده کرد که البته هریک به لحاظ سیاسی دارای خصلت ها و مؤلفه های متفاوتی هستند که این مقال، مجال بیان آن ها نیست. به این وضعیتِ طیفی، «پیوستار منازعه-همکاری» می گویند:

 

منازعه طولانی شده در سوریه

براساس چنین صورت بندی نظری، در سوریه یک منازعه طولانی شده جریان دارد. به عبارت دیگر تقریباً همه ویژگی ها و خصائصی که در ابتدای این نوشتار، برای منازعه طولانی شده برشمرده شد، در سوریه قابل رؤیت است. از سوی دیگر بازیگران متعدد حاضر در این منازعه در شرایط زمانی متفاوت و نسبت به موضوعات مختلف، در نقطه خاصی از پیوستار منازعه-همکاری نسبت به هم قرار می گیرند. در مجموع به نظر می رسد این صورت‌بندی نظری بتواند چارچوبی برای تحلیل تحولات روزهای اخیر در ادلب ارائه کند. در ادامه به برخی از این نکات تحلیلی اشاره می شود:

۱- به رغم این‌که تصور می شد با آرامش چندماهه در جبهه های شمالی، برگزاری نشست های متعددِ روند آستانه و تشکیل کمیته تدوین قانون اساسی در سوریه، تحولات میدانی کم رنگ خواهد شد، روند روزهای اخیر نشان داد چنین تحلیلی چندان با واقعیات میدانی منطبق نیست. منازعه سوریه راه حل سیاسی پایداری ندارد؛ آن چنان که منازعه اعراب و رژیم صهیونیستی به عنوان طولانی ترین منازعه روابط بین الملل، تاکنون راه حل سیاسی پایداری نداشته است. از سوی دیگر مطلوبیت های طرف های درگیر در منازعه سوریه، آن را در نقطه ای قرار داده که امکان حل وفصل آن چندان آسان نیست و تنها می توان از مدیریت آن سخن گفت. آن-چنان که به نظر می‌رسد روس ها تاکنون درحال مدیریت این منازعه و برقراری توازن بین دمشق، تهران، آنکارا، تل آویو و کردها بوده اند.

در سوریه یک منازعه طولانی شده جریان دارد. به عبارت دیگر تقریباً همه ویژگی ها و خصائصی که در ابتدای این نوشتار، برای منازعه طولانی شده برشمرده شد، در سوریه قابل رؤیت است

۲- توانایی و ظرفیت هر بازیگری برای مدیریت تحولات درون یک منازعه، محدود است. البته قدرت های بزرگ به دلیل برخورداری از سطح توانمندی و کنشگری بیشتر، گزینه های متعددی برای مدیریت یک منازعه دارند. اما همین گزینه ها نیز در برخی لحظات محدود می شود. روسیه به عنوان مهم ترین بازیگر تحولات سوریه، بارها نشان داده که سطح کنشگری محدودی دارد یا حداقل براساس منطقه هزینه و فایده، از اِعمال برخی اقدامات، اجتناب می ورزد. ورود مستقیم ترکیه به نبرد نظامی با دمشق، شاید حساس ترین نقطه تصمیم گیری برای سیاست مداران روس باشد. روند سرنگونی پهپادها و جنگنده های سوریه و ترکیه در روزهای اخیر، نشان می-دهد هردو تمایلی به عقب نشینی ندارند؛ چه اینکه دمشق، روز گذشته آسمان ادلب را منطقه پرواز ممنوع اعلام کرد؛ اکنون اما روس ها باید بین حمایت از متحد منطقه ای خود و پرونده های گشوده ای که با ترکیه دارند، توازن ایجاد کنند؛ ازجمله ترک استریم، اس-۴۰۰، لیبی و …

۳- خصلتِ امکان وقوع جنگ، همواره در منازعه سوریه وجود داشته و تا آینده‌ای غیرقابل پیش بینی نیز وجود خواهد داشت. در ماه های اخیر با تلاش دمشق و متحدانش، حدود ۲ هزار کیلومتر از خاک این کشور آزاد و پاک سازی شد که آزادسازی بزرگراه راهبردی M5شاید مهم ترین آن ها بود. با این وجود، در روزهای گذشته درگیری های نظامی بین دمشق و ترکیه نشان داد چندان نمی توان نسبت به آزادی ادلب خوشبین بود. اما چرا مقاومتِ اردوغان قابل فهم است؟

۴- ترکیه به عنوان مهم ترین بازیگر خارجیِ معارضِ نظام سوریه، در سال های اخیر هزینه های فراوانی را به لحاظ نظامی، مالی، حیثیتی و لجستیکی برای کسب دستاوردهای ملموس متقبل شده است. با این وجود نتوانسته به اهداف از پیش تعیین شده خود برسد. از منظر آنکارا، بشار اسد هم‌چنان در قدرت است، گروه های اخوانی هنوز نتوانسته اند راهی در نظام سیاسی دمشق بیابند، روابط اقتصادی با سوریه به شدت آسیب دیده، میلیون ها آواره سوری به ترکیه پناهنده شده اند و سطح تهدید کردها نیز افزایش یافته است. از این رو تحولات ادلب، آخرین امید اردوغان برای کسب دستاوردهای حداقلی از منازعه سوریه محسوب می شود. چه اینکه نتیجه مذاکراتِ کمیته تدوین قانون اساسی نیز تا حدود زیادی به تحولات میدانی وابسته است.

منازعه سوریه راه حل سیاسی پایداری ندارد از سوی دیگر مطلوبیت های طرف های درگیر در منازعه سوریه، آن را در نقطه ای قرار داده که امکان حل وفصل آن چندان آسان نیست و تنها می توان از مدیریت آن سخن گفت

۵- وضعیت روسیه و ترکیه در تحولات روزهای اخیر اگرچه متغیر و مبهم به نظر می رسد، اما همچنان که در تحلیلی پیش از وقوع این درگیری ها اشاره شد(روابط روسیه و ترکیه به کدام سمت می‌رود؟)، درحال نوسان است و نمی توان این دو کنشگر را در شرایط نزدیک به همکاری یا منازعه یا به عبارتی دیگر در دو سرِ پیوستار منازعه-همکاری ارزیابی کرد. هرچند که نشانگرهای منازعه آمیز در روابط فیمابین ازجمله حمله هوایی روس ها به کاروان نظامی ترکیه افزایش یافته است؛ به نظر می رسد در روزهای آینده باید منتظر افزایش این نشانگرها بود، اما در نهایت بازهم دور از ذهن است که طرفین به انتهای پیوستار برسند.

۶- شاید مهم ترین رویداد روزهای اخیر، حمله ارتش ترکیه به مقر نیروهای هم‌پیمان ایران در سوریه بود که منجر به شهادت هشت نفر از نیروهای حزب الله نیز شد. از این رو به نظر می رسد ترکیه با توجه به احتمال حمایت آمریکا و رژیم صهیونیستی و البته سکوت احتمالی روسیه، برای ضربه به منافع متحدان ایران در سوریه بی تمایل نیست. ترکیه احتمالا تصور می کند ترور فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران، تداوم تحریم های آمریکا علیه ایران، مشکلات اقتصادی، مشارکت پایین در انتخابات مجلس شورای اسلامی و حتی وضعیت شیوع ویروس کرونا در ایران، می تواند فرصتی ایجاد کند تا بدون دریافت پاسخ متناسب، منافع جمهوری اسلامی و متحدانش در سوریه را هدف قرار دهد.

۷- اگرچه پس از حمله ترکیه به مقر نیروهای حزب الله، مرکز مستشاری ایران در سوریه در بیانیه نسبتاً شدیدی، این حمله را محکوم کرد، اما نکته کلیدی این بیانیه آن بود که نیروهای ایرانی به دستور فرماندهان خود، سربازان ترک را هدف قرار نداده اند. فارغ از این‌که اساساً چرا باید در چنین شرایطی، این نکته در بیانیه مورد اشاره قرار داده شود، به نظر می رسد تلاش جمهوری اسلامی برای جلوگیری از بروز درگیری با ترکیه، منطقی است؛ هرچند که این تلاش نباید با رفتارها و سخنان نسنجیده به ضعف تلقی شود. روابط ایران و ترکیه در منازعه سوریه تا پیش از آغاز دور جدید عملیات در ادلب، در وضعیت «اختلاف» قرار داشت. در هفته های اخیر این روابط به «تنش» رسید و در لحظه هدف قرارگرفتن نیروهای حزب الله به «بحران» تبدیل شد. حداقل منافع ایران ایجاب می کند وضعیت را به سطح اختلاف بازگرداند.

۸- در میان هیاهوی اقدامات تند و تیز اردوغان اما نباید از کنشگری روس ها غافل شد. پاشنه آشیل نقش-آفرینی ایران در سوریه، روسیه خواهد بود، نه ترکیه. بنابراین جمهوری اسلامی باید فراتر از تحولات خرد در شمال و جنوب سوریه، یک دستور کار مشترک با مسکو را طراحی و پیاده کند. نمی توان پذیرفت پس از حدود چهار سال همکاری نظامی و سیاسی با سوریه، بازهم غافلگیر شد یا رفتاری از طرف مقابل را پیش بینی نکرد. سیاست بین الملل، عرصه ممکن هاست.

اکنون اما روس ها باید بین حمایت از متحد منطقه ای خود و پرونده های گشوده ای که با ترکیه دارند، توازن ایجاد کنند؛ ازجمله ترک استریم، اس-۴۰۰، لیبی و …

نتیجه گیری

منازعه سوریه را به لحاظ نظری می توان ذیل منازعات طولانی شده صورت بندی کرد. منازعه ای که راه حل پایدار سیاسی ندارد و هرلحظه امکان بروز جنگ در آن وجود دارد. تحولات روزهای اخیر، وضعیت این منازعه را پیچیده تر کرده و به نظر می رسد باید منتظر پیچیدگی های بیشتری نیز بود. روس ها مجبور به اخذ تصمیمات دشواری خواهند بود و ترک ها نیز برای برباد نرفتن آخرین آرزوهایشان خواهند جنگید. ایران اما باید به نحوی رفتار کند که نه غافلگیر شود و نه آن‌چه به دست آورده، در مدت کوتاهی از دست بدهد.

منابع و پی نوشت

۱- protracted conflict

۲- دهقانی فیروزآبادی، سیدجلال (۱۳۹۵). کلیات روابط بین الملل. تهران: مخاطب.

۳- قربانی نژاد، محمدرضا و دیگران (۱۳۹۳). «بررسی مفهوم منازعه در نظریه های روابط بین الملل و ژئوپلتیک». فصلنامه راهبرد. سال بیست و سوم (شماره ۷۰). ۲۹۱-۲۶۵.

۴- وفایی فرد و طالبی، فرهاد و روح اله (۱۳۹۸). «آینده روابط ایران و روسیه بر سر سوریه (همکاری یا منازعه؟)»، فصلنامه پژوهش های سیاسی جهان اسلام، سال نهم (شماره ۴)، ۱۱۸-۹۳.

منبع:http://tabyincenter.ir

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

۱
۲
۳
۴
۵
۶
۷
۸
۹
۱۰
۱
۲
۳
۴
۵
۶
۷
۸
۹
۱۰
۱
۲
۳
۴
۵
۶
۷
۸
۹
۱۰